الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦٨ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
آميختن بآن انساب محفوظ و محروساند زيرا كه حضرت ايزد تعالى آن جماعة را درجهء عاليهء عزّت و شرف از روى احسان و لطف ارزانى داشته و حضرت قادر سبحان اين أعيان را خزّان علم و عرفان گردانيد .
پس كسى كه خازن علم خداى تعالى و أمين غيب ربّ العلى و مستودع سرّ و حجّت خداى أكبر بر تمامى خلقان و ترجمان و لسان ايشان باشد بايد كه متّصف باين صفت حسنه و شيوهء محسّنه بود . پس حجّت براى امّت نيست الَّا از نسل أنبياى ربّ العزّت كه قايم مقام و نايب مناب نبىّ در امّت گردد به وسيلهء علم و معرفت كه در نزد آن كس باشد كه آن علم از رسول باو رسيده باشد .
اگر مردمان منكر او در علم شوند او ساكت شود و بعد از سكوت او از انكار خلقان و بقاء مردم بر انكار او علم رسول كه در نزد قايم مقام او بود و در دست منكر نباشد و اگر أحيانا قليلى از علم رسول در نزد آن بو الفضول باشد در آن نيز اختلاف كنند و در ميان خود برأى و قياس اقامت نمايند .
و اگر اقرار برسول و اطاعت آن حضرت و اخذ علم از او مينمودند هر آينه عدل ظاهر و أمر مستوى و متظاهر شدى و اختلاف و تشاجر در ميان طوايف بشر بر طرف گشتى و دين اله واهب روشن و يقين بر شكّ بىشك غالب و مبرهن بودى .
امّا در هنگام تشاجر و نزاع اميد اقرار مردم برسول و اطاعت آن حضرت از روى عزّ قبول ميسّر نيست و هيچ رسول و نبىّ ربّ العزّت از اين دار الفناء و المحنه انتقال و رحلت ننمودند مگر آنكه امّت هر يك ايشان اختلاف بعد از آن حضرات نمودند و برأى و قياس بىأساس خود عمل فرمودند .