فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٣٠ - ابو ريحان گويد
ماننده و گرد بر گرد قطب شمالى در آمده از قطبهاى فلك البروج. و چهارم قيفاوس چون مردى با كلاه و بر يك زانو نشسته و دو دست دراز كرده. و پنجم صورت عوا اى بانگكننده چون مردى بر پاى و هر دو دست دراز كرده. و ششم صورت فكّه، او را إكليل خوانند، اى افسر. و عامه مردمان او را بكاسه يتيمان و مسكينان مانند كنند. و هفتم جاثى على ركبتيه اى زانو زده و صورت او همچون نام اوست. و هشتم لورا و آن چنگ رو مىباشد. و گاهگاه او را كشف نام كنند.
و نهم صورت دجاجه اى ماكيان، چون بطى است گردن دراز كرده و هر دو پر بگشاده بر كردار پرندگان. و دهم صورت ذات الكرسى اى خداوند كرسى، چون زنى نشسته بر تختى بر كردار منبر. و يازدهم صورت بر وساوس. و او را نيز حامل رأس الغول خوانند، اى برنده سر غول كه در بيابان مردم را بيراه كند. و چون مردست ايستاده بر پاى و بدست او سرى است بريده سخت زشت و دوازدهم صورت ممسك العنان اى دارنده عنان. چون مردى بيك دست عنان گرفته دارد و بديگر دست تازيانه. و سيزدهم صورت حوّا اى مار افساى، مردى بر پاى ايستاده. و چهاردهم صورت حيّة الحوا اى مار مار افساى، همچون ماريست و مارفساى ميان او بدو جاى بهر دو دست گرفته دارد. و مار سر و دنبال بر آورده دارد از سر مار افساى بلندتر. و پانزدهم صورت سهم اى تير. و تير او را نوك خوانند، از جهت آنك چيزيست دراز بىصورت.
پس هر نام احتمال كند كه بر مانند اين افتاده باشد. و صورت شانزدهم عقاب.
و او بر تير نشسته است. و صورت هفدهم دلفين و اين جانورى است دريائى همچون خيك، مر مردم را دوست دارد. و بكشتيها انس يابد. و غرقهشدگان را برهاند، اگر مرده باشد يا زنده. و صورت هژدهم فرس اوّل اى اسب نخستين، همچون سر اسبى تا گرد نگاه او. و از بهر اين او را گهگاه پاره اسب خوانند. و نوزدهم صورت فرس ثانى اى اسب دوم. و آن چون نيمه پيشين است با دو پر. و پاى ندارد، زيرا كه نيمه زيرينش بريده است چون گاو كه بصورتهاى بروج گفتيم. و بيستم صورت اندروميدا. و نيز او را المرأة الّتى لم تر بعلا خوانند، اى آن زن كه شوى نديده است. و نيز او را مسلسله خوانند اى بزنجير بسته. و او چون زنى است ايستاده و اين زنجير بو الحسين پسر صوفى ميان دو پاى او همىكند. و اما اراطس آنك اين صورتها را كرده است.
اين زنجير بدو دست او همىدركند، تا چون آويختهاى باشد بدان. و صورت بيست و يكم مثلث اى سه سو. و صورت او همچون نام اوست.
صورتهاى جنوبى كدامند نخستين صورت قيطس. و اين جانورى است در درياى و دو دست دارد و دنبالش چون آن مرغ. و دوم صورت جبار اى بزرگ منش. چون مردى است كمر شمشير بسته. و سوم صورت نهر، اى جوى. و در او پيچهاست. و چهارم صورت ارنب اى خرگوش. و پنجم صورت كلب اكبر اى سگ بزرگ. و ششم صورت كلب مقدّم، اى سگ پيشين. و هفتم صورت