فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٤٥ - نكته
چون حق شفعه بخلاف اصل و قاعده تسليط است و نبايستى كسى توانسته باشد ملك ديگري را قهرا از او بگيرد لذا بايد اقتصار بقدر متيقن نمود و قدر مسلم حق شفعه اختصاص به بيع داشته و در غير بيع حتى در هبه معوضه نيز جارى نيست زيرا معوض در مقابل عين موهوبه نيست تا مثل بيع باشد بلكه عوض در مقابل خود هبه است معاوضه بين دو هبه است نه بين دو موهوب.
بعبارت ديگر بيع مبادله مالى است بمالى و هبه معوضه مبادله عملى است بعملى و مال به تبع مقصود است نه آنكه مقصود بالاصاله باشد.
و متيقن موردى است كه حصه هر يك از دو شريك ملك طلق باشد. پس در وقف حق شفعه جارى نيست.
(كليات حقوقى ص ١٩٤) رجوع به شعفه شود
حَقِّ اوَّل
- (اصطلاح فلسفى) ذات حق تعالى است.
الحقُّ بِالحَقِّ لِلحَقّ
- (اصطلاح عرفانى) اين عبارت را ابو سعيد خراز در كلمات خود چنين تعبير و بيان كرده است كه «العبد موقوف مع الحق بالحق للحق» يعنى «موقوف مع الله بالله لله» (از لمع).
حَقِّ فَسخ
- (اصطلاح فقهى) فسخ و برهم زدن معامله را گويند بيكى از موجبات خيار فسخ و اين حق ويژه كسى است كه كه حق اعمال خيار فسخ دارد.
در كليات حقوقى آمده است.
وقتى يكى از متبايعين دعوى كند كه براى او شرط خيارى شده يا مدت خيارش زائد بر مقدارى است كه مورد قبول طرف است يا دعوى كند كه صاحب خيار عقد را امضاء كرده در همه اين احوال قول منكر مقدم است.
و هرگاه اصل خيار و مقدار مدت آن مورد توافق طرفين بوده و اختلاف بين آنها در انقضا عمدت باشد مقتضاى استصحاب بقاء مدت خيار است.
گر اختلاف فيما بين آنها در فسخ و اجازه باشد اگر اين اختلاف در ظرف مدت خيار باشد قول ذو الخيار نظر بقاعده من- ملك شيئا مقدم است. و اگر بعد از مدت خيار باشد قول منكر، مقدم خواهد بود.
(كليات حقوقى ص ١٠٨) وقتى خيار فسخ براى هر يك از بايع و مشترى باشد امضاء و التزام يك نفر از آنها مسقط حق ديگرى نخواهد بود بلكه تا آخر مدت حق فسخ خواهد داشت.
حَقّ و صِدق
- (اصطلاح كلامى و فلسفى) در فرق بين حق و صدق بعضى گفتهاند حق حكم مطابق با واقع است و شامل اقوال و عقايد و مذاهب ميشود باعتبار اشتمال مذاهب بر اقوال و عقايد در برابر باطل.
و اما صدق آن طور كه مشهور است مخصوص باقوال است و در برابر كذب است.
پاره گفتهاند حق باعتبار مطابقت واقع است با حكم و صدق مطابقت حكم است با واقع.
(رجوع شود به شرح عقايد نسفيه ص ١٩)
حِقد
- (اصطلاح اخلاقى) و يكى از كيفيات نفسانى است و آن عبارت از كيفيتى است كه در موقع غضب پديد مىآيد و در موقع انتقام از خصم كه نه در نهايت دشوارى