فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٢٤ - نكته
كلمه لا اله الا الله دوازده حرف است منطبق با بروج دوازدهگانه.
حُروفِ زائِد
- (اصطلاح ادبى) در زبان عرب حروفى كه زائده واقع مىشوند و يا در كلمات مزيد فيه از آنها استفاده مىشود عبارتند از حروف «اليوم ننساه» كه ده حرف ميباشند (از دستور ج ١ ص ١١٩- شرح تصريف ص ٧٣)
حُروفِ زيادَه
- (اصطلاح ادبى) در زبان عرب هفت كلمهاند كه گاه زائد واقع ميشوند و آنها «ان» بفتح همزه «ان» بكسره همزه «ما، لا، من، با و لام» ميباشند مانند «ما ان زيد بقائم» كه ماء نافيه و باء زائده براى زينت است و «فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ» كه ان بعد از لما زائده واقع شده است و ما با كلمات إذ و متى و اىّ و اين زائده واقع شود مانند «إذ ما. اينما» و بعد از برخى از حروف جاره مانند «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ».
(از الهدايه ص- ٢١)
حُروفِ شَرط
- (اصطلاح ادبى) و در زبان عرب حروف «ان» بكسر همزه «و لو» و «اما» بكسره همزه را حروف شرط نامند رجوع شود به هر يك از اين كلمات و نيز رجوع شود به.
(الهدايه ص ٢١١).
حُروفِ صِغار
- (اصطلاح علوم غريبه) در مقابل حروف كبار.
جابر بن حيان گويد: فتحه الف كوچك و ضمه و او كوچك و كسره ياء كوچك.
و او خود و او بزرگ و ياء خود ياء بزرگ است.
و همه نغمهها از اين شش حرف درست ميشود.
(از رسائل جابر ص ١٤)
حُروفِ سِفلى
- (اصطلاح علوم غريبه) اهل فن سيارات هفتگانه را با حروف جمل منطبق كرده و گويند حرف صاد كه نماينده عدد نود بود آن سفليات بود و زحل را حرف جيم بود كه نماينده ٤ است و حرف واو آن مشترى بود كه مسدس است و حرف زاى آن زهره بود كه مسبع بود و حرف حاء آن عطارد بود كه نماينده ٨ است و مثمن بود و حرف طاء آن قمر بود كه متسع بود و زحل مثلث بود.
(از كتاب- شمس المعارف الكبرى تاليف احمد بن على البونى متوفى ٦٢٢ چاپ مصر. ص ٥)
حُروفِ عاليات
- (اصطلاح عرفانى) حروف عالياب عبارت از موجوداتاند كه شئون ذاتى موجود در غيب الغيوباند مانند درخت در هسته (اصطلاحات شاه ص ١٦- كشاف ص ٣٢٦) شاه نعمت الله گويد:
ما جمله حروف عالياتيم مدام
پنهان ز همه بغيب ذاتيم مدام
هر چند كتاب عالمى بنوشتيم
پوشيده ز لوح كائناتيم مدام