فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٩٤ - ط
ميان امت خلاف نباشد، در حصول فرقت [با لفظ تنها] خلافست، و دليلى نيست برو، و اصل بقاى عقد است، پس واجب است كه با خلع طلاق باشد.
و طلاق مبارات بكراهت شوهر و زن باشد. و درين طلاق زيادت بر آنچه باشد روا نباشد. و صورتش آنست كه گويد:
«باراتك على كذا و كذا فانت طالق»، يعنى، مبارات كردم با تو بر چندين و چندين، پس تو از من طالقى.
و در خلع و مبارات بيك طلاق بينونت حاصل شود، و مالك رجعت نباشد الا كه زن رجوع كند در اندرون عدت با آنچه بذل كرده باشد. و چون از عدت برود وى را در رجوع اختبارى ندانند.
و در طلاق باين، زن را نفقت و كسوت نباشد و نه سكنى، براى آنكه اصل برائت ذمت است.
و اگر بيك لفظ سه طلاق دهد اين طائفه را دو قول است:
يكى آنكه هيچ طلاق واقع نشود، زيرا كه مخالف سنت است.
ديگر آنكه يك طلاق واقع شود، از براى آنكه يك طلاق واقع شود، از براى آنكه چون گفت: «انت طالق ثلثا»، طلاق در لفظ آورده است با تمامى شرايط آن، پس واجب باشد كه واقع بود. و آنكه گفت: «ثلاثا»، آن را حكمى نباشد، زيرا كه مخالف سنت است، او را هيچ تأثيرى نباشد در افساد آن چيزى كه شرايط صحت وى بتمامى حاصل باشد.
و دليل ديگر بر صحت اين قول آنست كه روايت كردهاند كه مردى زن خود را سه طلاق داد، آنگه پشيمان شد، و سخت اندوهگين گشت، پيغمبر ص سؤال كرد كه چگونه طلاق دادى؟ گفت سه طلاق دادم در يك مجلس. رسول ص فرمود: آن يك طلاق است، گر خواهى رجوع كن.
(معتقد الاماميه ص ٤٥٠، ٤٥٨)
طَلاقِ بائِن
- (اصطلاح فقهى) و منظور طلاقى است كه در آن رجوع ممكن نيست مگر پس از محلل.
١- طلاق غير مدخول بها يعنى زنى كه عمل مواقعه اعم از قبل يا دبر با او صورت نگرفته باشد.
٢- زن يائسه و آن زنى كه بواسطه رسيدن بسن پنجاه يا شصت طبيعة خون حيض نبيند.
٣- مختلعه و مبارات در صورتى كه زوج رجوع ببذل نكرده باشد.
٤- مطلقه ثلاث. پس زنى كه شوهرش او را سه نوبت طلاق داده باشد در نوبت سوم طلاقش بائن خواهد بود.
(كليات حقوق ص ٣٠٧)
طَلاقِ بِدعى
- (اصطلاح فقهى) در كليات حقوقى آمده است:
- طلاق بدعى طلاقى است كه فاقد يكى از شروط صحت طلاق باشد مثل طلاق در حال حيض و سه طلاقه كردن زن بدون تخلل رجوعى بين آنها.
(كليات حقوق ص ٣٠٥ رجوع به طلاق شود.)
طَلاقِ خُلع و مُبارات
- (اصطلاح فقهى)- رجوع به طلاق شود.
طَلاقِ رِجعى
- (اصطلاح فقهى) رجوع به طلاق شود
طَلاقِ سُنَّت
- (اصطلاح فقهى) رجوع به طلاق شود.