فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٢٠ - پاره از اصطلاحات تركيبى
و يا ريسندگى براى بافندگى و آنچه مكمل است مانند دوزندگى و برندگى و رفوگرى ...
(رجوع شود برساله هفتم از رسائل اخوان ص ٢١٦- ٢٢٠) اخوان الصفا گويند: مصنوعات بر چهار قسم بوند: بشرى، طبيعى، نفسانى و الهى.
بشرى مانند صنعتهاى انسانها و اقسام كارهائى كه انجام ميدهند.
طبيعى مانند انواع صور حيوانات و نباتات نفسانى مانند نظام مراكز اركان اربعه و تركيب افلاك و نظام صورت و شكل عالم.
الهى مانند صور مجردات از مبدعات و مخترعات ...
(رجوع شود به ص ٢١١)
صَناعَتِ بُرهان
- (اصطلاح منطقى) مراد منطق است.
صِناعَةُ التَّاليف
- (فلسفى) عم موسيقى است (از رساله آراء و ديانات ص ٤٠١)
صَناعَةُ الطَّبيعة
- (اصطلاح فلسفى) مراد فن طبيعى از فلسفه است.
صَنَم
- صنم نام بت است و نزد صوفيان آنچه انسان را از خدا باز دارد زيرا آنچه تو در بند آنى بنده آنى و در اصطلاح اشراق عبارت از اجسام و انواع جسميه است كه هر نوع صاحبى دارد كه جمع آن را ارباب اصنام نامند (از اسفار ج ١ ص ١٢٤ و رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات ص ١٩٩)
صَواب
- (اصطلاح منطقى، فلسفى) صواب مقابل خطاء است و امر ثابتى است كه قابل انكار نباشد.
(از دستور ج ٢ ص ٢٥٤)
صَواعِق
- (اصطلاح عرفانى) جمع صاعقه است و بروز تجليات الهى است و انوار ازلى است كه همه عالم و آدم را پديدار كرد.
انصارى گويد: اى خداوند كريم، اى كردگار نامدار، اى در وعد راست و در عدل پاك و در فضل تمام، در مهر قديم آنچه ميخواهى مينمايى و چنانكه خواهى مىآرايى، هر يك را نامى و در دل هر يك از تو نشانى رقم شايستگى بر قومى و داغ ببايستگى بر قومى، شايسته از راه فضل در آورده، بر مركب رضا ببدرقه لطف در نوبت تقريب و در هنگام اكرام و ناشايسته در كوى عدل رانده بر مركب غضب ببدرقه خذلان در نوبت حرمان، اين حرمان و آن تقريب نه از آب آمد و نه از خاك كه آن روز كه اين هر دو رقم زد، نه آب بود و نه خاك، فضل و لطف ازلى بود و قهر و عدل سرمدى، بهره آن يكى نصيب مخلصان و اين يكى بهره منافقان (از عده ج ١ ص ٩٢، ٩٣)
صَوامِت
- (اصطلاح فلسفى) مراد از حيوانات صامت يعنى غير ناطق و صوامت حيوانات غير انسانند.
(از مجموعه دوم مصنفات ص ٢١٩)
صَوامِع
- (اصطلاح عرفانى) صومعه عبادتگاه را گويند و مقام توجه دل را گويند و قطع علاقه از ما سوى الله را گويند.
صوامع علوى مقام لاهوت است.
و صوامع افلاك جهان افلاك سماوى است كه بارگاه الهىاند رجوع بصومعه شود.