فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٢٧ - س
سِياسَتِ مُلُوكى
- (اصطلاح اجتماعى) و آن معرفت حفظ قوانين و روش ملتها و احياء سنتهاى خوب و انفاذ احكام ...
بود.
(رجوع شود برساله هفتم از رسائل اخوان ص ٢٠٨) (از اخلاق ناصرى ص ٢٥٧)
سِياسَتِ مَدَنيَّه
- (اصطلاح اجتماعى) و يكى از اقسام حكمت عملى است و آن علم بمصالح جماعتى است كه در شهرى و كشورى اجتماع كردهاند بر مبناى تعاون بقاء نوع و ترفيه زندگى افراد و آن خود بر دو قسم است يكى آنكه متعلق بملك و سلطنت است كه علم سياست نامند و ديگر آنچه متعلق بشرايع آسمانى و احكام الهى و دستورات انبياء و اولياء است كه علم نواميس مينامند.
(از دستور ج ٢ ص ١٩٤)
سِياسَتِ ناقِصَه
- (اصطلاح اجتماعى) و از فروع سياست مدينه است و يكى از اقسام سياست ملك است كه آن را تغلب خوانند و غرض از آن استعباد خلق بود و لازمش نيل شقاوت و مذمت است.
(از اخلاق ناصرى ص ٢٥٧)
سياسَتِ نَبَويَّه
- (اخلاقى، اجتماعى) و آن عبارت از معرفت كيفيت وضع قوانين و سنن خوب و مداواى نفوس مريضه بود (رجوع شود برساله هفتم از رسائل اخوان ص ٢٠٨).
سياسَتِ نَفسانيَّه
- (اجتماعى) سياست تهذيب اخلاق و سلوك با اطرافيان و افراد تابع و دوستان است و انجام افعال خوب و كارهايى كه بمصالح مردم باشد.
(از اخوان ج ٤ ص ٢٩٨) و بالجمله منظور تدبير حفظ سلامت روح و نفس بود و متجلى شدن باخلاق پسنديده و بكار بردن روشى كه صفات ناپسند از آدمى بدور شود.
سياقَةُ الاعداد
- (اصطلاح عروضى) و آن باشد كه شاعر چند چيز از اسماء مفرده برشمارد وانگه يك جمله را يا يك يك را وصف كند:
اسب و گهر و تيغ بدو گيرد قيمت
تخت و سپر و تاج از و يابد مقدار