فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٢٦ - س
سَيّاريَّه
- سياريان پيرو ابو العباس سيارىاند و او امام مرو بود و پيروان او اغلب در نيشابور بودند (از كشف المحجوب ص ٣٢٣)
سِياسَتِ أصحاب
- (اصطلاح فلسفى) مراد رويه و طريقه اداره كردن افراد و اصحاب و ياران و نزديكان است.
(اخوان ج ٤ ص ٢٩٩)
سِياسَتِ جِسمانيَّه
- (اصطلاح فلسفى) روش و طريقه حفظ بدن و تقويت و حفظ آن از برهم خوردن تعادل آنست.
(اخوان ج ٤ ص ٢٩٧)
سى
- (اصطلاح ادبى) و كلمه سى در زبان عرب بمنزله مثل است و از لا سيما گرفته شده است و تثنيه آن سيان است و در حال تثنيه بىنياز از اضافه است مانند «الشر بالشر سيان» مثال ديگر «قاموا لا سيما زيد» و محلا منصوب است تا حال باشد و عامل نصب آن قام است و اسم بعد از آن روا باشد هم مجرور شود هم مرفوع و روا باشد منصوب شود در صورتى كه نكره باشد (از مغنى ص ٧٢)
سِياسَت
- سياست مصدر ساس است. «ساس الوالى الرعية» اى امر هم و نهاهم و آن اصطلاح اخلاق مردم باشد از راه ارشاد به راه راست و آن صفت انبيا است در باطن، و در ظاهر و راه و روش سلاطين و علماء است و قانون موضوعه براى رعايت آداب و مصالح و انتظام جوامع بشرى است و گفتهاند «ان السياسة المطلقة هى استصلاح الخلق بارشادهم الى الطريق المنجى فى العاجل و الآجل على الخاصة و العامة فى ظواهر هم و بواطنهم» آنچه ويژه انبياء است سياست مطلقه باشد و آنچه در سلاطين است مطلقه نيست و سياست عاجل است.
(از كشاف ص ٧٣٤)
سِياسَتِ ذاتى
- (اصطلاح اجتماعى) و منظور سياست هر انسانى است نسبت به خود و در حقيقت تهذيب اخلاق بود و شناختن اخلاق و اقوال و افعال خود بود تا نقائص خود را بر طرف نمايد (رجوع شود برساله هفتم از رسائل اخوان ص ٢٠٩)
سِياسَتِ عامى
- (اصطلاح اجتماعى) و آن عبارت از تدبير خاصى است كه امراء در رياست بر مردم بكار برند و تدبير خاص رياست دهاقين بر دهات و فرماندهان بر لشكر بود و در حقيقت معرف اوضاع و احوال مرءوسين و صنايع و حرفهها و مذاهب و اخلاق آنها بوده و ترتيب مراتب و مراعات امور آنها است و نيز تفقد امور آنها بود و معرفت تأليف قلوب و تناصف و عدالت بين آنها و بالاخره گردآورى آنها است در تحت ضابطه و قاعده معينى در برابر سياست خاصه كه هر انسانى بايد اوضاع و احوال منزل خود را اندر يابد اوضاع و احوال منزل خود را اندر يابد و آن طور كه بايد تدبير آن كند نسبت بزن و فرزند (رجوع برساله هفتم از رسائل اخوان ص ٢٠٩ شود)
سيِاسَتِ فاضِلَه
- (اصطلاح اجتماعى) يكى از اقسام سياست ملك سياست فاضله است كه آن را امامت خوانند و غرض از آن تكميل خلق بود و لازمش نيل سعادت است.
(از اخلاق ناصرى ص ٢٥٧)