تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٣ - ذكر اخبار داله بر وجوب اعلام و ارشاد
تا بدينوسيله تكاليف شرعيّه تا آخر والى الابد باقى و مستمرّ بماند يعنى شاهد و حاضر آنرا به غائب رسانده و وى را مطّلع ساخته و بدينترتيب احكام و تكاليف محفوظ بمانند.
پس عالم در واقع از ناحيه خداوند مبلّغ بوده تا حجّت بر جاهل تمام شده و قابليّت اطاعت و معصيت در او تحقّق يابد.
استدلال برخى براى وجوب اعلام و اشكال مرحوم مصنّف
برخى از علماء بمنظور اثبات وجوب اعلام اينطور استدلال كردهاند:
نجاست عيبى است مخفى لذا بر عالم و بايع اظهارش واجب و لازم است.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اين استدلال تنها در معاوضات جارى است زيرا در اينگونه معاملات بر متعاملين واجب است كه عيب مخفى و نهانى عوضين را بيان و آشكار كنند در حاليكه سخن ما تنها در معاوضات نيست و به تعبير ديگر وجوب اعلام اختصاص به معاوضات ندارد بلكه شامل اباحه و هبه و ساير مجّانيات را شامل مىشود پس دليل مذكور اخصّ از مدّعا مىباشد.
علاوه بر اين اشكال مىگوئيم:
عيب بودن نجاست صرفا بخاطر آنست كه از مصاديق منكر و قبيح واقعى است حال اگر منكر و قبيح بودنش ثابت گردد القاء ديگران در آن حرام و نامشروع بوده و لو اظهار عيب واجب نباشد و اگر امر مزبور ثابت نباشد بطور قطع نجاست عيب نيست.
شرح مطلوب
قوله: و لا اشكال فى حرمته: ضمير در « حرمته » به فعل الشّخص راجع است.
قوله: و كون وزر الحرام عليه: ضمير در « عليه » به شخص يعنى مكره (بكسر راء) راجع است.