تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧ - شرح اقسام سگ غير هراش
ثانيا: چگونه بتوان ادّعاى انصراف در مثل اخبارى كه مضمونشان:
ثمن الكلب الّذى لا يصيد يا ثمن الكلب الّذى ليس بكلب الصّيد سحت.
است نمود چه آنكه تقييد « كلب » به « لا يصيد» در اين اخبار باين است كه هرسگى كه صفت « اصطياد » را مىتوان از آن سلب كرد ثمنش سحت و حرام مىباشد چه سلوقى بوده و چه غير سلوقى باشد و به تعبير ديگر:
مناط در جواز معاوضه و حلّيت ثمن كلب، شكارى بودن و صفت اصطياد داشتن سگ مىباشد نه سلوقى بودن چه آنكه تعليق الحكم على وصف يشعر بعلّيّته، بنابراين اگر غير از وصف اصطياد صفت ديگرى در جواز و عدم وصف مزبور در عدم جواز دخيل مىبود جائى براى تقييد يادشده در اخبار مزبور وجود نمىداشت.
و بهرصورت محلّى براى ادّعاى انصراف وجود ندارد بلكه طبق شهادت برخى از فحول مىتوان گفت مقصود صاحب مقنعه و نهايه نيز از كلب سلوقى مطلق سگ شكارى است چه سلوقى بوده و چه غير آن باشد زيرا احيانا به سگ شكارى اطلاق سلوقى نيز مىشود، بنابراين اگر در عبارت و لفظ دليلى حكم شد به اينكه معاوضه سگ سلوقى جايز است مقصود همان سگ شكارى است و مؤيّد اين گفتار كلامى است كه از مرحوم علّامه در كتاب منتهى حكايت شده، ايشان بعد از اينكه تخصيص جواز بيع به سگ سلوقى را از شيخين (مرحوم شيخ طوسى و شيخ مفيد) حكايت نموده فرمودهاند:
مقصود ايشان از سلوقى سگ صيد مىباشد زيرا « سلوق » قريهاى است در يمن كه اكثر سگهاى آن تعليمديده بوده از اينرو سگهاى معلّم را بآن نسبت مىدهند.
البتّه اين كلام از مرحوم علّامه در منتهى اگرچه محتمل است براى اخراج غير سگ شكارى از سگهاى سلوقى باشد يعنى احتمالا مراد و مقصود ايشان اين است كه از ميان سگهاى سلوقى تنها سگهاى شكارى را مىتوان مورد بيع و شراء قرار داد نه هرسگ سلوقى را ولى در عين حال وجه اوّل كه بگوئيم منظور از سگ سلوقى هرسگ شكارى است چه سلوقى بوده و چه غير آن باشد اظهر و روشنتر است.