تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٢ - ذكر اخبار داله بر وجوب اعلام و ارشاد
١- آنكه فعل مزبور در عين حاليكه عدم المانع است با حرمت فعليّه در حقّ فاعل مقارن و همزمان مىباشد نظير سكوت كردن شخص و منع نكردنش از منكر.
بدون اشكال سكوت وى حرام مىباشد البتّه در صورتيكه شرائط نهى از منكر فراهم باشند.
٢- حرمت فعليّه در حقّ فاعل با فعل مزبور مقارن و همزمان نيست مانند سكوت عالم از اعلام جاهل همچون مورد كلام و بحث چه آنكه صدور حرام از جاهل مشروط است باينكه عالم وى را مطّلع نسازد.
در اينقسم صحبت آنستكه آيا دفع حرام بواسطه ترك سكوت واجب بوده يا واجب نيست؟
بايد بگوئيم در آن اشكال است يعنى حكم آن بوضوح معلوم و روشن نيست مگر آنكه از خارج بدانيم دفع حرام از جاهل واجب است زيرا فسادى است كه هرشخص قادرى مأمور به دفع آن مىباشد مانند اينكه شخص مطّلع شود كسى بجهت عدم اطّلاع از مباح نبودن ريختن خون زيد درصدد قتل او برآمده يا بواسطه ندانستن عدم اباحه عرض كسى قصد هتك آنرا دارد يا شخص مىداند كه از سكوتش ضرر مالى بديگرى وارد مىشود كه مأمور است به دفع آن و بهرتقدير حكم در اينمثالها وجوب اعلام جاهل بوده و احيانا اگر با اعلام دست از عمل حرام برنداشت ردع و زجر وى لازم مىباشد بلكه مىتوان گفت ردع و زجر حتّى بدون اعلام لازم است و در حقيقت اعلام بنفسه واجب نيست بلكه بازداشتن جاهل از ارتكاب قبيح و حرام واجب مىباشد و حاصل آنكه در موارد سهگانه يعنى خون و عرض و مال محترم ردع جاهل از ارتكاب حرام واجب مىباشد امّا در غير اينموارد همچون حقوق اللّه وجوب دفع جاهل و جلوگيرى از وقوع حرام مشكل بنظر مىرسد زيرا از ظاهر ادلّه نهى از منكر چنين استفاده مىشود كه ردع از معصيت واجب است و امّا اينكه بر عالم واجب باشد به جاهل تفهيم كند فعل او معصيت و گناه است ابدا از اين ادلّه بدست نمىآيد.
بلى، اين اعلام در جائى كه جهل جاهل از قبيل جهل بحكم باشد واجب است ولى اين وجوب از حيث آنكه تبليغ و رساندن تكاليف واجب است لازم بوده