تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٥ - شرط پيدايش حق الاختصاص بواسطه حيازت در نجاسات
حيازت بدون قصد انتفاع را تجويز نمائيم البتّه گرفتن مال در فرضى كه ذكر شد و عمليكه در بلاد متعارف است صحيح بوده و اشكالى بآن متوجّه نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: لاشعاله: يعنى بمنظور افروختن و روشن كردن.
قوله: و الزّبل: كلمه « زبل » بكسر زاء و سكون باء يعنى سرگين.
قوله: و التّسميد به: كلمه « تسميد » يعنى كود دادن و ضمير در « به » به زبل راجع است.
قوله: و الخمر المحترمه: يعنى خمرى كه از انگورى بدست آمده كه بقصد سركه آنرا در خمره ريختهاند.
قوله: لثبوت الاختصاص فيها: ضمير در « فيها » به امثله مذكور راجع است.
قوله: و امّا اليد الحادثة بعد اعراض اليد الاولى: مثلا زيد مالك روغن زيتون بود و پس از نجس شدن از آن رفع يد كرد و عمرو آنرا بتصرف درآورد، پس يد عمرو را يد حادثه و يد زيد را يد اولى گويند.
قوله: لكن الانصاف انّ الحكم مشكل: مقصود از « حكم » انتقال باصلح وارث مىباشد.
قوله: على ان يرفع يده عنها: ضمير در « يده » به صاحب نجاسات راجع بوده و در « عنها » به نجاسات برمىگردد.
قوله: ليحوزها الباذل: ضمير مؤنّث در « ليحوزها » به نجاسات برمىگردد.
قوله: و ذكر بعض الاساطين بعد الاثبات الخ: مقصود مرحوم كاشف الغطاء مىباشد.
قوله: لافتكاكه: ضمير مجرورى به « ما فى تصرّفه» راجع است.
قوله: ثمّ انّه يشترط فى الاختصاص: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: ذكروا انّه لو علم كون حيازة الشّخص الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.