تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٠ - نوع سوم از مكاسب محرمه
شير و گرگ و ساير حشرات نظير مارها و عقارب و موشها و سوسكها و جعلان و حدائه و رخمه و نسر و بغاث الطّير و همچنين غربان. پايان كلام شيخ (ره).
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و ظاهر كلام ابن زهره در كتاب غنيه نيز همين بوده و بر آن ادّعاى اجماع كرده است.
و كلام مرحوم علّامه در تذكره مشعر بهمين معنا بوده چه آنكه ايشان در اين كتاب در مقام استدلال بر حرمت معامله و فساد آن فرموده:
اينگونه اشياء پست و ناچيز بوده و شارع مقدّس براى امثال آنها قيمت و ارزشى قائل نيست و يد احدى بر آنها ثابت نمىباشد باين معنا كه مالك ندارند.
سپس فرموده:
و اينكه در برخى از كتب خواصّ الحيوان درباره منافع اينگونه حيوانات مطالبى وارد شده ابدا مورد اعتناء نمىباشد و نمىتوان آنها را مجوّز آن دانست كه اينحيوانات را مورد بيع و شراء قرار داد چه آنكه اينحيوانات اگرچه واجد چنين منافعى باشند ولى معذلك مال محسوب نشده قهرا بيع آنها باطلست و همچنين است حكم اينمسئله از نظر شافعى يعنى او نيز بيع اينحيوانات را باطل مىداند.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ظاهر اينكلام دلالت مىكند كه بطلان و حرمت بيع از نظر علماء اماميّه اتّفاقى و اجماعى است.
و بايد توجّه داشت آنچه را كه علّامه ذكر نموده و فرموده:
شيئى كه داراى منافع قابل اعتناء نيست مال نبوده در نتيجه بيعش جايز نيست.
مطلبى است كه در آن اشكالى نبوده و كسى در آن سخنى ندارد و آنچه مورد كلام و صحبت است مثالهائى است كه براى شيئ مزبور نقل كردهاند و بعبارت ديگر:
در كبراى مسئله يعنى عدم جواز بيع شيئى كه منافع قابل اعتناء ندارد اختلافى نبوده تنها نزاع صغروى است يعنى در اينكه آيا امثله مذكور منافعشان غير قابل اعتناء است يا منافع قابل توجّه هستند صحبت و نزاع مىباشد.