تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٢ - نقل روايات داله بر حرمت بيع در مسئله سوم
بكسيكه از تلف شدنش خائف هستيم بفرموده حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استدلال كرده و آن اينستكه حضرت فرمودند:
كسيكه بر كشتن مسلمانى كمك كند اگرچه به يك كلمه باشد روز قيامت محشور مىشود در حاليكه بين دو ديده او نوشته شده:
آيس من رحمة اللّه (نااميد از رحمت پروردگار).
و مرحوم علّامه در كتاب تذكره بر حرمت بيع سلاح به اعداء دين چنين استدلال كرده:
اين بيع اعانه بر ظلم حساب مىشود.
و مرحوم محقّق ثانى بر حرمت بيع عصير متنجّس بكسيكه آنرا حلال مىداند اينطور دليل آورده:
در اين بيع اعانه بر اثم و گناه مىباشد.
شرح مطلوب
قوله: بعموم النّهى على التّعاون على الاثم و العدوان: اشاره است به آيه (٢) از سوره مائده يعنى و لا تعاونوا على الاثم و العدوان.
قوله: بقصد حصوله منه: ضمير در « حصوله » به فعل و در « منه » به غير راجع است.
قوله: لا مطلقا: يعنى و لو بدون قصد.
قوله: و اوّل من اشار الى هذا: مشار اليه « هذا » اشكال مذكور مىباشد.
قوله: حيث انّه بعد حكاية القول: ضمير در « انّه » به محقّق ثانى راجع است.
قوله: قال و يؤيّده: ضمير در « قال » به محقّق ثانى راجع بوده و ضمير منصوبى در « يؤيّده » به قول بمنع راجع است.
قوله: و يشكل بلزوم عدم جواز الخ: ضمير نائب فاعلى در « يشكل » به استدلال بآيه راجع است.
قوله: لو تمّ هذا الاستدلال: يعنى استدلال به آيه.
قوله: مع بيعه لذلك: ضميرد در « بيعه » به بايع راجع بوده و مشار اليه « ذلك »