تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٤ - شرط پيدايش حق الاختصاص بواسطه حيازت در نجاسات
فرمودهاند:
اگر بدانيم كه شخص آب و گياه را حيازت نموده ولى نه بقصد انتفاع بلكه صرفا به نيّت عبث بآن مبادرت ورزيده، براى حيازتكننده حقّى پيدا نمىشود و حال شيئ حيازتشده همچون قبل از حيازت مىباشد و با توجّه باين معنا اكنون مىگوئيم:
اينكه در برخى از بلاد متعارف است عذرات وقتى زيادشده و روى هم انباشته ميشوند بطورى كه مىتوان از آنها بعنوان كود براى بساتين و مزارع استفاده كرد در مقابل آنها مال بذل كرده و سپس بمصرفشان مىرسانند امر مشكلى بنظر مىرسد زيرا على الظّاهر جمع اين عذرات و انبار نمودنشان بمنظور انتفاع و استفاده نبوده تا حيازت صحيح تحقّق يابد بلكه از بدو امر مقصود دريافت مال بوده و پرواضح است در صورتى گرفتن مال در مقابل آنها جايز است كه حيازت بطور صحيح و با تحقّق شرطش در خارج صورت گيرد و بحسب فرض چون شرط در مورد بحث منتفى است لا جرم مشروط نيز متحقّق نمىباشد و بعبارت ديگر:
دريافت و اخذ مال فرع آنست كه حقّ الاختصاص ثابت باشد و ثبوت حقّ الاختصاص موقوف است بر اينكه حيازت بقصد انتفاع باشد و چون بطور قطع اين قصد در مورد مقام بحث منتفى است حقّ الاختصاص نيز پيدا نشده و در نتيجه اخذ مال بدون جهت شرعى مىباشد.
و همچنين است اگر شخصى مكانى را اشغال نمود بدون اينكه قصد استفاده و انتفاع از آنرا داشته باشد يعنى در مدرسه و كاروانسرا يا ديگر اماكن مشتركه مثلا بقصد سكنى رحل اقامت نيانداخت مشكل است بتواند در مقابل رفع يد از آنمكان مال اخذ كند.
بلى، مىتوان گفت اگر كسى عذرات را در مكانى كه ملك شخصى خود او است انبار كند و سپس در ازاء تخليه و تصرف در آن و اينكه شخص داخل قدم بآن مكان گذارده مال دريافت كند اشكالى ندارد زيرا اخذ مال در مقابل عذرات نيست تا اشكال شود كه نسبت بآنها حقّ الاختصاص پيدا نشده بلكه گرفتن پول در قبال آنستكه شخص داخل تصرّف در ملك شخصى او نموده است چنانچه اگر مجرّد