تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٠ - مقاله مرحوم مصنف در اطراف حكم منفعت نجس
افروختن آتش بكار برد و يا عذره كه در كود دادن مزارع و باغها مصرف مىشود.
على الظّاهر ميته و عذره در اينموارد از نظر عرف مال محسوب نمىشود چنانچه مرحوم محقّق ثانى در جامع المقاصد در شرح كلام علّامه كه فرموده:
و يجوز اقتناء الاعيان النّجسة لفائدة.
بآن اعتراف نموده است.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اگرچه گفتيم ميته و عذره در اين موارد مال نيست ولى در عين حال بايد توجّه داشت كه حقّ الاختصاص اولويتّى كه يا از حيازت و يا از اينكه اصل آنها مال مالك بوده (نظير حيوانى كه مال شخص بوده و سپس مرده يا گوشتى كه براى تناول خريد و سپس فاسد گرديده بطورى كه از ماليّت خارج شده است) حاصل و پيدا شده ثابت و محفوظ است باينمعنا كه اگر ديگرى بخواهد در آن تصرّف كند اذن از صاحب حقّ (مالك اصلى) بايد بگيرد.
پس از آن مىفرمايند:
و على الظّاهر اين حقّ الاختصاص را مىتوان مورد مصالحه قرار داد و بدون عوض و باصطلاح يك طرفه بنابر اينكه چنين صلحى صحيح باشيد متعلّق صلحش واقع ساخت بلكه جايز است در مقابل آن عوض گرفته شود مشروط باينكه عوض را در ازاء نفس عين و ثمن آن منظور نكنند تا بمقتضاى اخبار سحت و حرام محسوب شود.
شرح مطلوب
قوله: الّا انّه منع الشّرع عن بيعه: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: كما هو مذهب جماعة: ضمير « هو » به جواز الاستقاء راجع است.
قوله: فمثل هذه: مشار اليه « هذه » جلد ميته و شعر خنزير و كلاب ثلاثه مىباشد.
قوله: مع وجود المقتضى: زيرا بحسب فرض مال مىباشند.
قوله: و قد لا تجعله مالا عرفا: ضمير فاعلى در « لا تجعله» به منفعت راجع بوده و