تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨ - نوع اول از مكاسب محرمه
محسوب مىشود از اينرو چه اشكال دارد كه نفس اين گونه منافع مجوّز بيع آنها باشد.
در جواب گوئيم: اينگونه منافع نادره اگر مجوّز معاوضه باشند لازمهاش اينستكه هرچيزى را بتوان مورد معاوضه و معامله قرار داد حتّى نجاسات و متنجّسات را زيرا در هرشيئ بالاخره منفعت نادرهاى از اينگونه منافع وجود دارد در حاليكه احدى باين معنا ملتزم نيست.
اگر بگوئى: ابوال مزبور را مىتوان بمنظور رفع برخى از دردها بمصرف رساند و با آن اوجاع و امراض را مداوا نمود همانطورى كه با ادويه و عقاقير اين مهمّ را عملى مىسازند و همانطورى كه مسئله تداوى و معالجه اوجاع مجوّز بيع ادويه و عقاقير است مىبايد وجود اين خاصيّت در ابوال نيز باعث جواز بيع آنها باشد.
در جواب مىگوئيم: اگرچه اين خاصيّت بطور ندرت در ابوال مزبور مىباشد ولى معذلك نبايد آنرا موجب قياس آنها به ادويه و عقاقير قرار داد زيرا همانطورى كه گفتيم منافع نادره در تمام اشياء موجود است لذا قياس مزبور سبب مىشود كه هرچيزى را بتوان به عقاقير و ادويه قياس نمود و بدينترتيب بيع آنها را تجويز و تصحيح كرد در حاليكه اين امر قطعا جايز نيست.
خلاصه كلام آنكه:
در ادويه و عقاقير تداوى و علاج امراض از منافع غالبه آنها مىباشد، اگرچه از نظر مصرف در خارج كم بوقوع پيوندد ولى در ابوال تداوى از منافع نادره آنها بحساب مىآيد لا جرم نمىتوان آنها را به ادويه و عقاقير قياس و تشبيه كرد.
ب: آنكه بيع آنها جايز است و دليل آن اينستكه:
بالقطع و اليقين براى اين ابوال منفعت ظاهر و بارزى وجود داشته اگرچه در وقت ضرورت باشد و مىدانيم كه همين منفعت مجوّز شرب آنها در حال اضطرار بحساب مىآيد در نتيجه مىبايد ملتزم باشيم كه همين مقدار در جواز بيع آنها كافى است زيرا بهرصورت مىتوان حكم كرد كه اين ابوال داراى منفعت مقصوده هستند.
اگر بگوئى: صرف الوجود اين گونه منافع موجب آن نيست كه ابوال مذكور را