تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٢ - كلام مرحومه علامه
كه موش در آنها افتاده و مرده پس بايد بگوئيم جايز است آنها را براى فائده روشنائى بفروشند و اين فرد از متنجّسات بواسطه ورود نصّ از حكم كلّى خارج گرديده و الّا سزاوار بود آنرا با غيرش از مايعات متنجّس ديگر كه قابل انتفاع هستند و مىتوان از آنها در پارهاى مصارف استفاده كرد مساوى قرار داد.
و برخى از اصحاب فرمودهاند:
همانطورى كه روغن زيتون متنجّس را مىتوان بمنظور فائده روشنائى فروخت جايز است براى درست كردن صابون از آن يا بقصد طلى اجرب و امثال آن اين روغن را بفروشند.
ولى اينكلام مورد اشكال است زيرا الحاق غير استصباح بآن خروج از نصّى است كه با اصل مخالف مىباشد چه آنكه اگر فروش روغن زيتون را بخاطر تحقّق منفعت در آن تجويز نمائيم پس سزاوار است مثل اينكلام را در مايعات نجس ديگرى كه مىتوان از آنها انتفاع برد مانند شيره متنجّس كه بعنوان طعام به زنبور عسل مىخورانند و يا امثال آن قائل شد در حاليكه امر چنين نيست.
پايان كلام مرحوم شهيد ثانى.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ظهور اينكلام در جواز انتفاع به متنجّس و اينكه منع از بيع آن بخاطر نصّ بوده و بايد بر موردش اكتفاء شود مخفى و پنهان نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: بالنّجس الذّاتى و العرضى: مقصود از « نجس ذاتى» عين نجاسات بوده و از « نجس عرضى» متنجّسات مىباشد.
قوله: لكن دعواه الاجماع على ذلك: ضمير در « دعواه » به مرحوم سيّد راجع بوده و مشار اليه « ذلك » حرمت انتفاع از نجس مىباشد.
قوله: و بانّه انتفاع الخ: يعنى و محتجّا بانّه انتفاع، ضمير در « انّه » به علف الدّواب راجع است.
قوله: للاصل: يعنى اصالة الاباحة.