تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣ - ذكر اخبار داله بر جواز بيع روغن متنجس
بالنّجاسة.
و أمّا اذا لم نقل باعتبار اشتراط الاستصباح في العقد فالظّاهر وجوب الاعلام وجوبا نفسيّا قبل العقد، أو بعده، لبعض الأخبار المتقدّمة.
و في قوله عليه السّلام: تبيّنه لمن اشتراه ليستصبح به اشارة الى وجوب الاعلام، لئلّا يأكله، فإنّ الغاية للإعلام ليس هو تحقّق الاستصباح، اذ لا ترتّب بينهما شرعا، و لا عقلا، و لا عادة، بل الفائدة حصر الانتفاع فيه. بمعنى عدم الانتفاع به في غيره ففيه اشارة الى وجوب إعلام الجاهل بما يعطي اذا كان الانتفاع الغالب به محرّما، بحيث يعلم عادة وقوعه في الحرام لو لا الاعلام فكأنّه قال: أعلمه لئلّا يقع في الحرام الواقعي بتركك الاعلام.
ترجمه:
موضع دوّم
از ظاهر برخى اخبار استفاده مىشود كه اعلام بايع بمشترى و اطّلاع دادن بوى كه روغن متنجّس است لازم مىباشد حال كلام در اينستكه اين اعلام مطلقا واجب بوده يا چنين نيست؟
و نيز آيا وجوب اعلام نفسى بوده يا شرطى مىباشد؟
مراد از وجوب نفسى آنستكه در رديف واجب نفسى كه ذاتا و بخاطر خودشان لازم هستند اعلام نيز چنين بوده و بايع موظّف بآن مىباشد.
و منظور از وجوب شرطى آنستكه در صحّت بيع روغن متنجّس اعلام شرط مىباشد لذا بدون اعلام چون شرط منتفى است مشروط نيز يعنى صحّت منتفى مىباشد.
آنچه سزاوار و شايسته گفتن است اينكه بگوئيم:
اگر به اشتراط استصباح در عقد يا لزوم تواطى و سازش متعاقدين بر آن در خارج عقد قائل باشيم بدون اشكال و ترديد اعلام بايع به نجاست روغن شرط مىباشد زيرا قصد استصباح نمودن در اين فرض موقوف است بر علم به نجاست لذا اعلام لازم و واجب است تا بواسطه آن علم براى مشترى حاصل گشته و در نتيجه روغن را بقصد استصباح بخرد ولى اگر باعتبار اشتراط استصباح در عقد قائل نباشيم