تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١ - ذكر حديث تحف العقول
را در ضمن اجاره خود اجير غير نمايد چه آنكه افراد مذكور وكلاء اجير محسوب شده كه از طرف وى مىتوانند براى مستأجر عمل انجام دهند در حاليكه ولاة والى جور نيز تلقّى نشده تا اجيرشدنشان جايز نباشد نظير باربرى كه در طىّ اجاره ملتزم ميشود بار و شيئ معلومى را در مقابل اجرت مشخّص و معيّنى حملونقل نمايد كه بعد از عقد اجاره و حصول التزام حمل آن بار را يا خود بعهده گرفته يا بمملوكش واگذار نموده و يا بواسطه دابّه و اسبش انجام مىدهد.
يا باجاره دهد نفس خود را در عملى كه آنرا يا شخصا متصدّى شده يا مملوك او آنرا انجام مىدهد و يا قريبى از اقربائش مباشر آن گرديده و يا اجيرى از طرف وى مسئوليّت انجامش را بعهده مىگيرد.
پس آنچه ذكر شد از وجوه مذكوره عبارت بودند از انحاء و وجوه اجاره حلال كه براى جميع مردم مشروع و حلال مىباشد اعمّ از آنكه امير و سلطان بوده يا رعيّت باشد، كافر بوده يا مؤمن باشد چه آنكه كلّ مردم مىتوانند از اين طرق كسب نموده و اكتسابشان حلال و مشروع است.
شرح مطلوب
قوله: و ولده و مملوكه الخ: كلمه « ولد » معطوف است به « نفسه » و همچنين است معطوفهاى بعدى.
قوله: من غير ان يكون وكيلا الخ: ضمير در « يكون » به موجر راجع است.
قوله: للوالى: مقصود والى جور و ظلم است.
قوله: او واليا للوالى: يعنى واليا للوالى الجور و الظّلم.
قوله: لانّهم وكلاء الاجير: ضمير « هم » در « لانّهم » به ولد و قرابت و ملك و وكيل عود مىكند.
قوله: من عنده: يعنى من عند الاجير.
قوله: او سوقة: يعنى رعيّت.
متن:
فأمّا وجوه الحرام من وجوه الاجارة نظير أن يؤاجر نفسه على حمل ما يحرم