تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٧ - مناقشه مرحوم مصنف در كلام محقق ثانى(ره)
بيانى كه محقّق ثانى (ره) در دفع اشكال بر مرحوم علّامه ايراد نمود و فرمود:
اصباغ قابل تطهير هستند باين نحو كه پس از جفاف و خشك شدن مىتوان آنها را آب كشيد، در خصوص اصباغ نافع بوده و با اين تقرير مىتوان تنها خريد و فروش اصباغ را تجويز كرد و امّا مثل بيع صابون متنجّس را با اين بيان نمىتوان تجويز كرد و اشكال سابق الذّكر همچنان باقى مىماند يعنى در اشكال بر مرحوم علّامه مىگوئيم:
صابون متنجّس قابل تطهير نيست ولى معذلك بيعش جايز است در حاليكه طبق فرموده شما نبايد جايز باشد.
و قبلا از مرحوم محقّق ثانى نقل نموديم كه فرموده:
فروش روغن متنجّس بمنظور ساختن صابون جايز مىباشد و اين مبتنى است بر اينكه ساختن و بدست آوردن صابون از فوائد محلّل روغن مىباشد.
سپس مرحوم مصنّف در دنباله اشكال بر محقّق ثانى عليه الرّحمه مىفرمايند:
مضافا باينكه آنچه وى بيان داشت و فرمود:
رنگ پس از خشك شدن قابل تطهير است.
محلّ نظر و جاى مناقشه است زيرا مقصود از « قابليّت براى تطهير» آنستكه شيئ متنجّس پيش از انتفاع طاهرشده و پس از آن مورد استفاده و انتفاع قرار گيرد و اين معنا در اصباغ منتفى است زير انتفاع از اصباغ كه همان رنگ زدن باشد قبل از طهارت صورت مىگيرد و بايد توجّه داشت آنچه از اصباغ پس از خشك شدن باقى مىماند يعنى رنگ آنها، نفس منفعت بوده نه آنكه انتفاع باشد.
از اين گذشته بايد بگوئيم:
پس از خشك شدن اصباغ آنچه تطهير مىپذيرد رنگ نبوده بلكه ثوب و امثال آن هستند كه با آب كشيدن پاكيزه و طاهر مىگردند.
شرح مطلوب
قوله: ما دفع به الاشكال: ضمير فاعلى در « دفع » به محقّق ثانى راجع است.
قوله: فلا يندفع الاشكال عنه: ضمير در « عنه » به مثل بيع الصّابون راجع است.