تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٩ - كلام مرحوم مصنف در ذيل مقاله اردبيلى(ره)
برسد و نه بمقدّمهاى از مقدّمات آن دست بيابد بلكه ترتّب ايندو بر فعل وى بر حسب اتّفاق باشد عمل او را اعانه بر غرض و هدف غير ندانند مانند تجارت تاجر نسبت به اخذ عشور و سير حاجى نسبت به اخذ مال از روى ظلم از او و همچنين اشكالى نيست در اينكه وقتى قصد فاعل از فعلش رسيدن غير به مطلوب و هدف خود باشد دربارهاش صادق است گفته شود:
فعل او اعانه بر حصول غرض غير مىباشد لذا اگر غرض غير از مصاديق عدوان محسوب شود و معين هم بآن عالم باشد و معذلك در حصول آن غرض سعى كند قطعا بر فعلش اعانه بر عدوان و ظلم صادق است و امّا اشكال و ايراد در جائى است كه قصد فاعل از فعلى كه انجام مىدهد وصول غير بمقدّمهاى باشد كه بين معصيت و غير آن مشترك باشد با اينفرض كه فاعل بداند غير آن مقدّمه را صرف معصيت مىكند نظير اينكه به شخص انگور بفروشد كه مىداند آنرا به خمر تبديل مىنمايد.
در اينمثال و اشباه آن قصد بايع از فروش انگور اينستكه مشترى آنرا تملّك كرده و از آن انتفاع ببرد پس اين بيع نسبت به اصل تملّك انگور اعانه مىباشد و لذا اگر فرض كنيم از معاونت اين مشترى خاصّ در جميع امورش يا در خصوص تملّك انگور نهى وارد شده باشد فروختن انگور باو مطلقا حرام است چه مشترى انگور را به شراب تبديل كرده و يا تبديل بآن نكند، پس مسئله فروش انگور بكسيكه مىدانيم وى آنرا شراب مىكند نظير اعطاء شمشير يا عصا بكسى است كه اراده قتل يا زدن غير را دارد چه آنكه در اينمثال غرض از اعطاء شمشير يا عصا واقع شدن ايندو است در دست قائل و يا ضارب و وى را از ان متمكّن ساختن مىباشد همانطورى كه هدف از فروش انگور بمشترى تملّك او مىباشد پس هريك از بيع انگور و اعطاء شمشير يا عصا نسبت به اصل تملّك شخص و استقرار آنها در دست او اعانه مىباشد منتهى اشكال در اينستكه مجرّد صرف در حرام موجب صدق اعانه بر حرام بوده يا امر چنين نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: فيعطيه ايّاه: ضمير فاعلى در « يعطيه » به شخص و ضمير مفعولى به