تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٧ - نوع سوم از مكاسب محرمه
و چنانچه ملاحظه مىشود در ايندو كتاب مناط جواز بيع وجود منفعت و ملاك عدم جوازش فقدان منفعت قرار داده شده.
اشكال در كلام مرحومه علّامه
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از شرحى كه داديم ظاهر و روشن شد كه در كلام مرحوم علّامه اشكال و ايراد است، وى در تذكره در مقام اشكال نسبت به جواز بيع زالو كه منفعتش مكيدن خون فاسد بدن بوده و نيز كرم ابريشم كه بمنظور صيد سمك از آن انتفاع مىبرند عبارتى فرموده منتهى ابتداء دو منفعت مزبور را جهت جواز بيع ذكر كرده و سپس فرموده:
اقرب نزد ما منع بيع آنها است زيرا انتفاع از ايندو حيوان نادر بوده بحدّى كه شبيه به چيزى بوده كه واجد منفعت نمىباشد چه آنكه هرشيئ بالاخره داراى منفعتى از منافع بوده و اساسا هيچ چيزى نيست كه بتاتا از منفعت خالى باشد و اگر بنا باشد مطلق وجود منفعت مصحّح بيع و جواز اخذ مال باشد مىبايد فروختن تمام اشياء جايز باشد در حاليكه چنين نيست.
شرح مطلوب
قوله: فيما اشتمل منها على منفعة مقصودة للعقلاء: ضمير در « منها » به حيوانات راجع است.
قوله: انّ المنع من بيعها: ضمير در « بيعها » به حيوانات راجع است.
قوله: على القول به: ضمير در « به » به منع عود مىكند.
قوله: ثمّ انّ ما تقدّم منه: ضمير در « منه » به علّامه راجع است.
قوله: انّه لا اعتبار بما ورد فى الخواصّ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: من منافعها: يعنى منافع هذه الحيوانات.
قوله: لانّها لا تعدّ مالا: ضمير در « لانّها » به هذه الحيوانات راجع است.
قوله: مع ذلك: يعنى مع هذه المنافع و الخواصّ.
قوله: يشكل بانّه اذا اطّلع العرف الخ: ضمير نائب فاعلى در « يشكل » به ما تقدّم