تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩١ - كلام محقق ثانى در كتاب جامع المقاصد
مقصود از « خاصّه » اين نيست كه فائده را در استصباح حصر نمايند چنانچه از ظاهر كلام نيز عدم حصر استفاده مىشود.
و شيخنا مرحوم شهيد در حواشى فرمودهاند:
در روايتى آمده كه مىتوان از روغن متنجّس صابون درست نمود.
و مرحوم شهيد علاوه بر اينكلامى كه از ايشان نقل شد تصريح كردهاند كه هرمنفعت متصوّرى در روغن همچون ماليدن آن به بدن دواب و چهارپايان قابل انتفاع و استفاده مىباشد.
سؤال
اگر گفته شود:
عبارت مقتضى است كه فائده در روغن منحصر به استصباح باشد زيرا استثناء در سياق نفى مفيد حصر مىباشد چه آنكه معناى عبارت مرحوم علّامه چنين است:
مگر روغن متنجّس بخاطر همين فائده (فائده روشنائى).
جواب
مقصود مرحوم علّامه اينمعنا نيست زيرا فائده بيان است براى استثناء و وجه آنرا توضيح مىدهد يعنى متنجّسات بيعشان جايز نيست مگر روغن و جهت استثناء روغن از متنجّسات آنستكه فائده استصباح در آن متحقّق است و پرواضح است كه اين معنا مستلزم حصر نيست.
و در صحت گفته ما همين مقدار كافى است كه معناى مزبور در عبارت مرحوم علّامه احتمال داده مىشود و نفس اين احتمال مقتضى است كه فائده منحصر در استصباح نباشد. پايان كلام محقّق ثانى (ره).
شرح مطلوب
قوله: و من ذلك يظهر الخ: مشار اليه « ذلك » اين معنى است كه ملاك و مناط در تحريم بيع حرمت انتفاعات مقصوده مىباشد.