تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٣ - استشهاد مرحوم مصنف ببرخى از روايات بر حرمت بيع در مورد بحث
ترجمه:
استدراك
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
بلى، مىتوان براى حرمت بيع بكسيكه مبيع را صرف در حرام مىكند باين بيان تمسّك كرد كه:
دفع منكر و قبيح همچون رفعش واجب است و اين معنا حاصل نمىشود مگر تنها بواسطه ترك بيع پس در نتيجه ترك بيع واجب مىباشد.
و بهمين معنا مرحوم محقّق اردبيلى اشاره نموده و در مقام استدلال بر حرمت بيع انگور به خمّار مىفرمايند:
اوّلا: عموم نهى از اعانه بر اثم و گناه شامل اينجا بوده.
و ثانيا: ادلّه نهى از منكر بر حرمت بيع دلالت دارند.
استشهاد مرحوم مصنّف ببرخى از روايات بر حرمت بيع در مورد بحث
و شاهد بر حرمت بيع در مورد بحث روايتى است كه وارد شده و مضمون آن اينست كه اگر بنى اميّه نمىيافتند كسانى را كه برايشان صدقات را جمع كنند و در جماعتشان حاضر شوند ابدا حقّ ما را نمىتوانستند سلب كنند.
اين حديث دلالت دارد بر مذمت مردم در مقابل فعلى كه اگر ترك مىكردند معصيت از بنى اميّه صادر نمىشد پس مىتوان از آن استفاده كرد مذمّت و ملامت ثابت است در ازاء هرعملى كه اگر ترك شود عصيان و گناه از غير سر نمىزند.
و اين معنا اگرچه ظاهرش بر حرمت بيع انگور و لو بكسيكه بعدا آنرا شراب مىكند دلالت داشته و فروش انگور را فرض مزبور حتّى بدون قصد تحقّق حرام مورد نهى و حرام قرار مىدهد ولى در عين حال چون دليلى بر لزوم و وجوب عاجز نمودن كسيكه بعدا و در آينده نزديكى قصد حرام از وى سر زده و اقدام بر مباشرت گناه مىكند در دست نبوده بلكه مقدار مسلّم از نقل و عقل كه بوجوب لطف حكم مىكند تنها وجوب ردع كسى است كه فعلا نيّت بر گناه داشته و بر آن مشرف مىباشد بطورى كه اگر ردع نباشد آنرا مرتكب خواهد گرديد يا بر آن استمرار مىورزد لا جرم