بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤١ - يج - و اين چند عامل
فرمود: «از آنچه خدا به تو بخشيده است، ببخش».
مرد گفت: اگر خودم از كسى كه به او مىبخشم، محتاجتر بودم؟
فرمود: «ستمديدهاى را يارى رسان».
گفت: اگر خودم از كسى كه يارىاش مىرسانم، ناتوانتر بودم؟
فرمود: «به آن كه حرفهاى نمىداند، مهارتى بياموز؛ يعنى كارى يادش بده [كه بتواند نان در بياورد]».
گفت: اگر خودم از او ناآشناتر بودم؟
فرمود: «زبانت را جز از خوبى فرو بند. آيا دوست ندارى كه يكى از اين خصلتها در تو باشد و تو را به بهشت بكشاند؟».
٦٤٩ السنن الكبرى- به نقل از شعبه-: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! مرا از كارى خبر ده كه مرا به بهشت بَرد.
فرمود: «حق را بگو و زيادى [مال خود] را ببخش».
مرد گفت: اگر از عهده اين كارها بر نيامدم؟
فرمود: «خوراك بخوران و به همگان سلام كن».
گفت: اگر نتوانستم؟
فرمود: «آيا شتر دارى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «شترت را با مَشكى بردار و ببين چه خانوادهاى، يك روز در ميان، آب دارند. به آنها آب بده. در اين صورت، اميد است كه شترت نميرد و مَشكت پاره نشود تا آن كه بهشت بر تو واجب شود».
٦٥٠ امام صادق عليه السلام: هر كه مىخواهد خداوند عز و جل او را در رحمت خويش وارد كند و در