بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٧ - ١٥/ ٨ احاديثى در باره آخرين كس از مردم كه وارد بهشت مى شود
مىگويد: چندان درخواست كردم كه ديگر خجالت مىكشم!
خداوند بزرگ مىفرمايد: «به اندازه دنيا و ده برابر آن، از آنِ تو باد».
اين است وضع دونپايهترينِ اهل بهشت.
پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه اين مطلب را مىفرمود، مىخنديد، چندان كه دندانهاى آسيايش نمايان مىشد.
٨٧٤ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آن گاه كه مؤمنان از دوزخ خلاص مىشوند، آنان را بر پلى ميان بهشت و دوزخ نگه مىدارند و تقاص ستمهايى را كه به يكديگر كردهاند، از هم مىستانند و چون پاك و پيراسته شدند، به آنان اجازه ورود به بهشت داده مىشود. سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، هر يك از آنان به منزلى كه در بهشت دارد، بيش از منزلى كه در دنيا داشته است، مىنازد.
٨٧٥ المعجم الكبير: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آخرين مردى كه وارد بهشت مىشود، مردى است كه بر صراط به پشت و رو غلْت مىخورد، همانند پسربچّهاى كه پدرش او را مىزند و او از وى مىگريزد، و اعمالش نمىگذارد كه بدَوَد. پس مىگويد: پروردگارا! مرا به بهشت برسان و از آتش، نجاتم بخش!
خداى بلندمرتبه به او وحى مىكند كه: اى بندهام! اگر تو را از آتش برَهانم و وارد بهشت نمايم، در برابرم به گناهان و لغزشهايت اعتراف مىكنى؟
بنده مىگويد: بله، اى خداوند! به عزّت و جلالت، سوگند كه اگر مرا از آتش برَهانى، در برابرت به گناهان و لغزشهايم اعتراف مىكنم.
پس، از پل مىگذرد. او با خودش مىگويد: اگر به گناهان و لغزشهايم اعتراف كنم، مرا به آتش باز مىگرداند.
پس خداوند به او وحى مىكند كه: بندهام! به گناهان و خطاهايت اعتراف كن تا آنها را بر تو ببخشايم و تو را وارد بهشت نمايم.
بنده مىگويد: نه، به عزّتت سوگند! من هرگز گناهى نكردهام و هيچ خطايى از من سر نزده است.
خداوند به او وحى مىفرمايد كه: بنده من! من بر ضدّ تو شاهد دارم.
بنده به راست و چپش مىنگرد و كسى را نمىبيند. مىگويد: پروردگارا! شاهدت را به من نشان بده.
خداوند، پوست او را به سخن در مىآورد و پوستش از گناهان كوچك او مىگويد. بنده چون اين را مىبيند، مىگويد: اى پروردگار! به عزّتت سوگند كه گناهان بزرگِ پوشيدهاى دارم!