بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧١ - ١ ابو دحداح
پروردگارم، تو را به راه راست، هدايت كند
به راه خير و درستى!
باغ را با عشق، ترك كن؛
چرا كه به قرضِ روزِ قيامت رفت.
آن را با اطمينان، به خدا قرض دادم
داوطلبانه، نه با منّت و نه باز گرفتنى
و فقط به اميد دستگيرى در معاد.
پس، خود با فرزندانت، آن را ترك كن.
نيكى، بى گمان، بهترين توشه است
كه آدمى به سوى معاد مىفرستد.
امّ دحداح گفت: سودايَت سودمند باد! خدا براى آنچه معامله كردى، به تو بركت دهد!
آن گاه امّ دحداح، در پاسخ، اين ابيات را خواند:
خدا تو را به خير و شادمانى، بشارت دهد!
چونان تو، آنچه را كه دارد، خالصانه مىبخشد.
خدا خانواده مرا بهرهمند ساخته و
خرماى سياهِ عجوه و خرماى سبز كال بخشيده است.
بنده مىكوشد و براى اوست نتيجه كوششهاى او
در طول شبها، و نيز هر گناهى كه مرتكب شود، بر گردن اوست.
او اين ابيات را گفت. آن گاه به طرف كودكانش رفت و آنچه را در دهانهايشان بود، بيرون آورد و آنچه را در آستينهايشان بود، بر زمين ريخت و به باغ ديگر رفتند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بسا خرمابُنان [پُربار و] سنگين و [نيز] سرايى وسيع كه [در بهشت] براى ابو دحداح است».