بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٨١ - ٧ حمزة بن عبد المطلب
٧ حمزة بن عبد المطّلب[١]
١٠٣١ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: ديشب، وارد بهشت شدم و در آن نگريستم. جعفر را ديدم كه با فرشتگان در پرواز است و حمزه را ديدم كه بر تختى تكيه زده بود.
١٠٣٢ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در قيامت، سوارهاى جز ما چهار نفر نيست: ... و عمويم حمزة بن عبد المطّلب، شير خدا و شير پيامبر او و سالار شهيدان، كه بر ناقهام عَضبا، سوار است.
١٠٣٣ امام رضا- به نقل از پدرانش، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله-: اى على! در قيامت، سوارهاى جز ما نيست و ما چهار نفريم».
مردى از انصار برخاست و گفت: پدر و مادرم فداى تو! آنان كياناند؟
فرمود: «من بر مَركب خدا [يعنى] بُراق، برادرم صالح بر شترِ پى شده خدا، عمويم حمزه بر شتر تندرو من [يعنى] عَضبا، و برادرم على بر شترى از شتران بهشت».
[١]. حمزه، شير خدا و شير پيامبر خدا، و عمو و برادر رضاعى ايشان است. مادرش هاله دختر اهَيب و كنيهاش ابو عُماره و ابو يَعلى بود. او در همان ابتداى بعثت، ايمان آورد و از پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل رؤساى مشرك قريش، حمايت كرد. در جنگ بدر، پرچمدار بود و در جنگ احُد تا آخرين لحظه از پيامبر صلى الله عليه و آله دفاع كرد تا اين كه به دست غلام حبشى در ٥٩ سالگى به شهادت رسيد.