بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠ - واژه شناسى«جنت»
در مقابل، خليل بن احمد فراهيدى، «جنّت» را به «حديقه» تفسير كرده است:
الجنّة: الحديقة، وهى بستان ذات شجر ونزهة.[١]
جنّت، حديقه است، و حديقه، بوستان داراى درخت و تفرّجگاه است.
برخى از لغتشناسان، وجه نامگذارى جايگاه نيكوكاران در سراى جاويد به «جنّت» را كثرت درختان و سايههاى آن مىدانند[٢] و برخى، مستور بودن نعمتهاى آن در اين جهان براى ما.[٣] گفتنى است كه وجه دوم، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز در پاسخ يزيد بن سلام- كه از علّت نامگذارى بهشت به «جنّت» از ايشان پرسيد- نقل شده است:
لأنَّها جَنينَةٌ خيَرَةٌ نَقيَّةٌ و عندَ اللَّهِ تَعالى ذكرُهُ، مَرضيَّةٌ.[٤]
براى اين كه بهشت، پوشيده، اندوخته، پاك و در نزد خداى بلندمرتبه، مورد رضايت است.
علّامه مجلسى در تبيين جمله «لأنَّها جَنينَة» مىگويد:
أي مستورة عن الخلق ولا يستر إلا ما كان خيرة.[٥]
يعنى از خلق، پوشيده است و جز اندوخته هم چيزى پوشيده نمىشود.
راغب اصفهانى به هر دو وجه تسميه اشاره كرده، مىگويد:
والجنة كل بستان ذى شجر يستر بأشجاره الأرض، قال عزوجل: «لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ»[٦] «وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ»[٧]
«وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ»[٨] قيل: وقد تسمى الاشجار الساترة جنة، وعلى ذلك
[١]. كتاب العين: ج ٦ ص ٢٢.
[٢]. ر. ك لسان العرب: ج ١٣ ص ١٠٠، النهاية: ج ١ ص ٣٠٧، مجمع البحرين: ج ١ ص ٣٢٦.
[٣]. ر ك: معجم المقايس اللغة: ج ١ ص ٤٢٦.
[٤]. علل الشرايع: ص ٤٧٢ ح ٣٣، بحار الأنوار: ج ٨ ص ١٨٨ ح ١٥٧.
[٥]. بحار الأنوار: ج ٩ ص ٣٠٧.
[٦]. سبأ: آيه ١٥.
[٧]. سبأ: آيه ١٦.
[٨]. كهف: آيه ٣٩.