بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١١ - ٤/ ١ گستردگى بهشت
پادشاهىِ بزرگ مىبينى». مقصود، ولىّ خدا و احترام و نعمت و پادشاهىِ بزرگ و شكوهمندى است كه او از آن برخوردار است. فرشتگانِ فرستاده خداى بزرگ، از او اجازه ورود مىطلبند و تا اجازه ندهد، بر او وارد نمىشوند. اين است آن پادشاهىِ بزرگ و شكوهمند.
٧٨ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دونْپايهترين فرد اهل بهشت، هنگامى كه مىرود، بر اسبى از ياقوت سرخ كه بالهايى از طلا دارد، مىنشيند و هزار هزار خدمتكار، از پسركان جاويدان، او را همراهى مىكنند «و چون بِدان جا بنگرى، [سرزمينى از] نعمت و پادشاهىِ بزرگ مىبينى».
٧٩ الدُرّ المنثور- به نقل از عِكرِمه-: عمر بن خطّاب، بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد شد. ديد كه ايشان، بر بوريايى از برگ درخت خرما، آرميده و بوريا بر پهلوى ايشان، رد انداخته است. عمر، گريهاش گرفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چرا گريه مىكنى؟».
عمر گفت: به ياد كسرا و قيصر و پادشاه حبشه و سلطنت آنها افتادم، در حالى كه تو، پيامبر خدا هستى و بر بوريايى از برگ درخت خرما، آرميدهاى!
فرمود: «آيا نمىپسندى كه براى ايشان، دنيا باشد و براى ما، آخرت؟».
پس خداوند، اين آيه را فرو فرستاد: «و چون بِدان جا بنگرى، [سرزمينى از] نعمت و پادشاهىِ بزرگ مىبينى».
٨٠ المستدرك على الصحيحين- به نقل از ابو هُرَيره-: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت:
اى محمّد! اگر بهشت، پهنايش آسمانها و زمين است، پس دوزخ كجاست؟
فرمود: «وقتى شب، همه جا را فرو مىپوشانَد، روز در كجا قرار داده مىشود؟».
مرد گفت: خداوند، داناتر است.
فرمود: «اينچنين، خداوند، آنچه را بخواهد، انجام مىدهد».
٨١ امام باقر عليه السلام: اسقف نجران، به نزد عمر بن خطّاب آمد و گفت: اى امير مؤمنان! سرزمين ما، سردسير و پُر رنج و مشقّت است و سپاهيان، در آن جا تاب