دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٥٥
| ابوعروبه جلد: ٥ شماره مقاله:٢٣٥٥ |
اَبوعَروبه، حسين به محمد بن ابي معشر مودود بن حماد سلمي حراني (ح ٢٢٢ ـ ٣١٨ق/
٨٣٧ ـ ٩٣٠ م)، محدث، رجال شناس و تاريخ نويس سرزمين جزيره. نياي او، حماد، برده اي
آزاد شده (احتمالاً يوناني) از موالي ابن سلم نامي بود (نك : ابن عساكر، نسخة احمد
ثالث، ١١/٣٠٥ الف).
از زندگي او جز نام استادان و راويان و چند نكتة پراكنده، چيزي دانسته نيست. ذهبي
(١٤/٥١٠ ـ ٥١١) يادآوري شده كه وي از ٢٣٦ ق به شنيدن حديث آغاز كرد و علاوه بر
فراگيري از شيوخ ديار خود، در سفرهايي به عراق و شام و حجاز از محدثان آن سرزمينها
نيز حدث شنيد. در شمار شيوخ او مي توان ابوكريب محمد بن علاء، سفيان بن وكيع، محمد
بن بشار، مسيب بن واضح، محمد بن زنبورمكي، ايوب بن محمد وزّان، عبدالوهاب بن ضحاك،
محمد بن مصفي حمصي و ابوحاتم سجستاني را نام برد (نك : ابن سني، ٤، ٦، جم؛ ذهبي،
همانجا؛ سمعاني، الانساب،٧/٨٦).
ابوعروبه پس از بازگشت به حران، به عنوان مفتي آن شهر پذيرفته شد (ابن عدي، ١/١٤٧)
و با اصراري كه بر نهي از منكر مي ورزيد، به عنوان پيشرو فقيهان حران، با ازدواج
مسلمانان با زنان حرناني كه از اهل كتاب شمرده نمي شدند، مخالفت مي كرد (نك : ابن
نديم، ٣٨٥). او از نظر مكتب فقهي در زمرة اصحاب حديث به شمار مي رفت (همو، ٢٨٦) و
آگاهي بر علم حديث را براي فقاهت شرطي لازم و اساسي مي دانست (نك : خطيب، ٧٠). وي
به عنوان محدثي كه خود، شيوخ پرشماري را درك نموده بود، به بازگفتنشنيده هاي خود
پرداخت و محدثان بسياري از نقاط گوناگون به استماع از او روي آوردند كه در ميان
آنان مشاهيري چون ابوحاتم ابن حبان، ابواحمد بن عدي، سليمان ابن احمد طبراني،
ابوبكر ابن سني، ابوالشيخ اصفهاني، ابوبكر محمد بن علي قفّال و ابوبكر ابن مقري
ديده مي شوند (نك : ذهبي، ١٤/٥١١؛ نيز طبراني، ١/١٣٩؛ نووي (١(٢)/٢٨٢؛ ابن عديم،
٣/١٥٠٧، ٧/٣٣٤٩).
ابن عدي و ابو احمد حاكم از رجال شناسان بنام اهل سنت او را به گونه اي بليغ مدح
كرده اند و ابن حبان احاديث او را در صحيح خود درج كرده است (ابن عدي، ذهبي،
همانجاها؛ ابن بلبان،١/١٦٧، جم)؛ در واقع ابوعروبه، خود اهل جرح و تعديل بود و
شاگردانش، ابن عدي و ابن حبان، در آثار رجالي خود الكامل و المجروحين از او بهرة
بسيارگرفته اند (نك ك ابن عدي، ١/١٤٧، جم؛ ابن حبان، ١/١٠١،جم). ازدي شاگرد
ديگر وي نيز در تاريخ الموصل (٢٧٢، ٢٨٠، جم) از اطلاعات رجالي او سود جسته است.
در مورد مذهب اعتقادي ابوعروبه،جمله اي از ابن عساكر نقل شده است كه غلوّ او در
تشيع و دشمني وي را با بني اميه مي رساند، ولي ذهبي ضمن رد اين گفتار، احتمال داده
است كه منشأ اين نسبت تنها دشمني ابوعروبه با مروانيان بوده باشد (نك : ذهبي،
همانجا). اگرچه در آثار رجالي كهن شيعه، تأييدي بر تشيع وي ديده نمي شود، ولي نمي
توان نسبت تشيع به او را به سادگي خطا تلقي كرد،زيرا در كتب حديث اماميه، رواياتي
مندرج است كه بر نوعي ارتباط ميان ابوعروبه و عقيدة اماميه دلالت دارد. بارزترين
نمونه از اين دست روايت «نسخه اي از موسي بن عيسي بن عبدالرحمن افريقي» توسط اوست
كه در آن به تفصيل از حفانيت دوازده امام با ذكر نام فرد فرد ايشان سخن رفته است
(نك : ابن عياش، ٢٣ ـ ٢٩؛ قس: نعماني، ٥٩). به علاوه در منابع شيعه، احاديث ديگري
نيز به نقل از او در تأييد مواضع اماميه مورد استناد قرار گرفته است، همچون حديث
«نقباء اثناعشر» (ابن بابويه، كمال الدين، ١/٢٧٢ و ديگر آثار وي؛ قس: خزاز، قمي،
٢٦)؛ حديث «حب عليّ حسنـة لا تضر معها سيئـة …» (منتخب الدين، ٤٤ ـ ٤٥) و حديث
«من لم يستبشر برؤيـة علي (ع) فعليه لعنـة الله» (ابن بابويه، امالي، ٢٠١ ـ ٢٠٢).
همچنين ابن بابويه در الخصال (٢/٤١٧) حديثي از او نقل كرده كه اسنادي شيعي دارد.
آثار خطي: ١. الامثال السائرة التي رويت عن رسول الله (ص) و عن غيره (ابن خير،١٧٦؛
سمعاني، التحبير، ٢/١٧)، كه نسخه اي خطي از آن دركتابخانة كوغوسلار تركيه محفوظ
است (GAS, I/١٧٦)؛ ٢. حديث الجزريين، كه نسخه اي از آن (در ١٨ برگ) در كتابخانة
ظاهرية دمشق نگهداري مي شود (سواس، ٥٨٧). سمعاني نيز به يك جزء حديثي از ابوعروبه
دربارة حديث دو محدث جزرري، محمد بن سليمان و معقل بن عبدالله اشاره كرده است
(همان، ٢/١٨٦)؛ ٣. طبقات الصحابـة، كه سمعاني (همان، ١/١٠٢) از تداول آن سخن گفته
است (نيز نك :خليلي،١/٤٥٩) و پاره اي از يك گزيدة آن، احتمالاًاز عبدالغني مقدسي
در كتابخانة ظاهريه وجود دارد (ظاهريه، ١/١٦٩).
آثار يافت نشده: ١. الاحكام (خليلي، همانجا). ٢. الاسامي والكني (سمعاني، همان،
١/١٦٣). ٣. الامالي (حاجي خليفه، ١/١٦٣). ٤. الاوائل، كهمورد استفادة سخاوي قرار
گرفته (نك : سخاوي، ٨٠) و احتمالاً همين اثر بوده كه ابن طاووس با عنوان اوائل
الاشتباه برخي از مثالب معاويه را از آن برگرفته است (نك : ابن طاووس، ٢/٥٠٣؛ در
سدة ١١ ق با سندي متصل، اين كتاب را روايت نموده است. ٥. تاريخ الجزريين يا تاريخ
الجزيرة (سمعاني، الانساب، ٤/١٠٧؛ ذهبي، همانجا) كه ظاهراً باوعروبه در اين اثر بر
رجال دو شهر جزيره: حران و رقه تكيه داشته است (نك : سمعاني، التحيير، ١/١٨٩؛ نيز
خليلي. همانجا). اين كتاب كه روايت متصل آن در صلـة الخلف روداني (ص ١٥٦) نيز به
چشم مي خورد، در سدة ٨ ق در اختيار ذهبي بوده (ذهبي، همانجا) و او بارها در شرح حال
عالمان جزيره از آن بهره گرفته است (مثلاً نك : ذهبي، ٥/٧٧، ٦/٨١؛ نيز ابن حجر،
٣/٦٣٨). ٦. شواهد الشعر (سمعاني، همان، ١/١٦٥).
گذشته از آثار ياد شده، همانگونه كه بان نديم (همانجا) يادآور شده است.ابوعروبه
مجموعه هايي از احاديث مشايخ را نيز گردآورده بوده است كه از آن جمله يك جزء روايي
به صورت خطي در كتابخانة ظاهريه يافت مي شود (سواس، ٤٩٦) و جزء ديگري درحديث يونس
ابن عبيد به دست ذهبي رسيده بود (ذهبي، ٦/٢٩٦). جزئي ديگردر احاديث مسعر بن كدام را
نيز سمعاني (همان، ٢/٧٢) به وي نسبت داده است. انبوهي از روايات ابوعروبه را نيز مي
توان در جاي جاي آثار شاگردانش و آثار ديگر گردآورندگان حديث باز يافت.
مآخذ: ابن بابويه، محمد بن علي، الامالي، بيروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠ م؛ همو، الخصال، به
كوشش علي اكبر غفاري، قم، ١٣٦٢ ش؛ همو، كمال الدين و تمام النعمـة، به كوشش علي
اكبر غفاري، تهران، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠ م؛ ابن بلبان، علي، الاحسان بترتيب صحيح ابن حبان،
به كوشش كمال يوسف حوت، بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧ م؛ ابن حبان، محمد، كتاب المجروحين، به
كوشش محمد ابراهيم زيد، بيروت، ١٣٩٦ ق؛ ابن حجر عسقلاني، احمد بن علي، الاصابـة،
قاهره، ١٣٢٨ ق؛ ابن خير اشبيلي، محمد، فهرسـة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، بغداد،
١٩٦٣ م؛ ابن سني، احمدبن محمد، عمل اليوم والليلـة، حيدرآباد دكن، ١٣٥٨ ق؛ ابن
طاووس، علي بن موسي، الطرائف، قم، ١٤٠٠ ق؛ ابن عدي، عبدالله، الكامل في ضعفاء
الرجال، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛ ابن عديم، عمر بن احمد، بغيـة الطلب، به كوشش
سهيل زكار، دمشق، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨ م؛ ابن عساكر، علي بن حسن، تاريخ مدينـة دمشق، نسخة
خطي كتابخانة احمد ثالث، شم ٢٨٨٧؛ همو، همان، چاپ تصويري از نسخة ظاهريه، (عمان)،
دارالبشير؛ ابن عياش جوهري، احمد بن محمد، مقتضب الاثر، قم، ١٣٧٩ ق؛ ابن نديم،
الفهرست؛ ازدي، يزيد بن محمد.تاريخ الموصل، به كوشش علي حبيبـة، قاهره، ١٣٨٧ق/
١٩٦٧ م؛ حاجي، خليفه، كشف؛ خزاز قمي، علي بن محمد، كفايـة الاثر، قم، ١٤٠١ ق؛ خطيب
بغدادي، احمد بن علي، شرف اصحاب الحديث، به كوشش محمد سعيدخطيب اوغلي، آنكارا،١٩٧١
م؛ خليلي، خليل بن عبدالله، الارشاد، به كوشش محمد سعيد بن عمر ادريس، رياض،
١٤٠٩ق/١٩٨٩ م؛ ذهبي، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و
ديگران، بيروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨ م؛ سخاوي، محمد بن عبدالرحمن، الاعلان بالتواريخ،
بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛ سمعاني، عبدالكريم بن محمد، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ ـ
١٣٩٦ق/ ١٩٦٣ ـ ١٩٧٦ م؛ همو، التحبير، به كوشش منيره ناجي سالم، بغداد، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥
م؛ سواس، ياسين محمد، فهرس مجاميه المدرسـة العمريـة في دار الكتب الظاهريـة،
كويت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٧ م؛ طبراني، سليمان بن احمد، المعجم الصغير، به كوشش عبدالرحمن
محمد عثمان، قاهره، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨ م؛ ظاهريه، خطي (تاريخ)؛ منتجب الدين رازي، علي بن
عبيدالله، الاربعون حديثاً، قم، ١٤٠٨ ق؛ نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبـة،
بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣ م؛ نووي، يحيي بن شرف، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة
الطباعـة المنيريـة؛ نيز: GAS
احمد پاكتچي