دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٢٥
| ابوسفيان، مغيره جلد: ٥ شماره مقاله:٢٢٢٥ |
اَبوسُفْيان، مغيرة بن حارث بن عبدالمطلب (د ١٥ يا ٢٠ق/ ٦٣٦ يا ٦٤١ م)، از
شعراي صداسلام، پسر عموي و صحابي پيامبر اكرم (ص). در نام او ختلاف است. غالب
مورخان، چون ابن هشام (٢/٣٠١) و ابن سعد (٤/٤٩) او را مغيره ناميده اند، اما برخي
ديگر (ابن عبدالبر، ٤/١٦٧٣؛ ابن اثير، ٤/٤٦٠) مغيره را نام برادر او دانسته اند.
مادرش، به قولي، چنانكه از هجوية حسان بن ثابت (١/٣٩٨) برمي آيد، كنيزكي بود
سُمَيّه نام (مرزباني، ٢٧١) و به روايت ديگر، غَزّيه و از زنان قريش بود (ابن سعد،
ابن عبدالبر، همانجاها). ابوسفيان در شب ولادت پيامبر (ص) زاده شد و گفته اند كه به
پيامبر (ص) شباهت داشت (ابن حبيب، ٤٦؛ بلاذري، ١/٥٣٩). او برادر رضاعي پيامبر (ص)
نيز بود و در كودكي با ايشان انس و الفت داشت، اما پس از بعثت، در شمار دشمنان
سرسخت پيامبر (ص) درآمد (واقدي، ٢/٨٠٦) و در جنگ با پيامبر (ص)، با مشركان همكاري
مي كرد (ابن سعد، ٤/٥٠).
ابوسفيان به همداستاني با عبدالله بن زبعري و عمرو بن عاص، پيامبر (ص) را هجو مي
گفت و حسّان بن ثابت نيز هجويه هاي او را پاسخ مي داد (واقدي، ٢/٨٠٦ ـ ٨٠٧؛
ابوالفرج، ٤/١٣٧ ـ ١٣٨). ابوسفيان از شكست مشركان و پيروزي مسلمانان در جنگ بدر،
گزارشي بليغ خطاب به ابولهب، تهيه كرد (ابن هشام، همانجا)؛ با اينهمه اندكي قبل از
فتح مكه، همراه خانوادة خود، در ابواء به خدمت پيامبر (ص) شتافت. نخست به او
اعتنايي نشد، اما پس از آن اسلام آورد و علي (ع) به فرمان پيامبر (ص) ندا در داد كه
خدا و رسول او از ابوسفيان در گذشتند، شما نيز از او راضي شويد (واقدي، ٢/٨٠٧ ـ
٨١٢؛ ابن سعد، ٤/٥٢). ابوسفيان نيز در اعتذار از گذشته و ستايش پيامبر شعري سرود (ابن
هشام، ٤/٤٣ ـ ٤٤؛ ابن سعد، ٤/٥١). او در غزوة حنين شركت جست و از معدود كساني بود
كه در كنار پيامبر (ص) پايداري كرد (واقدي، ٣/٨٩٨ ـ ٩٠٢؛ بسوي، ١/٣٢٧) و در پايان
جنگ از كساني بود كه سهم بيشتري از غنايم يافت (واقدي، ٢/٦٩٤؛ ابن حبيب، ٤٧٣). وي
پس از رحلت پيامبر (ص) قصيده اي در رثاي او سرود (ابن عبدالبر، ٤/١٦٧٥ ـ ١٦٧٦).
ابوسفيان به قولي در اوايل خلافت عمر در ١٥ ق (همو، ٤/١٦٧٧) و به روايات ديگر در
٢٠ق درگذشت و در بقيع مدفون شد (ابن سعد، ٤/٥٣؛ طبري، ١١/٥٠٤؛ ابن عبدالبر، همانجا).
ذهبي از طريق او يك حديث نقل كرده است (١/٢٠٣).
مآخذ: ابن اثير، علي بن محمد، اسدالغابـة، قاهره، ١٢٨٠ ق؛ ابن حبيب، محمد المحبر،
به كوشش ايلزه ليشتن اشتتر، حيدر آباددكن، ١٣٦١ق/ ١٩٤٢م؛ ابن سعد، محمد، الطبقا
الكبري، بيروت، دارصادر؛ ابن عبدالبر، يوسف بن عبدالله، الاستيعاب في معرفـة
الاصحاب، به كوشش علي محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠ م؛ ابن هشام، السيرة
النبويـة ، به كوشش مصطفي سقاء و ديگران، قاهره، ١٣٥٥ق/ ١٩٣٦ م؛ ابوالفرج اصفهاني،
الاغاني، قاهره، دارالكتب المصريـة؛ بسوي، يعقوب بن سفيان، المعرفـة و التاريخ،
به كوشش اكرم ضياء عمري، بغداد، ١٩٧٥ م؛ بلاذري، احمد بن يحيي، انساب الاشراف، به
كوشش محمد حميدالله، قاهره، ١٩٥٩ م؛ حسان بن ثابت، ديوان، به كوشش وليد عرفات،
لندن، ١٩٧١ م؛ ذهبي، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و حسين
اسد، بيروت، ١٤٠٥ ق/١٩٨٥ م؛ طبري، تاريخ؛ مرزباني، محمد بن عمران، معجم الشعراء، به
كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٧٩ق/ ١٩٦٠ م؛ واقدي، محمد بن عمر، المغازي، به
كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م. عبدالامير سليم