دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١١١
| ابوالحسين بن هند جلد: ٥ شماره مقاله:٢١١١ |
ابوالحسين بن هند,ابوالحسين علي بنهند قرشي فارسي ,از عرفاي مشهور سده ٤ق/١٠واز
بزرگان مشايخ فارس كه با جنيد وعمرو بن عثمان مكي و جعفر حذأ صحبت داشته
است(سلمي,٤١٤,ابونعيم,١٠/٣٦٢,انصاري,٤١٢,ابن مقلن١٤٩).در برخي از منابع كنيه او
ابوالحسن امده است(جنيد شيرازي,٣٧٠,عيسي بن جنيد٣٩٥,ديلمي٢٢٠)زركوب شيرازي نام او
را به صورتي مغشوشو نادرست اورده است(ص١٤٣,نك قزويني,٣٧٠).ابوالحسين از مردم فسا
بود (روز بهان,شرح شطحيات٤٢)و در همان شهر در گذشتمزار وي تا تاليف شيراز نامه در
انجا باقي بوده است(زركوب, همانجا)اما در هيچ يك از منابع سال وفاتش ذكر نشده است.
در برخي از منابع متأخر امده است كه ابوالحسن ازابوبكر شبلي و او از جنيد اجازه ار
شاد داشته و خرقه شيخ صدرالدين قوني ومحيي الدين ابن عربي نيز از طريق شيخ
عبدالقادر گيلاني به ابوالحسن مي رسيده است(معصومعلي شاه٢/٤٤١).وي مورد احترام
مشايخ عصر خود بوده است,چندان كه در مسائل عرفاني به او رجوع مي
كردند(نك:سراج,٢٣٠,روزبهان همانجا)و كساني چون مومل جصاص(استاد ابن خفيف)از وي نكات
عرفاني و رموز الهي مي اموختن(زركوب همانجا).وي با ابن خفيف نيز ارتباط نزديك داشته
وبنابر داستاني كرامت اميز كه در سيره ابن خفيف امده استابوالحسن در ضيافتي كه مادر
ابن خفيف ترتيب داده بودحضور داشت ودر ميان جمع از حاضران مي خواست كه سهم خوراك
ابن خفيف را كه در ان هنگام به فساد رفته بود نگاه دارد .حاضران ميگفتند در سفر است
ليكن ابوالحسين بر گفته خود اصرار مي ورزيد.در همين حال ابن خفيف از راه رسيدو
ابوالحسين شادي كنان برپا خواست گفت:((قلبم هرگز دروغ نگفته است ))(ديلمي
همانجا,جنيد شيرازي,٣٦٩_٣٧١).روزبهان بقلي او را در شماركساني كه كراماتي داشته
اند,أورده است (مشروب الارواح,٣١٦,نيزنك:انصاري ,٤١٣).اقوال ابوالحسين نمودار
اراعرفاني اوست كه بيشتر منابع معتبر ياد شده است .از سخنان وي چنين استنباط مي شود
كه اساس طريقت وي بر پايه زهد و تقوا بوده است زهدي كه با معرفت حسن سلوك با خلق
خدا همراه باشد (نك:سلمي,٤١٥_٤١٦).وي صفاي عبادات معاملات را وابسته به صفاي معرفت
در چهار چيز مي داند:معرفت خداوند, معرفت نفس,معرفت موت,و معرفت امور بعد از
موت(نك:سراج,همانجا).
مأخذ:ابن ملقن,عمربن علي,طبقات اوليابه كوشش نورالدين
شربيه,بيروت,١٤٠٦ق/١٩٨٦م,ابونعيم اصفهاني,احمد ابن عبدالله,حليه
اوليا,قاهره,١٣٥٧ق/١٩٣٨م,انصاري هروي,خواجه عبدالله,طبقات صوفيه,به كوشش عبدالحي
حبيبي,كابل,١٣٤١ش,جنيد شيرازي,ابولقاسم,شدالزارفي حطالاوزار,به كوشش محمد قزويني و
عباس اقبال ,تهران,١٣٢٨ش,ديلمي,ابوالحسن,سيرت شيخ الكبير ابوعبدالله ابن الخفيف
الشيرازي ,ترجمه ركن الدين يحيي بن جنيد به كوشش ا.شيمل طاهري,تهران ١٣٦٣ش,روز بهان
بقلي,شرح شطحيات,به كوشش هانري كربن ,تهران,١٣٦٠ش,همو,مشرب الارواح,به كوشش نظيف
محرم خواجه,استانبول,١٩٧٣م,زركوب شيرازي,احمد بن شهاب الدين,شيرازنامه,به كوشش
اسماعيل واعظ جوادي,تهران ١٣٥٠ش,سراج طوسي عبدالله بن علي,اللمع في التصوف ,به كوشش
نيكلسون,ليدن ,١٩١٤م,سلمي,محمد بن حسين ,طبقات الصوفيه, ليدن ١٩٦٠م,عيسي بن جنيد
شيرازي, هزار مزار (ترجمه شدالازار)به كوشش نوراني وصال,شيراز ١٣٦٤ش,قزويني محمد
تعليقات بر شد الازار(نك:هم,جنيد شيرازي ), معصومعلي شاه, محمد معصوم شيرازي,طرائق
الحقايق ,محمد جعفر محجوب , تهران ١٣٣٩ش.
غلامعلي آريا