دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٦٥
| ابو الصلت هروی جلد: ٥ شماره مقاله:٢٢٦٥ |
اَبوالصَّلْتِ هَرَوي، عبدالسلام بن صالح بن سليمان بن ايوب بن ميسره (د شوال
٢٣٦/ آوريل ٨٥١)، محدث خراساني. وي از موالي عبدالرحمن بن سَمُرة قرشي بود (خطيب،
١١/٢٦)، تاريخ ولادت وي روشن نيست، ليكن از آن رو كه به گفتة خودش از روزگار
كودكي ٣٠ سال در محضر سفيان بن عيينه (د ١٩٦ ق) بوده است (نك : ذهبي،. سير،
١١/٤٤٨)،مي توان تولد او را در حدود ١٦٠ ق/٧٧٧ م تخمين زد.
ابوالصلت به روايتي در مدينه زاده شد (طوسي، اختيار، ٦١٥ـ ٦١٦)، و در نيشابور اقامت
گزيد (ذهبي، تذهيب، ٢/٤٥٧) در طلب علم به نقاط مختلف چون عراق، حجاز و يمن سفر كرد
و از كساني چون حمادبم زيد، شُريك، عطاء بن مسلم،معتزبن سليمان، عبدالرزاق صنعاني،
مالك بن انس، فُضيل بن عياض،عبدالله بن مبارك و هُشيم استماعنمود (ابن ابي حاتم؛
٣/٤٨؛ ابن عدي، ٥/١٩٦٨؛ خطيب، همانجا؛ ابن حجر، ٦/٣١٩).
ابوالصلت چندي در بغداد به روايت حديث پرداخت (خطيب، همانجا، ذهبي، سير، همانجا) و
در روزگار مأمون به عزم غزا به مرو آمد و چون به مجلس خليفه وارد شد و مأمون كلام
او را شنيد، بدو علاقمند گشت و او را از خواص خويش ساخت ابوالصلت در رد مرجبه؟
جهميه، زنادقه و قدريه مي كوشيد و بارها با بشر مريسي در حضور مأمون مناظره كرد
(خطيب، ١١/٤٧).
از زندگاني وي اطلاع بيشتري نداريم، جز آنكه چندي محضر امام رضا (ع) را درك كرده و
از آن حضرت روايت نموده است (طوسي، رجال، ٣٨٠، ٣٩٦). چنانكه گفته شده در نيشابور در
خدمت آن امام حاضر بوده و در سرخس نيز به ديدار وي رسيده است (ابن بابويه، ٢/١٨٣ـ
١٨٤؛ ابن حجر، همانجا).
به رغم اينكه شيخ طوسي او را ازعامه شمرده (همان، ٣٩٦؛ قس: خطيب، ١١/٤٧ـ٤٨)، گروهي
از محدثان اهل سنت، تنها بر تشيع او خرده گرفته اند ( عقيلي، ٣/٧٠؛
ذهبي،ميزان،٢/٦١٦؛ قس: طوسي، اختيار، همانجا) به هر روي برخي از رجال شناسان
همچون يحيي بن معين، عجلي، ابن شاهين و نيز نجاشي از اماميه وي را توفيق كرده اند
(نك : عجلي،٣٠٣؛ ابن شاهين، ٢٢٧؛ نجاشي، ٢/٦٠ـ٦١؛ خطيب، ١١/٥٠)، حال آنكه بعضي
ديگر همچون جوزجاني،نسائي، ابوحاتم رازي، عقيلي، ابن حبان،ابن عدب . دار قطني او
را تضعيف نموده اند (جوزجاني، ٢٠٥ـ٢٠٦؛ عقيلي،ابن ابي حاتم، همانجاها؛ ابن جبان،
٢/١٥١؛ ابن عدي، همانجا؛ ١١/٥١).
از ميان روايت كنندگان از ايوصلت فرزندش محمد، احمد بن يحيي بلاذري، عبدالله بن
احمد ابي خيثمه، ابوبكر ابن ابي الدنيا، يعقوب ابن سفيان بسوي، سهل بن زنجله، احمد
بن منصور رمادي و عباس بن محمد دوري را مي توان ياد كرد (بسوي، ٣/٧٧؛ بلاذري،١٩؛
خطيب، ١١/٤٦؛ ذهبي، سير، ١١/٤٤٦ـ ٤٤٧؛ ابن حجر، ٦/٣١٩ـ ٣٢٠). ابوالصلت كتابي در باب
وفات امام رضا (ع) تأليف كرده كه نجاشي از آن نام برده (نجاشي، ٢/٦١) و ابن بابويه
از آن در عيون اخبار الرضا (٢/٢٤٢ـ ٢٤٥) استفاده كرده است. هم اكنون آرامگاهي منسوب
به وي با نام خواجه اباصلت در سمت شرقي بيرون شهر مشهد وجود دارد. در قم و سمنان
نيز مزارهايي منسوب به وي وجود داشته است (اعتماد السلطنه، ٢/٣٨٥ـ ٣٨٦).
مآخذ: ابن ابي حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ق/
١٩٥٢ م؛ ابن بابويه، محمدبن علي، عيون الاخبار الرضا، به كوشش مهدي الاجوردي، قم،
چاپخانة علميه؛ ابن حبان، محمد، كتاب المجرحين، به كوشش محمود ابراهيم زايد، بيروت،
دارالمعرفـة؛ ابن حجر عسقلاني، احمد بن علي، تهذيب التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٦ ق؛
ابن شاهين، عمربن احمد، تاريخ اسماء الثقات، به كوشش عبدالمعطي امين قلعجي، بيروت،
١٤٠٦ ق؛ ابن عدي.عبدالله، الكامل في ضعفاء الرجال، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥ م؛ اعتماد
السلطنه، محمد حسن، مطلع الشمس، تهران، ١٣٠٠ق؛ بسوي، يعقوب بن سفيان، المعرفـة و
التاريخ، به كوشش اكرم ضياء عمري، بغداد، ١٣٩٦ق/١٩٧٦ م؛ بلاذري، احمدبن يحيي، انساب
الاشراف، به كوشش محمد باقر محمودي، بيروت، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٧ م؛ جوزجاني، ابراهيم بن
يعقوب، احوال الرجال، به كوشش صبحي بدري سامرائي، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥ م؛ خطيب
بغدادي، احمدبن علي، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛ ذهبي، محمدبن احمد، تذهيب
التهذيب، نسخة عكسي موجود در كتابخانة مركز؛ همو، سيراعلام النبلاء، به كوشش صالح
سمر، بيروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦ م؛ همو، ميزان الاعتدال، به كوشش علي محمد بجاوي، قاهره،
١٣٨٢ق/ ١٩٦٣ م؛ طوسي، محمدبن حسن، اختيار معرفـة الرجال، به كوشش حسن مصطفوي،
مشهد، ١٣٤٨ ش؛ همو، رجال، نجف، ١٣٨٠ق/ ١٩٦١ م؛ عجلي، احمدبن عبدالله، تاريخ الثقات،
به كوشش عبدالمعطي قلعجي، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤ م؛ عقيلي، محمدبن عمرو، الضعفاء
الكبير، به كوشش عبدالمعطي امين قلعجي، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤ م؛ نجاشي، احمدبن علي،
رجال، به كوشش محمد جواد نائيني، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨ م. بخش فقه، علوم قرآني و حديث