دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٥٥
| ابودرداء جلد: ٥ شماره مقاله:٢١٥٥ |
اَبو دَرْداء، عُوَيمر بن زبد بن قيس بن عائشـة بن اميـة بن مالك خزرجي
انصاري (د ٣٢ ق/ ٦٥٢م)، از اصحاب پيامبر (ص) و از گردآورندگان قرآن. در ضبط نام پدر
و سلسلة نسب او اختلافاتي وجود دارد، چنانكه نام پدرش را ثعلبه، عامر و و
مالك نيز نوشته اند (نكـ: اين هشام، ٢/١٥٢؛ ابن قتيبه، ٢٦٨؛ ابن عبدالبر، ٣/١٢٢٧) و
همچنين برخي «عويمر» را لقب ابودرداء و نام او را عامر دانسته اند (ابن ابي حام، ٣
(٢) ٢٦؛ حاكم، ٣/٣٣٦).
ابودرداء پيش از بعثت پيامبر (ص) به تجارت اشتغال داشت و آخرين كس از خاندان خود
بود كه اسلام آورد. او را در خانه بتي بود كه به دست عبدالله بن رواحه، دوست
صميميش در جاهليت و اسلام، درهم شكسته شد و از آن پس بود كه همراه با ابن رواحه به
حضور رسول خدا (ص) رسيد و مسلمان شد (ابن سعد، ٧/٣٩١). پيغمبر (ص) ميان او و سلمان
فراسي ـ احتمالاً پيش از جنگ بدر ـ مؤاخات و برادر خواندگي برقرار ساخت (نكـ: ابن
هشام، همانجا؛ ابن حبيب، ٧٥)، اما به نقل سيوطي، وي در روز بدر اسلام آورد و در جنگ
احد شركت داشت (١/٢٤٤؛ در مورد ترديد موجود در حضور او در جنگ احد، نكـ: واقدي،
١/٢٥٣؛ ابن عبدالبر، ٣/١٢٢٧ ـ ١٢٢٨).
ابو درداء يكي از معدود كساني بود كه در گردآوري قرآن شركت داشتند (بخاري، ٤
(١)/٧٦). وي به فرمان عمر، براي تعليم قرآن، به شام رفت و در مشق اقامت كرد (ابن
عساكر، ١٣/٧٣١)، چنانكه در حلقة قرائت او بيش از ١٠٠٠ تن شركت مي كردند (ذهبي،
٢/٣٤٦).
او در سفري از شام به مدينه، مصحف شاميان را با مصاحف مدينه مقابله نمود (ابن ابي
داود، ١٥٥؛ براي نقش ابودرداء در قرائت اهل شام، نكـ: هـ د، ابن عامر). ابودرداء
همچنين احاديث فراواني از پيامبر (ص) روايت كرده است (ابن سعد، ٧/٣٩٢؛ ذهبي، ٢/٣٣٧)
و مجموعة قابل توجهي از اين احاديث را مي توان در مسند احمد (٦/٤٤٠ ـ ٤٥٢) ديد (براي
روايت كنندگان از وي، نكـ: ابن عساكر، ١٣/٧٣٠ ـ ٧٣١).
ابودرداء در قديم ترين منابع به عنوان حكيمي عابد شناخت مي شده (مثلاً نكـ: ابن سعد،
همانجا؛ بخاري، ٤ (١)/٧٧) و ابو نعيم، ضمن وصف او به عارف متفكر و حكيم عابد، پاره
اي از سخنان حكمت آميز او را نقل كرده است (١/٢٠٨ ـ ٢٢٧). مواعظ ابودرداء در بسياري
از آثار اخلاقي مورد توجه قرار گرفته است (مثلاً نكـ: ابو علي مسكويه، ١٢٦، ١٧٦؛
ماوردي، ١٠٢، جمـ). در جريان فتوح شام ابودرداء با سپاه اسلام به آن ديار رفت و
سرپرست يكي از دو قرارگاه مسلمانان در آن ناحيه بود (بسوي، ٣/٢٩٨). وي همچنين در
جنگ يرموك (١٣ق) قضاي سپاه اسلام را عهده دار بود (طبري، ٣/٣٩٧). دربارة تصدي قضاي
شام گفته شده است كه عمر شخصاً قضاي دمش را به او محول كرد و قاضي در غياب امير و
والي، جانشين او به شمار مي رفت (ابن عبدالبر، ٣/١٢٣٠) يا اينكه به فرمان عمر،
معاويه او را قاضي دمشق كرد (ابن حجر، ٨/١٧٦). بنا به قولي ديگر او در زمان خلافت
عثمان قاضي دمشق شد (ابن عبدالبر، ٤/١٦٤٦ ـ ١٦٤٧)، ولي چنين به نظر مي رسد كه در
زمان خلافت عثمان در منصب قضا ابقا شده باشد. گفته اند كه ابودرداء در ٢٧ق در فتح
جزيرة قبرس شركت داشته است (نكـ: بلاذري، ١٥٤؛ طبري، ٤/٢٥٨). در مورد دوران خلافت
حضرت علي (ع) نصر بن مزاحم آورده است كه وي در جنگ صفين پس از اعتراض بر معاويه و
گفت گو با حضرت علي (ع) همراه با ابوامامة باهلي (هـ م) از جنگ كناره گيري كرد (ص
١٩٠). ابن كثير نيز نام او و ابوامامة باهلي را در شمار كساني آورده كه مردم را به
خونخواهي عثمان تشويق مي كردند (٧/٢٢٨)، ولي اين روايتها تنها با قول غير مشهور در
مورد تاريخ وفات ابودرداء (٣٨ يا ٣٩ق، پس از واقعة صفين) سازگاري دارد (نكـ: ابن
عبدالبر، ٣/١٢٢٩؛ ابن اثير، ٤/١٦٠).
وي در دمشق در گذشت و مقبرة او در باب الصغير تا مدتها زايراني داشت (نكـ: ابن
حبان، ٥٠). بايد يادآور شد كه در اطراف استانبول دو مزار منسوب به ابودرداء وجود
دارد (نكـ: ايشلي، ٣٣ -٣٤, ١٠٢ -١٠٥).
مأخذ: ابن ابي حاتم، عبدالرحمن، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ ق/١٩٥٢م؛ ابن
ابي داوود، عبدالله بن سليمان، المصاحف. قاهره، ١٣٥٥ق؛ ابن اثير، علي بن محمد، اسد
الغابـة، قاهره، ١٢٨٦ق؛ ابن حبان، محمد، مشاهير، علماء الامصار، به كوشش
فلايشهامر، قاهره، ١٣٧٩ق/ ١٩٥٩م؛ ابن حبيب، محمد، المحبّر،حيدرآباد دكن،١٣٦١ق/
١٩٤٢م؛ ابن حجر عسقلاني، احمد بن علي، تهذيب التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٦ق؛ ابن
سعد، محمد، الطبقات الكبري، بيروت، دارصادر؛ ابن عبدالبر، يوسف بن عبدالله،
الاستيعاب، به كوشش علي محمد بجاوي، قاهره، كتبـة نهضـة مصر؛ ابن عساكر، علي بن
حسن، تاريخ مدينيـة دمشق،عمان، دارالبشير؛ ابن قتيبه، عبدالله بن مسلم، المعارف،
به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛ ابن كثير، البدايـة؛ ابن هشام، عبدالملك،
السيرة النبويـة، به كوشش مصطفي سقا، قاهره، ١٣٥٥ ق/١٩٣٦م؛ ابو علي مسكويه، احمد
بن محمد، الحكمـة الخالدة، به كوشش عبدالرحمن بدوي. تهران، ١٣٥٨ش؛ ابو نعيم
اصفهاني، احمد بن عبدالله، حليـة الاولياء، بيروت، ١٣٨٧ ق/١٩٦٧م؛ احمد بن حنبل،
مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛ بخاري، محمد بن اسماعيل، التاريخ الكبير، حيدرآباد دكن، ١٣٩٧ق/
١٩٧٧م؛ بسوي، يعقوب بن سفيان،المعرفـة و التاريخ، به كوشش اكرم ضيا عمري، بغداد،
١٣٩٤ ق/١٩٧٤م؛ بلاذري، احمد بن يحيي، فتوح البلدان، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٦٥م؛
حاكم نيشابوري، محمد بن عبدالله، المستدرك علي الصحيحين، حيدرآباد دكن، ١٣٢٤ق؛
ذهبي، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط، ١٤٠٥ ق/١٩٨٥م؛ سيوطي،
حسن المحاضرة في تاريخ مصر و القاهرة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛ طبري، تاريخ؛ ماوردي، علي ابن محمد، ادب الدنيا و الدين، بيروت،
١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛ نصر بن مزاحم منقري، وقعـة صفين، به كوشش عبدالسلام محمد هارون،
قاهره، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٢م؛ واقدي، محمد بن عمر، المغازي، به كوشش مارسدن جونز، لندن،
١٩٦٦م؛ نيز:
??, Necdet, Istanbul da sahabe Kabir ue makamalan, Ankara, Renkofset
matbaacilik.
عبدالامير سليم