دانشنامه بزرگ اسلامی
 
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٠٤

ابوبکر عندی
جلد: ٥
     
شماره مقاله:٢٠٠٤

اَبوبَکْرِ عَنْدی، ابوالعتیق فخرالدین ابوبکر بن احمدبن محمد عندی (عیدی) یمنی (د ح ٥٨٠ق/١١٨٤م)، ادیب و صاحب دیوان انشای زُرَیعیان یمن. در نام و نسبت وی آشفتگی بسیار است. برخی نام او را احمد و کنیه‌اش را ابوبکر گمان کرده‌اند و نیز نسبت او را عبدی، عیدی، عیذی و عندی گفته‌اند. در این باب، بررسیهای معلمی در حاشیۀ الاکمال (٦/٣٢٣-٣٣١؛ قس: جَنَدی، ٢/١٩٦؛ شامی، ٢٤؛ زرکلی، ١/٢١٦) درخور ذکر است.
کهن‌ترین و معتبرترین منبع در شرح حال ابوبکر، تاریخ المُفید فی اخبار صَنْعاء و زَبید نوشتۀ عُمارۀ یمنی (٥١٥-٥٦٩ق) است که از شاگردان و ملازمان ابوبکر بوده است. نوشته‌های منابع بعدی همگی برگرفته از گفته‌های اوست و مطلب قابل توجهی بدان نیفزوده‌اند (برای مثال، نک‌ : عمادالدین، ٣/١٤٧-٢٠١؛ جندی، ٢/١٩٦-٢٠٠؛ فاسی، ٨/١٠؛ قس: شامی، ٢/٢٤-٦٩). از زندگی ابوبکر پیش از ورود به شغل دیوانی آگاهی دقیقی نداریم. تاریخ ولادت او نیز به درستی معلوم نیست. خزرجی تولد او را ٥٠٧ق دانسته (فاسی، همانجا)، اما شامی با استناد به قراینی، حدود ٤٩٠ق را حدس زده است (٢/٢٦). ابوبکر در اَبْیَن (١٨ کیلومتری شمال شرقی عدن) زاده شد. پدر او از بزرگان و نیکان شهر بود. دوران کودکی و نوجوانی را همانجا به حفظ قرآن و تحصیل مقدمات گذراند، آنگاه به عدن سفر کرد و نزد علمایی که به آن شهر وارد می‌شدند، به آموختن فقه، ادب و حساب پرداخت و در این علوم مهارت یافت (عمادالدین، ٣/١٤٨-١٤٩؛ جندی، ٢/١٩٦؛ شامی، ٢/٢٥). گویا ورود او به عدن بسیار پیش از ٥٣١ق بوده که خزرجی از آن یاد کرده است (نک‌ : فاسی، همانجا؛ قس: شامی، ٢/٣٥). در ٥٤٦ق بلال بن جریر وزیر عدن، ابوبکر را در دستگاه خود به کار کتابت منصوب کرد. دیری نپایید که منزلت او ند بلال فزونی یافت، چندانکه وزیر زمام همۀ امور را به دست او سپرد (عمادالدین، ٣/١٤٩-١٥١؛ جندی، ٢/١٩٦-١٩٧).
در باب فضائل و نیک رفتاریهای ابوبکر گفته‌اند که او به پیشواز کاروانها می‌رفت، اهل علم و فضل را محترم می‌داشت، گاه برای مساعدت تازه‌واردان، به نام ایشان اشعاری می‌سرود و از حاکم و وزیر صله می‌ستاند. عماره خود یکی از کسانی بود که مورد لطف و احسان ابوبکر قرار گرفت و به تشویق او به شعر و ادب روی آورد (عمادالدین، ٣/١٥٢-١٥٣؛ شامی، ٢/٢٨-٣٢). عماره (نک‌ : عمادالدین، ٣/١٤٧) و به تقلید از او یاقوت (١/١٠٨) لقب «وزیر» به ابوبکر داده است و داعی محمد بن سبا (د ٥٤٨ یا ٥٥٠ق) فرمانروای زریعی نیز پیوسته مایل بود که وی را به مصاحبت و وزارت خود برگزیند (نک‌ : فیصل، ٣/١٥٣، ١٥٦-١٥٧، به نقل از عماره). با اینهمه ابوبکر هیچ‌گاه رسماً وزارت حاکمان زریعی را عهده‌دار نبود و عنوان وزیر در حق او گویا دلالت بر بزرگی شأن او دارد، نه بر سمتی رسمی. مقام و منزلت ابوبکر در روزگار داعی عمران بن محمد (حک‌ ٥٤٨-٥٦٠ق) نیز همچنان پایدار ماند. مدح و ثنای آل زریع صله‌های فراوانی نصیب او کرد تا آنجا که گفته‌اند یک بار داعی عمران فرزند خود ابوالسعود را پیشکش او کرد و سپس از وی بازخرید! (ابن دبیع، ٢٢؛ شامی، ٢/٤٥).
در اواخر حکومت عمران (احتمالاً ٥٥٨ق، نک‌ : شامی، ٢/٣٣)، ابوبکر نابینا شد؛ از این‌رو بعید نیست که شغل کتابت را فرو گذاشته، به مدیحه‌سرایی بسنده کرده باشد. داعی عمران نیز برای دلجویی از او فرمان داد: «هرکس به خانۀ شیخ در آید، ایمن است» (عمادالدین، ٣/١٥٧-١٥٨؛ جندی، ٢/١٩٩؛ قس: شامی، ٢/٣٣-٣٤). گویند بعد از مرگ عمران بن محمد جنازۀ او توسط ابوبکر به مکه حمل و در آنجا به خاک سپرده شد (ابن سمره، ١٦٩؛ جندی، ٢/١٩٩-٢٠٠).
در محرم ٥٧٠، شمس‌الدولهتوران شاه برادر صلاح‌الدین ایوبی به یمن حمله برد و حکومتهای محلی از جمله زریعیان را برانداخت. در این حمله اموال و دفاتر ابوبکر به غارت رفت، اما او خود جان سالم به در برد (عمادالدین، ٣/١٤٧). گویا قصیده‌ای که به مناسبت ورود توران شاه به عدن سرود، در این امر بی‌تأثیر نبوده است. با اینهمه وی اندوه خود را از این حادثه در لابه‌لای قصیده‌ای که در مدح توران شاه سرود، آشکار کرده است (ابومخرمه، ٢/٣٧؛ ابن دبیع، ٣٢-٣٣؛ شامی، ٢/٢٦-٢٧). بعید است که وی از جانب ایوبیان تصدی دیوان انشا را پذیرفته باشد (نک‌ : همو، ٢/٧٠).
شرح حال‌نویسان اشاره‌ای به گرایشهای مذهبی ابوبکر نکرده‌اند، هرچند می‌دانیم که زریعیان در سیاست و مذهب پیرو فاطمیان مصر بودند و ابوبکر زمان درازی متصدی دیوان رسائل آنان بوده است، اما این دلیل قاطعی بر اسماعیلی بودن او نیست، چرا که شاعران و ادیبان سنی مذهب در دربار فاطمیان مصر و یمن فراوان بوده‌اند. شامی احتمال می‌دهد که وی شافعی مذهب بوده است (نک‌ : ٢/٤٧-٤٨)، اما آنچه این احتمال را تضعیف می‌کند وجود نشانه‌های تفکر اسماعیلی در برخی از اشعار و نامه‌های اوست، مثلاً در قصیدۀ معروف خود علاوه بر استفاده از اصطلاحات معمول اسماعیلی و ستایشهای اغراق‌آمیز از داعی عمران و فرزندان خردسالش، از همسر وی با عبارت «مولاتنا و ولیّه الزمن» تعبیر می‌کند (عمادالدین، ٣/١٧٢-١٧٥). البته شاید انگیزه‌های سیاسی اینگونه اشعار که در تثبیت و استمرار حکومت زریعیان تأثیر شایانی داشت، بیشتر از هر چیز مورد توجه بوده است (نک‌ : شامی، ٢/٤٨-٥٢).
از رسائل فراوانی که ابوبکر نوشته، تاکنون چیزی به دست نیامده و تنها گزارشهایی دربارۀ ستایش نامه‌های او در منابع دیده می‌شود. وی برخلاف کاتب پیشینِ بلال بن جریر، بالبدیهه و با زیباترین عبارتها پاسخ نامه‌ها را می‌داد )عمادالدین، ٣/١٥٠-١٥١). از نظر منشیان فائز خلیفۀ فاطمی هیچ یک از نامه‌های رسیده از شام و عراق به دربار فاطمی به پایۀ بلاغت و شیوایی رسائل ابوبکر نمی‌رسید (جندی، ٢/١٩٨).
آنچه از اشعار ابوبکر در دست است، بیشتر توسط عماره و آن نیز به نقل شفاهی از مسافرانی که از یمن به مصر سفر می‌کردند، ثبت شده است. همۀ این اشعار مربوط به اواخر عمر ابوبکر و دوران آزمودگی است و از سروده های نیمۀ نخست زندگی وی چیزی سراغ نداریم و چه بسا دفاتر به غارت رفتۀ او در حملۀ ایوبیان، همان اشعار و رسائلش بوده باشد. قصاید ابوبکر غالباً در مدح و ستایش حاکمان زریعی و وصف زندگی آنان از نبردها گرفته تا مجالس خوشگذرانی است. برخی دیگر از سروده‌های وی اشعار عاطفی است که شاعر همچونعاشقان دلسوخته و دور از وطن از حجاز و اعتاب مقدس مکّه و مدینه یاد می‌کند و گویا مربوط به اواخر عمر شاعر و از دست دادن حامیان و دوستان است (نک‌ : شامی، ٢/٦٥-٦٩). اشعار ابوبکر روان، شیوا و دلنشین است. قصاید وی از چارچوب اسلوبهای کهن فراتر نرفته است و مدیحۀ او با وصف و نسیب آغاز می‌شود (برای مثال، نک‌ : همو، ٢/٣٦-٣٨، ٤٠-٤١، ٥٥، ٥٧-٦٠). وی گاه به معارضه با بهترین سروده‌های شعران برخاسته است (نک‌ : همو، ٢/٤١-٤٣). انتخاب بحور و قوافی دشوار و گزینش برخی کلمات نامأنوس و هنرنمایی در عرصۀ صنایع بدیع از خصوصیات سبک او در قصیده‌سرایی است (همو، ٢/٥٥-٥٨).
دربارۀ تاریخ مرگ او اندکی اختلاف است، جندی مرگ او را حدود ٥٨٠ق در عدن نوشته است (٢/٢٠٠) و خزرجی وفات او را در مکه در ٥٧٤ق دانسته است (فاسی، همانجا).
از جملۀ یادگارهایی که از او بر جای مانده، مسجدی به نام او در عدن است (جندی، همانجا؛ معلمی، ٦/٣٢٦-٣٣١).
مآخذ: ابن دبیع، عبدالرحمن بن علی، قره العیون فی اخبار الیمن المیمون، نسخۀ خطی چستربیتی، شم‌ ٣٢٢١؛ ابن سره، عمربن علی، طبقات فقهاء الیمن، به کوشش فؤاد سید، قاهره، ١٩٥٧م؛ ابومخرمه، عبداللته بن عبداللـه، تاریخ ثغر عدن، به کوشش اسکار لوفگرن، لیدن، ١٩٣٦م؛ جندی، محمدبن یوسف، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛ زرکلی، اعلام؛ شامی، احمدبن محمد، تاریخ الیمن الفکری، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ عمادالدین کاتب، محمد، خریده القصر و جریده العصر (قسم شعراء الشام)، به کوشش شکری فیصل، دمشق، ١٣٨٣ق/١٩٦٤م؛ فاسی، محمدبن احمد، العقد الثمین، به کوشش محمود محمد طناحی، بیروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ فیصل، شکری، تعلیقات بر خریده القصر (نک‌ : هم‌ ، عمادالدین کاتب)؛ معلمی، عبدالرحمن بن یحیی، تعلیقات بر الاکمال ابن ماکولا، حیدرآباد دکن، ١٣٨٦ق/١٩٦٧م؛ یاقوت، بلدان.
احمد بادکوبۀ هزاوه