دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٥٥
| ابو اعور سلمی جلد: ٥ شماره مقاله:١٩٥٥ |
اَبو اَعْوَرِ سُلَمی، عمروبن سفیان بن سعید، از سرداران مشهور معاویه در جنگ
صفین و از فاتحان شهرهای مصر و شام. ابوعور به تیرۀ بنی ذَکوانِ سُلَیم نسب میبرد
(کلبی، ٤٠٦-٤٠٧؛ ابن قتیبه، ٤٦٧). پدرش که همپیمان حرب بن امیّه بود. در جنگ اُحد
در صف مشرکان حضور داشت و گفتهاند همو بود که که نخستین کس از مسلمانان را به
شهادت رساند (واقدی، ١/٣٦٦؛ ابن سعد، ٢/٦٦، ٣/٥٦٢).
تاریخ تولد ابواعور دانسته نیست. برخی گفتهاند که او صحبت پیامبر را دریافته و از
آن حضرت روایت کرده است (یحیی، ٣/٤٣؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ٤/١٠٩؛ ابن حجر، ٢/٥٤٠)؛
برخی دیگر گفتهاند که او در دوران جاهلیت میزیسته و محضر پیامبر را درنیافته و از
این رو روایات او از پیامبر «مرسل» است (ابن ابی حاتم، ٣/٢٣٤؛ ابن اثیر، همانجا).
همچنین به نقل برخی مآخذ او در جنگ حنین، در حالی که مسلمان نبود، شرکت داشت و پس
از آن اسلام آورد (ابن عبدالبر، ٤/١٦٠٠؛ ابن اثیر، همان، ٥/١٣٨).
بر پایۀ اخباری که طبری (٣/٤٣٨) از سیف بن عمر روایت میکند، در ١٣ق که ابوعبیده
شاه را فتح میکرد، ابواعور یکی از سرداران او بود و نیز همو بود که طبریه را فتح
کرد (همو، ٣/٣٩٦، ٤٤٠، ٤٤٢-٤٤٤). براساس گزارشهای دیگر، وی در جنگ عمّوریه به سال
٢٣ق سردار سپاه شام بود و در ٢٦ق نیز در فتح قبرس شرکت داشت (بسوی، ٣/٣٠٧؛ ابوزرعه،
١/١٨٤؛ ابن عساکر، ١٣/٤٦٥). بنابر روایتی (طبری، ٤/٣٦٧) به سال ٣٥ق، شورشیان مصری
که نظر مساعد عثمان را نسبت به شکایات خود جلب کرده بودند و به دیارشان باز
میگشتند، در راه به ابواعور که بر شتر عثمان سوار بود، برخوردند و به وی بدگمان
شدند و چون او را تفتیش کردند، به نامهای دست یافتند که در آن عثمان، حاکم مصر را
به مجازات سخت شورشیان دستور داده بود (نیز نک : نویری، ١٩/٤٨٥). با اینهمه روایات
دیگری در دست است که نشان میدهد، حامل نامه غلام عثمان بود (نک : الامامه
والسیاسه، ١/٣٧؛ بلاذری، ٥/٦٥-٦٦؛ ابن اثیر، الکامل، ٣/١٦٨). در خبری که ابن عساکر
(١٣/٤٦٦) آورده است، پس از انعقاد صلح میان معاویه و امام حسن(ع)، امام برخی از
یاران معاویه مانند عمروعاص و ابواعور را سخت مورد انتقاد قرار داد و ابواعور را از
کسانی خواند که پیامبر آنان را لعن کرده است، اما در گزارش ابن جوزی از این ماجرا
(ص ٢٠٠-٢٠٥) نامی از او دیده نمیشود.
به هر روی، ابواعور تا آغاز جنگ صفین نزد معاویه بود و پس از آن فرماندهی گروهی از
سپاه شام برای جنگ با سپاه علی(ع) در صفین را برعهده داشت (نصربن مزاحم، ١٥٢-١٥٣،
٢١٣؛ بلاذری، ٢/٢٩٨؛ طبری، ٤/٥٦٦). ابواعور پس از ورود به عراق، آبشخور فات را در
محاصره گرفت و اجازۀ استفاده ز آن را به سپاه کوفه نداد، اما سرانجام کوفیان بر
آنان پیروز شدند و آبشخور را تصرف کردند (خلیفه، ١/٢١٩؛ دینوری، ١٦٧-١٦٨؛ طبری،
٤/٥٧١؛ مسعودی، ٢/٣٧٥). ابواعور در طول روزهای جنگ نیز چندبار با تنی چند از
سرداران سپاه کوفه درگیر شد (نصر بن مزاحم، ٣٢٨، ٣٣٦-٣٣٧؛ بلاذری، ٢/٣٠٣؛ دینوری،
١٧٤، ١٧٦؛ طبری، ٤/٥٧٤)، اما چون شکست در لشکر شام افتاد و به نیرنگ عمروبن عاص،
قرآنها بر نیزه شد و دو سپاه به حکمیت دعوت شدند، ابواعور نیز از آنان بود که قرآن
بر سر نهاد و دوسپاه را به حکمیت فرا خواند (دینوری، ١٨٩).
ابواعور به هنگام نوشتن صلحنامه در پایان جنگ، به پیش انداختن نام علی(ع) بر
معاویه و نامیدن او به لقب «امیرالمؤمنین» اعتراض کرد و نزاعی که بر سر این موضوع
در گرفت، سرانجام با مداخلۀ علی(ع) و توضیح او پایان یافت (یعقوبی، ٢/١٨٩) و چون
صلحنامه نوشته شد و کسانی از دو سپاه بر آن شهادت دادند، ابواعور نیز از جانب سپاه
شام، یکی از گواهان بود (نصر بن مزاحم، ٥٠٦-٥٠٧؛ بلاذری، ٢/٣٣٥؛ طبری، ٥/٥٤).
پس از پایان جنگ سفین معاویه که به تسحیر مصر چشم داشت، سرداران خود را بدان کار
فرا خواند و رأی آنان را در این زمینه جویا شد (همو، ٥/٩٨). با آنکه ابواعور، مانند
بیشتر سرداران با این پیشنهاد موافق نبود (بلاذری، ٢/٤٠٠)، در لشکرکشی به سوی مصر
به سرکردگی عمروعاص شرکت جست (طبری، ٥/١٠٥؛ مسعودی، ٢/٤٠٩). از این پس، از زندگی و
یا مرگ او گزارشی در دست نیست.
ابواعور از دشمنان سرسخت امام علی(ع) بود، چنانکه گفتهاند امام پس از جنگ صفین، او
و برخی دیگر از یاران معاویه را در قنوت نماز لعن میکرد (یحیی بن معین، همانجا؛
بلاذری، ٢/٣٥١-٣٥٢؛ طبری، ٥/٧١).
مآخذ: ابن ابی حاتم، محمدبن ادریس، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛
ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، قاهره، ١٢٨٥ق؛ همو، الکامل؛ ابن جوزی، یوسف بن
قزاوغلی، تذکره خواص الأمّه، نجف، ١٣٦٩ق؛ ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، الاصابه،
قاهره، ١٣٢٨ق؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر؛ ابن عبدالبر، یوسف
بن عبداللـه، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ ابن عساکر،
علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، دمشق، دارالبشیر؛ ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم،
المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛ ابوزرعۀ دمشقی، عبدالرحمن بن عمرو،
تاریخ، به کوشش شکراللـه قوجانی، دمشق، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ الامامه والسیاسه، منسوب به
ابن قتیبه، قاهره، ١٣٨٨ق/١٩٦٩م؛ بسوی، یعقوب بن سفیان، المعرفه التاریخ، به کوشش
اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج ٢، به
کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ همو، همان، ج ٥، به کوشش گوتین،
بیتالمقدس، ١٩٣٦م؛ خلیفه بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٧م؛ دینوری،
احمدبن داوود، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٥٩م؛ طبری،
تاریخ؛ کلبی، هشام بن محمد، جمهرهالنسب، به کوش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛
مسعودی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ نصربن مزاحم
منقری، وقعۀ صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق؛ نویری، احمدبن
عبدالوهاب، نهایه الارب، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٧٥م؛ واقدی،
محمدبن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛ یحیی بن معین، التاریخ، به
کوشش احمد محمد نورسیف، مکه، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ یعقوبی، احمدبن اسحاق، تاریخ، بیروت،
دارصادر.
علی بهرامیان