دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٦٢
| ابوحامد مرورودی جلد: ٥ شماره مقاله:٢٠٦٢ |
بوحامِدِ مَرْوْ رودي،،احمد بن بشر بن عامر(د٣٦٢ق/٩٧٣م)،قاضي و فقيه شافعي.نسب
او به بنيعامر ميرسد(ابوحيان،البصائر،٣/٢١٧).وي در مرورود خراسان زاده شد و
چنانكه از منابع برميآيد،در اسفراين رشد يافت و به تحصيل علم پرداخت و در جواني به
مقام علمي والايي دست يافت.به روايت ابوحيان توحيدي كه از شاگردان بسيار نزديك
اوست،عموي ابوحامد كه در همان شهر اقامت داشت،بر وي سخت رشك ميبرد و او را ناسزا
ميگفت و تحقير ميكرد(همان،٢/٤٧٤ـ٤٧٥؛سبكي،٣/١٣).به هر روي ابوحامد در نوجواني
شايد بر اثر رفتار ناپسند عمويش رهسپار عراق شد(ابوحيان،همان،٣/٢١٧)و در آنجا به
تحصيل پرداخت.در منابع تنها به نام دو تن از استادان اشاره شده است:ابواسحاق
ابراهيم بن احمد مروزي و ابوعلي حسينبن صالحابن خيران(عبادي،٧٦؛ابواسحاق
شيرازي،١٢٢).
ابوحامد در بصره توطن گزيد و در آنجا به تدريس پرداخت(نكـ:همانجا؛ياقوت،٤/٥٠٦).وي
مدتي نيز عهدهدار منصب قضا بود.در منابع كهن اشارهاي بر آنكه وي قاضي كدام شهر
بوده است،ديده نميشود،ولي احتمالاً اين منصب را در بصره بر عهده داشته است.شرح
حالنويسان از ابوحامد با عباراتي ستايشآميز ياد
كردهاند(ابوحيان،مثالب،٣١٣،البصائر،همانجا؛عبادي،همانجا؛ابواسحاق
شيرازي،١٢٣؛سبكي،٣/١٢).
در منايع،پارهاي از آراء فقهي،كلامي و نيز عبارات حكمتآميز و لطايف او نقل شده
است(ابوحيان،الامتاع،١/٩٠،جمـ،البصائر،١/٧٣ـ٧٤،جمـ،مثالب،١٥١ـ١٥٢،جمـ؛عبادي،همانجا؛سبكي،٣/١٣
به بعد).به گفتة ابوحيان،وي با ابن مغلّس فقيه ظاهري مناظره داشته و نيز در مجلس
عزالدوله ابوالفرج وزير با گروهي از علما به بحث پرداخته
است(البصائر،٣/٤٧ـ$٩،مثالب،١٣٧،١٥١).
شاگردان او بسيارند كه از آن جمله،ابوحيان توحيدي،ابومحمد اصطخري،ابوالقاسم
دينوري،ابوالفياض بصري،ابن ابي حامد طوسي،ابوعمر بسطامي،ابواسحاق مهراني و ابوعلي
همداني را ميتوان ياد كرد(نكـ:عبادي،همانجا؛سبكي،٣/١٢ـ١٣؛ابنقاضي
شهبه،١/١٥٨،١٧٧،١٩٨).ابوحامد فرزندي دانشمند به نام ابومحمد داشت كه وي را يگانة
زمان خود در فقه و ادب خواندهاند و ظاهراً او هم از شاگردان پدرش بوده
است(ابواسحاق شيرازي،١٣٤).به گفتةابوحيان،ابوحامد در اواخر عمر دو سالي در بغداد
زيست و سرانجام به بصره بازگشت و در آنجا زندگي را بدرود
گفت(مثالب،١٥١،البصائر،٣/٢١٧).
آثار:١.الاشراف علي اصول الفقه(ابننديم،٢٦٨)؛٢.الجامع الكبير،درفقه،شامل ١٠٠٠ برگ
بوده است(همانجا)و سبكي يادآور شده كه اين كتاب مرجع عمده در حل مشكلات فقه شافعي و
حاوي فروع و اصول است(همانجا).نووي(١(٢)/٢١١)و اسنوي(٢/٣٧٨) نيز اين كتاب را نفيس و
گرانقر خواندهاند؛٣.الجامع الصغير(ابن نديم،همانجا؛نيز نكـ:GAS,I/٤٩٧)؛٤.شرح مختصر
المزني،در فقه شافعي(ابواسحاق شيرازي،١٢٢).
از اين آثار نشاني در دست نيست،تنها رسالهاي متضمن نامة ابوبكر به امام علي(ع)و
پاسخ آن حضرت به وي در ماجراي سقيفه به روايت ابوحيان توحيدي از ابوحامد مرورودي
ضمن ثلاث رسائل لابي حيان التوحيدي در دمشق(١٩٥١م)با عنوان«رسالة السقيفة»به چاپ
رسيده است.البته بنا بر نظر ابنابيالحديد،اين رساله بر ساختة ابوحيان بوده و تنها
وي آن را به ابوحامد نسبت داده است.ابنابيالحديد ضمن بيان اين نظر معتقد است كه
ابوحيان در بسياري از موارد در البصائر هر آنچه از انتساب آن به خودش ابا داشته،به
ابوحامد نسبت ميداده است(١٠/٢٨٥ـ٢٨٧).
مآخذ:ابنابيالحديد،عبدالحميد،شرح نهجالبلاغة،به كوشش محمد ابوالفضل
ابراهيم،قاهره،١٩٦١م؛ابن قاضي شهبه،ابوبكر بن احمد،طبقات الشافعية،به كوشش
عبدالعليم خان،حيدر آباد دكن،١٣٩٨ـ١٤٠٠ق/١٩٧٨ـ١٩٨٠م؛ابننديم،الفهرست؛ابواسحاق
شيرازي،ابراهيمبن علي،طبقات الفقهاء،به كوشش خليل ميس،بيروت،دارالقلم؛ابوحيان
توحيدي،الامتاع و المؤانسة،به كوشش احمد امين و احمد زين،قاهره،١٩٣٩م؛همو،البصائر و
الذخائر،به كوشش ابراهيم كيلاني،دمشق،١٩٦٤م؛همو،مثالب الوزيرين،به كوشش ابراهيم
كيلاني،دمشق،١٩٦١م؛اسنوي،عبدالرحيمبن حسن،طبقاتالشافعية،به كوشش عبدالله
جبوري،بغداد،١٣٩١ق/١٩٧١م؛سبكي،عبدالوهاب بن علي،طبقات الشافعية الكبري،به كوشش
محمود محمد طناحي و عبدالفتاح محمد حلو،قاهره،١٣٨٤ق/١٩٦٥م؛عبادي،محمدبن احمد،طبقات
الفقاء الشافعية،به كوشش گوستا ويتستام،ليدن،١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛نووي محيالدين بن
شرف،تهذيب الاسماء و اللغات،قاهره،ادارة الطباعة المنيرية؛ياقوت،بلدان؛نيز:
GAS
محمد جواد حجتي كرماني