دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٣١
| ابوعبدالله رودباری جلد: ٥ شماره مقاله:٢٣٣١ |
اَبو عَبْدُ اللهِ رودْباري، احمد بن عطاء بن احمد (د ٣٦٩ق/ ٩٧٩ م)، از عرفا. او
خواهرزادة عارف نامي ابوعلي رودباري است (سلمي، ٥٢٧؛ قشيري، ٤١٥). نسبت وي به
رودبار بغداد است (ياقوت، ٢/٨٣١) و نشو و نماي وي در بغداد بود و روزگار درازي در
آنجا به سر برد، اما بعداً به صور از بلاد شام رفت و بازماندة عمر را در آنجا
گذرانيد (خطيب، ٤/٣٣٦؛ سمعاني، ١٢/٤٦٥). ابوعبدالله در ظاهر به صورت قُرّايان بود،
چنانكه مادرش، فاطمه در قياس او با برادر خود مي گفت: «هذا قرّاء خاله كان صوفياً»
(انصاري، ٤٧٠؛ جامي، ٢٧١).
ابوعبدالله رودباري در عهد خويش از مشايخ بزرگ شام بود و در انواع علوم از جمله
قرآن و حديث تبحر داشت و معتقد بود كه نوشتن حديث جهل را از ماين مي برد (انصاري،
٤٧١؛ ابن ملقن، ٥٤). وي از طريق علي بن عبدالله قائني از امام جعفر صادق (ع) روايت
حديث كرده است (سلمي، ٥٢٧ ـ ٥٢٨) و از ابوبكر بن ابي داوود سجستاني و يوسف بن يعقوب
و كسان ديگر نيز روايت كرده، اما روايتهاي او ترا خالي از خطا و غلط ندانسته اند
(خطيب، همانجا؛ سمعاني، ١٢/٤٦٦) و گروهي نيز از وي روايت حديث كرده اند (نك : ابن
عساكر، ٧/١٠، ١١، ١٥). ابوعبدالله باكو و ابوالقاسم باوردي با او صحبت داشته اند
(انصاري، همانجا).
در تاريخ وفات ابوعلي رودباري اختلاف است. در حليــة الاولياء ابونعيم اصفهاني
(١٠/٣٨٣)، وفات او در ٣٥٩ ق و در طبقات سلمي (ص ٥٢٧)، ٣٦٧ ق و در طبقات انصاري
(همانجا)، ٣٩٩ ق ذكر شده است، اما قول درست ظاهراً ٣٦٩ ق است كه اغلب مؤلفان تاريخ
و تراجم آورده اند (نك : قشيري. همانجا؛ خطيب، ٤/٣٣٧؛ سمعاني، همانجا؛ ابن عساكر،
٧/١٥). تاريخي كه در تأليفات ابونعيم و سلمي و انصاري ديده مي شود، بايد تحريف
كاتبان باشد، زيرا ابن حجر تاريخ وفات او را به نقل از سلمي همان ٣٦٩ ق ضبط كرده
است (١/٢٢٢). وي در قرية منواث از توابع عكا وفات كرد و جنازة او را به صور حمل
كردند و در آنجا دفن شد (خطيب، ابن عساكر، همانجاها؛ سمعاني، ١٢/٤٦٥). بعضي از
منابع مرگ او را در صور دانسته اند (قشيري، همانجا؛ انصاري، ٤٧٠؛ ابن جوزي، ٧/١٠١؛
ابن ملقن، همانجا). ولادت او، بنابر روايتي كه ابن عساكر از قول خود او نقل كرده
است، در ٣٠٣ ق بوده است (٧/١١).
آثار: ابوعبدالله رودباري صاحب تأليفاتي بوده است، از جمله: ١. امالي، كه شامل ٣
مجلس است و نسخه اي از آن در ظاهرية دمشق در مجموعه اي به شمارة ٣٧٦٣ نگهداري مي
شود (سواس، ١٣٤)؛ ٢. الخلع، كه به همراه كتاب ادب الفقير در مجموعة شمارة ٣٨١٦ در
ظاهريه موجود است (همو، ٤١٢)؛ ٣. ادب الفقير (همانجا؛ نيز نك : انصاري، ٤٧١)؛ ٤.
الوصيـة، كه نسخه اي از آن در كتابخانة قره چلبي زاده موجود است (نك : GAS,
I/٦٦٣).
اشعاري هم به وي نسبت داده اند (ثعالبي، ٣/٤١٦؛ ابن عساكر،٧/١٤؛ ابن ملقن،
همانجا). برخي از اقوال او در كتب تراجم و طبقات منقول است و او را دربارة قبض و
بسط و معني تصوف و معرفت و شرايط سماع سخناني است (نك : سلمي، ٥٢٨ ـ ٥٢٩؛ ابونعيم،
همانجا؛ قشيري، ٣١٥).
مآخذ: ابن جوزي، عبدالرحمن بن علي، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٨ ق؛ ابن حجر
عسقلاني، احمد بن علي، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩ ق؛ ابن عساكر، علي بن حسن،
تاريخ مدينـة دمشق، به كوشش عبدالغني دقر، دمشق، ١٤٠٥ق/١٩٨٤ م؛ ابن ملقن، عمر بن
علي، طبقات الاولياء، به كوشش نورالدين شريبه، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦ م؛ ابونعيم
اصفهاني، احمد بن عبدالله، حليـة الاولياء، قاهره، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨ م؛ انصاري هروي،
خواجه عبدالله، طبقات الصوفيه، به كوشش عبدالحي حبيبي، كابل، ١٣٤١ ش؛ قعالبي،
عبدالملك بن محمد، يتيمـة الدهر، بيروت، دارالكتب العلميـة؛ جامي، عبدالرحمن ابن
احمد، نفحات الانس، به كوشش محمود عابدي، تهران ١٣٧٠ ش؛ خطيب بغدادي، احمد بن علي،
تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٥٠ ق؛ سلمي، محمد بن حسين، طبقات الصوفيـة، ليدن، ١٩١٤ م؛
سمعاني، عبدالكريم بن محمد، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٤٠١ق/ ١٩٨١ م؛ سواس، ياسين
محمد، فهرس، مجاميع المدرسـة العمريـة في دار الكتب الظاهريـة، كويت، ١٤٠٨
ق/١٩٨٧ م؛ قشيري، عبدالكريم بن هوازن، الرسالـة القشيريـة، به كوشش معروف زريق و
علي عبدالحميد بلطه جي، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨ م؛ ياقوت، بلدان، نيز: GAS
غلامعلي آريا