دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٥٤
| ابودجانه جلد: ٥ شماره مقاله:٢١٥٤ |
اَبودُجانه، سماك بن (اوس بن٩ خَرَشَـة بن لَوذَان (د ١٢ق/ ٦٣٣م)، صحابي
پيامبر (ص) (ابن هشام، ٢/٣٥٣؛ بلاذري، فتوح، ١/١١٠؛ ابن اثير، ٢/٣٥٢). او از انصار
و از قبيلة بني ساعده بود (ابن اسحاق، ٣٢٦؛ ابن هشام، همانجا). در جنگهاي بدر و احد
و ديگر غزوات پيامبر (ص) شركت داشت (واقدي، المغازي، ١/٧٦؛ ابن اثير، همانجا). در
جنگ احد، پيامبر (ص) شمشيري بدو بخشيد (ابن هشام، ٣/٧١؛ ابن اسعد، ٣/٥٦٦ ـ ٥٥٧) و
وي رشادت و پايداري بسيار از خود نشان داد واز معدود
اصحابي بود كه به رغم پيشروي و پيروزي قريشيان، از پيامبر (ص) جدا نشد (ابن هشام،
٣/٨٧؛ واقدي، همان، ١/٢٤٠) و به
همين سبب پيامبر (ص) او را دعا فرمود (همان، ١/٢٤٦؛ بلاذري، انساب، ١/٣٢٠).
در سال ٤ ق، پس از پيروزي مسلمانان بر يهوديان بني نضير، پيامبر (ص)، اموال ايشان
را ميان مهاجران تقسيم كرد و با آنكه انصار از آن سهمي نيافتند، پيامبر (ص) سهمي به
ابودجانه و سهل بن حنيف كه فقير بودند، بخشيد (واقدي، همان، ١/٣٧٩؛ بالاذري، فتوح،
١/١٨ ـ ١٩).
پس از رحلت پيامبر (ص)، ابودجانه، به سال ١٢ ق در واقعة يرموك شركت داشت و هنگامي
كه پيروان مسيلمة كذاب به باغي پناه برده بودند، وي شجاعانه مسلمانان را به جنگ
برانگيخت و بر اثر پايداري و شجاعت او، مسلمانان به درون باغ نفوذ يافتند (واقدي،
الردة، ٧٢، ٧٤)، همچنين گفته اند كه وي بر مسيلمه زخم زد و چندان جنگيد تا به شهادت
رسيد (همان، ٧٤؛ ابن سعد، ٣/٥٥٧؛ بلاذري، همان، ١/١١٠) و به قولي مسيلمه او را به
شهادت رسانيد (يعقوبي، ٢/١٣٠).
شباهت نام ابودجانة صحابي پيامبر (ص) با سماك بن مخرمة اسدي كه از عثمانيان بود و
از علي (ع) كناره گرفت (ثقفي، ١/٣٢٣، ٢/٤٨٤؛ همان، ٢/٣٤٨؛ دارقطني، ١/٣١٣ ـ ٣١٤)،
يا سماك ابن خرشة جعفي (نصربن مزاحم، ٣٧٥)، سبب شده تا برخي گمان برند كه وي در جنگ
صفين حضور داشته است (ابن عبدالبر، ٢/٦١٥ ـ ٦٥٢؛ قس: ابن حجر، ٢/١٢٨؛ عسكري،
٢/١٩٥).
طبري نيز در اخباري كه در فتوح زمان عمر، از سيف بن عمر تميمي نقل كرده، از سماك بن
خرشة انصاري نام برده است كه در فتح برخي نواحي ايران شركت داشته است، اما اين يك،
كنية ابودجانه ندارد (طبري، ٣/٥٨١، ٤/١٤٨ ـ ١٤٩، ١٥٣ ـ ١٥٥؛ نيز نكـ: ابو علي
مسكويه، ١/٢٤٩؛ سهمي، ٦ ـ ٧). برخي از محققان (عسكري، ٢/١٩٣ ـ ٢٠٤) برآنند كه اين
سماك بن خرشة انصاري ياد شده در تاريخ طبري، اساساً بر ساختة سيف بن عمر تميمي است.
مأخذ: ابن اثير، علي بن محمد، اسدالغابـة، قاهره ١٢٨٠ق؛ ابن اسحاق. محمد، السير و
المغازي، به كوشش سهيل زكار، بيروت، ١٣٩٨ ق/١٩٧٨م؛ ابن حجر عسقلاني، احمد بن علي،
الاصابـة في تمييز الصاحبـة، قاهره، ١٣٢٧ ق؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الكبري،
بيروت، دار صادر؛ ابن عبدالبر، يوسف بن عبدالله، الاستيعاب في معرفـة الاصحاب. به
كوشش علي محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦٠م؛ ابن هشام، عبدالملك، السيرة النبويـة،
به كوشش مصطفي سقا و ديگران، قاهره، ١٣٥٥ ق/ ١٩٣٦م؛ ابو علي مسكويه، احمد بن محمد،
تجارب الامم. به كوشش ابوالقاسم امامي، تهران، ١٣٦٦ ش؛ بلاذري، احمد ين يحيي، انساب
الاشراف، به كوشش محمد حميد الله، قاهره، ١٩٥٩م؛ همو، فتوح البلدان، به كوشش صلاح
الدين منجد، قاهره، ١٩٥٦ ـ ١٩٦٠م؛ ثقفي، ابراهيم بن محمد، الغارات، به كوشش جلال
الدين محدث، تهران، ١٣٥٥ش؛ دارقطني، علي بن عمر، المؤتلف و المختلف، به كوشش موفق
بن عبدالله، بيروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦م؛ سهمي، حمزة بن يوسف، تاريخ جرجان، حيدرآباد دكن،
١٣٨٧ ق/١٩٦٧م؛ طبري، تاريخ؛ عسكري، مرتضي، خمسون و مائـة صحابي مختلق، بيروت، ١٣٩٤
ق/١٩٧٤م؛ نصر بن مزاحم منقري. وقعـة صفين، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره،
١٣٨٢ق؛ واقدي، محمد بن عمر، الردة، به روايت ابن اعثم كوفي، به كوشش محمد حميدالله،
پاريس، ١٤٠٩ ق/ ١٩٨٩م؛ همو، المغاري، به كوشش مارسدن جوئز، لندن، ١٩٦٦م؛ يعقوبي،
احمد بن اسحاق، تاريخ، بيروت، ١٣٧٩ق/ ١٩٦٠م.
علي بهراميان