دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٩٠
| ابو طاهر مقری جلد: ٥ شماره مقاله:٢٢٩٠ |
اَبوطاهرِ مُقْري، عبدالواحد بن عمر بن محمد بن ابي هاشم بزار (رجب ٢٨٠ـ ٢٠ يا
٢٢ شوال ٣٤٩/سپتامبرـ اكتبر ٨٩٣ـ ١٣يا ١٥ دسامبر ٩٦٠)، مقري، محدث و نحوي بغدادي.
وي نزد كساني چون ابن درستويه ادب عربي را فرا گرفت (قفطي، ٢/٢١٥) و در قرائت ملازم
درس احمد بن سهل اشناني، ابوعثمان سعيد بن عبدالرحيم و ابوبكر ابن مجاهد گشت (ابن
نديم، ٣٥؛ ابن جزري، غايـة، ١/٤٧٥). نزديكي او به ابن مجاهد تا آنجا بود كه از او
به غلام ابن مجاهد تعبير مي شد (نجاشي، ٢٤٧). وي از جمعي ديگر از شيوخ بغداد نيز
قرائت آموخت كه بيشتر آنان استاد ابن مجاهد نيز بوده اند (براي فهرستي از آنان، نك
: ابن جزري، همان، ١/٤٧٥ ـ ٤٧٦). همچنين از برخي مشايخ قرائت خود جز ايشان حديث
شنيده كه از آن ميان مي توان ابوبكر ابن ابي داوود، محمدبن حسين اشناني و محمد بن
عباس يزيدي را ياد كرد (خطيب، ١١/٧ ـ ٨).
ابوطاهر از بغدادياني بود كه در نحو و قرائت به مكتب كوفه گرايش داشتند (قفطي،
همانجا؛ ذهبي، سير، ١٦/٢٢). آگاهي او به قرائت و نحو موجب شده كه وي در وجوه قرائات
از داناترين مردم شمرده شود (نك : ابن نديم، همانجا؛ خطيب، ١١/٧)، تا آنجا كه
گفتة ابو عمرو داني پس از وفات ابن مجاهد (٣٢٤ ق) بغداديان كسي را شايسته تر از او
نيافتند تا بر جاي او نشانند (نك : ذهبي، همانجا؛ ابن جزري، همان، ١/٤٧٦).
حلقة درس او در بغداد بسياري از علاقمندان به قرائت را به خود جذب كرد (همانجا) كه
از آن ميان مي توان ابوالحسن ابن حمامي، عبيدالله بن عمرمصاحفي، علي بن محمد جوهري،
ابوالحسين سوسنجردي و ابوبكر دوري را نام برد (نك : ذهبي، معرفـة، ١/٢٥٢؛ ابن
جزري،نجاشي، همانجاها). برخي نيز همچون ابراهيم بن مخلد معدل از او حديث فرا
گرفتند (خطيب، ١١/٨).
از نظريات خاص ابوطاهر كه گفته شده در آن با هم طرازان خود مخالفت ورزيده، قول او
دربارة امالة الف در كلمة «الناس» در قرائت ابو عمرو است (نك : ابن جزري، همانجا).
ابوطاهر به عنوان يك حلقة مهم در زنجيره هاي روايت قرائات مورد توجه قرار گرفته و
روايات او در كتب مختلف قرائت چون دالتيسير ابو عمرو داني (ص ١٢) و به ويژه جامع
البيان همو، المستنير ابن سوار و الكامل هذاي ثبت شده است (نك : ابن جزري، همان،
١/٤٧٥، ٤٧٦، النشر، ١/١٢٣، جم ). از آثار ابوطاهر رساله اي در اخبار نحويان باقي
است كه نسخة خطي آن در دارالكتب مصر نگهداري مي شود (نك : عبدالبديع، ٢/١٠٦؛ GAS,
IX/١٦). همچنين اثر ديگري در قرائت با عنوان البيان از وي به دست خطيب بغدادي رسيده
بوده كه مورد استفادة او قرار گرفته است (نك : خطيب، ٢/٢٠٧؛ قس: قفطي، ٣/١٠١). در
سدة ٦ ق نيز ابن خير اشبيلي و ابوطاهر سلفي با ارائة سلسلة سندي اين كتاب را روايت
كرده اند (نك : ابن خير، ٣٢؛ روداني، ١٤٢). اثر ديگري از ابوطاهر با عنوان قراءة
اميرالمؤمنين ]علي (ع)[ را طوسي و نجاشي نام برده و اسانيد روايت خود را تا مؤلف
نشان داده اند (طوسي، ١٢٢؛ نجاشي، همانجا).
ابن نديم پاره اي ديگر از آثار ابوطاهر را نام برده كه از اين قرارند: قراءة حمزة
الكبير، قراءة الكسائي الكبير، الانتصار لحمزة، قراءة حفص، الفصل بين ابي عمرو و
الكسائي، الخلاف بين ابي عمرو والكسائي، الخلاف بين اصحاب عاصم و حفص بن سليمان،
شواذ السبعـة، الياءدات، الهاءات، الرسالـة في الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم (ص
٣٥) كه از آن ميان دو عنوان الفصل و الهاءات، در اسانيد ابن خير و ابوطاهر سلفي نيز
ديده مي شود (نك : ابن خير، ٣٣؛ روداني، همانجا).
مآخذ: ابن جزري. محمد بن محمد، غايـة النهايـة، به كوشش گ. برگشتر سر، قاهره،
١٣٥١ق/ ١٩٣٢ م؛ همو، النشر، به كوشش علي محمد ضبّاع، قاهره، كتابخانة مصطفي محمد؛
ابن خير اشبيلي، محمد، فهرسـة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، بغداد، ١٩٦٣ م؛ ابن نديم،
الفهرست؛ ابو عمرو داني، عثمان بن سعيد، التيسير، به كوشش اتوپرتسل، استانبول،
١٩٣٠ م؛ خطيب بغدادي، قاهره، ١٣٤٩ ق؛ ذهبي، محمد بن احمد، سيراعلام النلاء، به
كوشش شعيب ارنؤوط و اكرم بوشي، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤ م؛ همو، معرفـة القراء الكبار،
به كوشش محمد سيد جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/١٣٦٧ م؛ روداني، محمد بن سليمان، صلـة
الخلف، به كوشش محمد حجي، بيروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨ م؛ طوسي، محمد بن حسن. الفهرست، نجف،
كتابخانة مرتصويه؛ عبدالبديع، لطفي، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٦ م؛ قفطي،
علي ابن يوسف، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٧١، ١٣٧٤ ق/
١٩٥٢، ١٩٥٥ م؛ نجاشي، احمد بن علي، رجال، به كوشش موسي شبيري زنجاني، قم، ١٤٠٧ ق؛
نيز: GAS.
بخش فقه، علوم قرآني و حديث