دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٧١
| ابو طالب انباری جلد: ٥ شماره مقاله:٢٢٧١ |
اَبوطالِبِ اَنْباري، عبيدالله بن احمدبن يعقوب بن نصربن طالب (د ٣٥٦ق/ ٩٦٧ م)،
محدّي امامي. اصل خاندان وي گويا از انبار بوده، ولي او خود تا پايان عمر در واسط
مي زيسته است (ابن نديم، ٢٤٧؛ نجاشي، ٢٣٢ ـ ٢٣٣). البته چنانكه از بررسي نامهاي
استادان و شاگردانش برمي آيد، بارها براي تحصيل يا تعليم به بغداد رفته است (مثلاً
نك : نجاشي، همانجا؛ ابن نجار، ٢/٢٧). با توجه به دانش آموختن ابوطالب نزد برخي از
مشايخ در اواخر سدة ٣ ق، چون احمد بن يحيي ثعلب (د ٢٩١ ق)، ابن داوود اصفهاني (د
٢٧٩ ق) و احمد بن مغلس حماني (استماع در ٢٧٩ ق)، بايد تولد او را در ربع سوم سدة ٣
ق دانست (نك : نجاشي، ٣١٤؛ ابن نجار، ٢/٢٨). در ميان استادان ابوطالب شيوخي از
نقاط مختلف به ويژه عراق، از محدث و اديب و شيعه و اهل سنت ديده مي شوند. از آن
ميان جز افراد ياد شده، مي توان ابن ابي داوود سجستاني، حميد بن زياد نينوايي، حسن
بن محمد بن جمهور عمي، يوسف بن يعقوب قاضي و مفضل بن عبدالعزيز كاتب را برشمرد.
براي اطلاع بيشتر از مشايخ او مي توان به آثار اينان مراجعه كرد: ابن نجار (٢/٢٧ ـ
٢٨)، ابو غالب زر اري (ص ٢٠)، حسين بن عبدالوهاب (ص ١٠)، طوسي (الفهرست، جم ) و
نجاشي (جم ).
ابوطالب در ادب و روايت اشعار و اخبار ادبي نيز يد طولايي داشت (ابن نجار، ٢/٢٧)،
ولي چيرگي او در حديث، به خصوص حديث اماميه، اين بعد از شخصيت او را تحت الشعاع
قرار داده بود. در واقع ابوطالب بسياري از آثار سلف اماميه را از طريق شيوخ خود به
ويژه حميد بن زياد روايت كرد و شاگردش ابن عبدون اين روايات را در فهرست خود ضبط
نمود كه به نوبة خود مورد استفادة طوسي در الفهرست (ص ٩،١٠، جم ) و نجاشي در رجال
(ص ٢٩، ٦٢) قرار گرفته است. طوسي در «مشيخـة الابصار» (ص ٣١٣) تصريح كرده كه تمام
تأليفات و روايات حميد بن زياد را ـ كه از مهم ترين حلقه هاي اتصال در اسانيد سلف
امايه به شمار مي رود ـ از طريق ابوطالب در روايت داشته است.
در مياني كساني كه از ابوطالب بهرة علمي گرفته اند، افرادي از نسلهاي مختلف ديده مي
شوند. به نقل ابن نجار (همانجا) وي در ٣١٨ق به تدريس اشتغال داشته و ابوالفوارس
قاسم بن محمد مزني از او استماع كرده است. همچنين ابوغالب زر اري، ابن داوود قمي،
هارون بن موسي تلعكبري و ابن عياش جوهري كه چندان جوان تر از او طوسي، تهذيب،
٦/٥١، ٧٦، رجال، ٤٨١؛ طبرسي، ٣٥٩، به نقل از ابن عياش؛ حسين بن عبدالوهاب،
همانجا). از جوان ترين شاگردان او ابن عبدون احمد بن عبدالواحد است كه بيش از همه
او را به آيندگان شناسانيده است (نك : طوسي، الفهرست، ١٠٣، جم ؛ نجاشي، ٢٠٢، جم
؛ براي برخي ديگر از شاگردان او، نك : ابن نجار، ٢/٢٨). از لحاظ اعتبار رجالي وي،
در ميان صاحب نظران اختلاف نظر ديده مي شود. از معاصرانش ابوغالب زراري و ابوالقاسم
ابن سهل واسطي او را ستايش كرده و بر زهد و تعبد او تكيه نموده اند، اما غالب
اماميان بغداد او را به «ارتفاع» (= گرايشي به غلو) متهم مي ساخته و تضعيف مي كرده
اند، تا آنجا كه به هنگام آمدن ابوطالب به بغداد، حسين بن عبيدالله غضايري هر
اندازه كوشيد كه به درس او حاضر شود، از جانب مشايخ بغداد اين امكان به او داده نشد
(نجاشي، ٢٣٢ ـ ٢٣٣).
در ميان رجال شناسان نيمة اول سدة ٥ ق شيخ طوسي كه روايات او را در تهذيب و
الاستبصار از كتب اربعة شيعه نقل كرده (نك : «مشيخـة التهذيب»، ٣٩ ـ ٤٠، ٧٥،
«مشيخـة الاستبصار»، ٣١٣، ٣٢٨)، در شرح حال ابوطالب در الفهرست (همانجا) و نيز
موضعي از رجال (ص ٤٨١ ـ ٤٨٢) دربارة جرح و تعديل سكوت كرده و در موضع ديگري از رجال
(ص ٤٨٦)، ضمن تكرار ذكر ابوطالب او را تضعيف شمرده است. ولي نجاشي معاصر وي به
صراحت ابوطالب را در حديث ثقه دانسته است (ص ٢٣٢). از رجاليان حلّه نيز علامة حلّي
و ابن داوود حلّي به دنبال اين اظهار نظرهاي متفوات، با اين تصور كه موضوع بحث دو
شخصيت متمايز است، نام ابوطالب را هم در قسم اول (ممدوحين) و هم در قسم دوم (ضعفاء)
آورده اند (نك :علامة حلي، ١٠٦، ٢٣٦؛ ابن داوود،١٩٦، ٤٦٦).
از نكات فابل توجه در حيات فكري ابوطالب انباري مسالة تغيير مذهب اوست. به گفتة
شاگردش، ابوغالب زراري، وي در طول عمر خود بر مذهب واقفه بود و در روزگار سالمندي
به قطعيه پيوست؛ با اين حال همچنان مورد بي مهري شيوخ قطعي بغداد قرار داشت (نجاشي
٢٣٢ ـ ٢٣٣). اين واقعيت كه ابوطالب نزد مشايه مهم واقفي آن عصر چون حميد بن زياد،
علي بن محمد بن رباح و برادرش احمد بن احمد بن رباح تحصيل كرده و به انتقال ميراث
واقفيه اهتمام ويژه اي داشته است، مي تواند قرينهاي در تأييد گزارش ابوغالب تلقي
شود (براي موارد آن، نك : طوسي، الفهرست، جم ؛ نجاشي، جم ). همچنين نجاشي (ص
٣٣٥) حديثي از روايت ابوطالب نقل كرده كه بر عدم وفات امام كاظم (ع) تأكيد دارد كه
خود از اعتقادات اساسي مذهب واقفي است. بايد افزود كه گزارش ديگري از مذهب ابوطالب
انياري در فهرست ابن نديم (ص ٢٤٧) وجود دارد كه او را از شيعة «بابوشيه» دانسته است
و طوسي در الفهرست خود (ص ١٠٣) به هنگام اقتباس از فهرست ابن نديم، اين كلمه را
«ناووسيه» خوانده است (نيز نك : ابن شهرآشوب، ٧٥، به تبع طوسي). دربارة ضبط ابن
نديم مي توان گفت در منابع از چنين گروهي نامي ديده نمي شود، و رابطة «بابوشيه» با
فرقة واقفيه بر ما پوشيده است؛ ولي به هر روي قرائت اجتهادي شيخ طوسي از كلمة مزبور
صحيح نمي نمايد، به خصوص با عنايت به اينكه پس از دورة اصحاب امام كاظم (ع) وجود
اثري از ناووسيه ثابت نشده است.
آثار: گفته شده كه ابوطالب بالغ بر ١٤٠ كتاب و رساله در زمينه هاي گوناگون تأليف
كرده بوده است (ابن نديم، همانجا)، ولي از آن ميان تنها معدودي براي اندك زماني
تداول داشته اند و هم اكنون اثري ازهيچ يك از آنها در دست نيست. از آن ميان اين چند
اثر معروف بوده است: ١. اسماء اميرالمؤمنين عليه السلام (نجاشي، ٢٣٣)، كه نسخه اي
كهن از آن كه احتمالاً در زمان مؤلف كتابت شده، به دست ابن طاووس (د ٦٦٤ق) رسيده
واو يك حديث را از آن در اليقين (ص ٥٠) نقل كرده است؛ ٢. الخط و القلم (نجاشي،
همانجا)، كه چنانكه از عبارت ابن نجار (د ٦٤٣ ق) در وصف آن برمي آيد، وي احتمالاً
نسخه اي از آن را در اختيار داشته است (ابن نجار، ٢/٢٧)؛ ٣. مزار ابي عبدالله عليه
السلام (نجاشي، همانجا)، دربارة زيارت امام حسين (ع) كه احتمالم مي رود يكي از مآخذ
ابن داوود قمي در تأليف المزار بوده و دو حديث از آن را طوسي در تهذيب (٦/٥١، ٧٦)
نقل كرده است.
از ديگر آثار اوست: البيان عن حقيقـة الانسان؛ الانتصار للشيع من اهل البداع؛ كتاب
في التوحيد والعدل و الامامـة؛ فرق الشيعـة؛ مسند خلفاء بني العباس (براي فهرستي
از آثار وي، نك : ابن نديم، نجاشي، همانجاها).
مآخذ: ابن داوود حلي، حسن بن علي، الرجال، به كوشش جلال الدين محدث، تهران، ١٣٤٢ ش؛
ابن شهرآشوب، محمدبن علي، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق/ ١٩٦١ م؛ ابن طاووس، علي بن
موسي، اليقين، نجف، ١٣٦٩ ق/ ١٩٥٠ م؛ ابن نجار، محمد بن محمود، ذيل تاريخ بغداد،
حيدرآباد دكن، ١٤٠١ق/ ١٩٨١ م؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابوغالب زراري، احمد بن محمد،
رسالـة في آل اعين، به كوشش محمد علي موحد ابطحي، اصفهان، ١٣٩٩ ق؛ حسين بن
عبدالوهاب، عيون المعجزات، نجف، ١٣٦٩ ق؛ طبرسي، فضل بن حسن، اعلام الوري، نجف، ١٣٩٠
ق؛ طوسي، محمد بن حسن، تهذيب الاحكام، به كوشش حسن موسوي خراسان، نجف، ١٣٧٨ ق؛ همو،
رجال، نجف، ١٣٨٠ق/ ١٩٦١ م؛ همو، الفهرست، به كوشش محمد صادق بحر العلوم، نجف،
كتابخانة مرتصويه؛ همو، «مشيخـة الاستبصار»، به همراه ج ٤ الاستبصار، نجف، ١٣٧٥ ق؛
همو، «مشيخـة التهذيب»، همراه ج ١٠ تهذيب (نك : هم ، طوسي)؛ علامة حلي، حسن بن
يوسف رجال، نجف، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛ نجاشي، احمدبن علي، رجال، به كوشش موسي شبيري،
زنجاني، قم، ١٤٠٧ ق. احمد پاكتچي