دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٧٦
| ابوطالب مرزوی جلد: ٥ شماره مقاله:٢٢٧٦ |
اَبوطالِبِ مَرْوَزي، عزيز الدين اسماعيل بن حسين بن محمد، نسب شناس سده هاي ٦
و ٧ ق/١٢ و ١٣ م مؤلف الفخري در انسابو نسب او به محممد ديباج فرزند امام صادق (ع)
مي رسد (ابوطالب، ٢٣ ـ ٢٧، ٢٤٩ ـ ٢٥٠). جد سوم ابوعلي احمدبن محمد كه در قم توطن
داشت، به مرو سفر كرد و در آنجا سكني گزيد (فخرالدين رازي، ١٠٦؛ ياقوت، ٦/١٤٣؛ قس:
ابوطالب، ٢٧). ابوطالب به گفتة خويش در ٢٢ جمادي الثاني ٥٧٢ق/ ٢٦ دسامبر ١١٧٦ م
ديده به جهان گشود و تحصيلاتش را در زادگاه خود مرو آغاز كزد و نزد كساني چون قاضي
محمدبن سليمان فقيهي، دانش آموخت (ياقوت، ٦/١٤٣ ـ ١٤٤). وي در اواليل جواني به قصد
زيارت خانة خدا مرو را ترك گفت، ولي چون در ٥٩٢ ق به بغداد رسيد، از ادامة سفر
منصرف شد و مدتي در همانجا اقامت گزيد (ابوطالب، ١٠٩؛ ياقوت، ٦/١٤٣). ابوطالب از
شهراژهاي خوارزم، هرات، نيشابور، گرگان، ري، يزد، شيراز، رامهرمز، تُستَر و همدان
نيز ديدن كرده و از مشايخ و دانشمندان اين شهرها بهره جسته است (ابوطالب، ٢١ ـ ٢٢،
٣١ ـ ٣٢، ٥٢ ـ ٦٩، ١٠٤ ـ ١٠٨، ١٣٧؛ ياقوت، ٦/١٤٤ ـ ١٤٥). در ميان مشايخ وي بايد از
فخر الدين رازي، عبدالسيد بن علي مطرزَّي خوارزمي، قطب الدين عبدالمطلب بن محمد
شعراني، عبيدالله بن محمد شعراني منجم، جمال الدين ابن ابي البركات افطسي، شمس
الدين بلغاري، محمدبن سعد ديباجي، محمدبن محمد ماهروي، اسماعيل بن محمد كاشاني،
عبدالرحيم عبدالكريم سمعاني، محمد بن مسعود مسعودي، ابراهيم بن علي معيني و عبدالله
بن عمر صفار نام برد (ابوطالب، ٣١ ـ ٣٢، ٦٩، ١٣٤، ٢٣١؛ ياقوت، همانجا).
تاريخ بازگشت ابوطالب به مرو روشن نيست، اما به هرحال مي دانيم كه او در ٦٠٣ ق در
خوارزم بوده (ابوطالب، ١٣٤) و پيش از ٦٠٦ ق در مرو حضور داشته و در آنجا با فخر
رازي (د ٦٠٦ ق) ديدار كرده و در همان زمان بوده كه كتاب الفخري را براي وي تأليف
كرده است (همو، ٥ ـ ٧، ٢٣١؛ ياقوت، ٦/١٤٨ ـ ١٥٠). به گفتة ياقوت (٦/١٤٦ ـ ١٤٧)
ابوطالب در منزل خود در مرو مجالس درس برگذار مي كرد و در آن طالبان علوم حضور مي
يافتند و از درس وي استفاده مي كردند، اما تنها شاگردي كه از او نام برده شده،
ياقوت حموي است كه ابوطالب را در ٦١٤ق در مرو ديده است.
ابوطالب علاوه بر نسب شناسي، در حديث، نحو، لغت، اصول و نيز شعر و نجوم دستي داشته
است، چنانكه ياقوت چند بيت شعر او را در معجم الادباء (٦/١٤٧ ـ ١٤٨) نقل كرده است.
از تاريخ دقيق درگذشت وي اطلاعي در دست نيست، فقط مي دانيم كه ياقوت (د ٦٢٦ ق) در
شرح حال وي پس از ذكر نام ابوطالب عبارت «رحمه الله» را آورده كه حاكي از مرگ او در
زمان حيات ياقوت است (٦/١٤٨؛ نيز نك : بغدادي، ١/٢١١، كه سال مرگ وي را در ٦٣٢ق
ضبط كرده است). تميمي غزي، ابوطالب را در شمار حنفيان آورده است (٢/١٨٣ ـ١٨٤).
تنها اثر بازمانده از ابوطالب، الفخري في انساب الطالبيين است كه به كوشش مهدي
رجايي در قم (١٤٠٩ ق) به چاپ رسيده است. اثر ديگر وي حظيرة القدس است كه قبل از
الفخري نوشته شده و در خصوص انساب طالبيان بوده است (ابوطالب، ١٣٤، ١٥٨، جم ) و
كتابي نيز دربارة نسب شافعي تأليف كرده بوده است (براي آثار يافت نشدة وي، نك :
ياقوت، ٦/١٤٦). مآخذ: ابوطالب مروزي، اسماعيل بن حسين، الفخري، به كوشش مهدي رجائي،
قم، ١٤٠٩ ق؛ بغدادي، هديه؛ تميمي. تقي الدين بن عبدالقادر، الطبقات السنيـة في
تراجم الحنيفيـة، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو، رياض، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣ م؛ فخر الدين
رازي، محمدبن عمر، الشجرة المباركـة، به كوشش مهدي رجايي، قم، ١٤٠٩ ق؛ ياقوت،
ادبا.
مهدي سلماسي