دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٤٤
| ابن ناظر جلد: ٥ شماره مقاله:١٨٤٤ |
اِبْنِ ناظِر، یا ابنابی الاحوص، ابوعلی حسینبن عبدالعزیزبن محمد فهری قرشی (د
٦٩٩ق/١٣٠٠م) مقری، محدث، فقیه، ادیب و قاضی اندلسی. اصل او از بلنسیه بود (نباهی،
١٢٧). در جبّان به دنیا آمد (سیوطی، ١/٥٣٥)، در غرناطه رشد یافت (ابنخطیب، ١/٤٧١)
و از ابومحمد عبداللّهبن حسین کواب قرائات سبع و جز آن را فرا گرفت (همو، ١/٤٧٢؛
تباهی، همانجا). سپس به اشبیلیه رفت و در آنجا از ابوعلی شلوبین ادبیات آموخت. در
این هنگام که ابوالقاسم ابنبقی (د ٦٢٥ق) به اشبیلیه آمده بود، ابنناظر به ملاقات
او شتافته، از او حدیث شنید (مقری، ٢/٥٧٥). او در آنجا از محدثان دیگری نیز اخذ
حدیث نمود که ازجمله آنها ابوالحسن ابنجابر دباج است (نباهی، همانجا). سپس به
بلنسیه رفت و از ابوالحسن ابنخیره، و ابوربیع ابنسالم کلاعی حدیث شنید. بعد به
جزیرۀ شقر رفت و نزد ابوبکر محمد ابنمحمدبن وضاح التیسیر ابوعمرودانی و شاطبیه را
خواند (ابنخطیب، ١/٤٧٣؛ نباهی، همانجا؛ ابنجزری، ١/٢٤٢). سپس به مرسیه رفت و در
آنجا از جماعتی از جمله ابوالعباس ابنعیّاش (نباهی، همانجا) و در اُریوله از
ابوالحسن عبدالرحمنبن بقی حدیث شنید. بعد به مالقه رفت و از دیگران چون ابومحمد
عطیه و ابوالقاسم ابن طیلسان (ابنخطیب، نباهی، همانجاها) اخذ حدیث نمود. از
استادان دیگر او میتوان از ابوعامر یزیدبن وهب فهری و موسیبن عبدالرحمنبن
یحییبن عربی (ابنجزری، همانجا) نام برد. وی مدتی در غرناطه به اقراء قرآن و تدریس
ادب اشتغال داشت (ابنخطیب، ١/٤٧٢)، آنگاه به مالقه رفت و مدت کمی در آنجا به اقراء
پرداخت و حدود ٢٥ سال خطیب مالقه بود (ابنخطیب، همانجا)، اما به سبب بروز فتنه و
ناسازگاری در مالقه و دسیسهچینیِ فزاری از آنجا به غرناطه گریخت (نباهی، همانجا) و
قضاءالمریه و سپس قضاء بسطه را بر عهده گرفت و پس از رفع فتنۀ مالقه و خروج
بنواشقیلوله از آنجا در ٦٨٧ق/١٢٨٨م (ابنخطیب، نباهی، همانجاها؛ سلاوی، ٣/٦٨)متولی
قضای مالقه شد. ابنناظر را فردی آگاه به علوم مختلف، اهل ضبط در روایت و از آخرین
مقریان اندلس معرفی نمودهاند (ابنخطیب، همانجا). مشهورترین شاگرد او ابوحیان
اندلسی صاحب تفسیرالبحر المحیط است که تفسیر ابنعطیه را از طریق ابنناظر از
ابنعطیه روایت می کند (ابوحیان، ١/١٠-١١). ابوحیان در مالقه به حضور ابن ناظر
رسیده و از وی روایت کرده است (مقری، ٢/٥٤٠). از دیگر شاگردان او احمدبن محمد
عامری، احمدبن حسن زیات (ابنخطیب، ١/١٦٢، ١٦٥، ٢٨٧، ٢٨٩)، محمدبن احمد غسانی،
محمدبن احمد غسانی، محمدبن محمد بلوی، محمدبن احمد هاشمی طنجالی، عبدالواحدبن ابی
السداد باهلی (همو، ٣/٦٤، ٢١٨-٢١٩، ٢٤٥-٢٤٦، ٥٥٣)، احمدبن ابراهیم ابنزبیر ثقفی و
اخرین راوی از ابنناظر عبداللّهبن محمدبن ایوب تجیبی (نباهی، همانجا) را میتوان
نام برد (نیز نک : ابنجزری، ١/٢٤٢-٢٤٣؛ ابنخطیب، ٣/٦٠-٦١، ٢٠٢-٢٠٣). ابنناظر
سرانجام در غرناطه درگذشت (ابنخطیب، ١/٤٧٣).
از آثار او نسخۀ خطی شناخته شدهای در دست نیست. ابوحیان التبیان فی احکام القرآن،
المشرع السلسل فی الحدیث المسلسل، المعرب المفهم فی شرح مسلم و الوسامه فی احکام
القسامه را از او روایت کرده است (مقری، ٢/٥٣٦). ابنخطیب الاربعون، برنامج
والترشید فی صناعه التجوید را به او نسبت میدهد (همانجا). سیوطی شرح الجمل زجاجی و
شرح المستصفی اثر غزالی را بر اینها افزوده (همانجا) و ٦ بیت از اشعار وی را نقل
کرده است (١/٥٣٦؛ نیز نک : ابنخطیب، هامانجا، که شعرهای او را شایستۀ مقام علمیِ
او نمیداند٩.
مآخذ: ابنجرزی، محمدبن محمد، غایهالنهایه، به کوشش گ. برگشتر سر، قاهره،
١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ ابنخطیب، لسانالدین، الاحاطه، به کوشش محمد عبداللّه عنان، قاهره،
١٩٧٥م؛ ابوحیان، محمدبن یوسف، البحرالمحیط، بیروت، ١٩٨٣م؛ سلاوی ناصری، احمدبن
خالد، الاستقصاء، به کوشش جعفر و محمد ناصری، دارالبیضاء، ١٩٥٤م؛ سیوطی،
بغیهالوعاه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٦٤م؛ مقری، احمدبن محمد،
نفحالطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٨م؛ نباهی، ابوالحسنبن عبداللّه، تاریخ
قضاهالاندلس، قاهره، ١٩٤٨م.
محمدهادی مؤذن جامی