دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٣٩
| ابوعبيدالله جلد: ٥ شماره مقاله:٢٣٣٩ |
اَبو عُبِيدُالله، معاويـة بن عبيدالله بن يسار اشعري (د١٧٠ق/٧٨٦ م)، كاتب و
وزير مهدي خليفة عباسي. وي از طبريه بود و از همين روي به طبراني نيز شهرت داشت. به
روايت خطيب بغدادي (١٣/١٩٧)، در ١٠٠ ق زاده شد. پدرش عبيدالله از كاتبان ديواني در
اردن به روزگار امويان بود (جهشايري، ٨٩) و سپس به دربار منصور خليفه پيوست و
پايگاهي يافت (سوردل، I/٩٤). چنين مي نمايد كه ابوعبيدالله نيز توسط پدر به دربار
منصور راه يافت و خليفه او را به تربيت و مصاحبت فرزند خود مهدي برگماشت و او كاتب
و نايب وليعهد در كارها شد (طبري، ٨/٢٤ ـ ٢٥؛ ابن ابار، ٧٢؛ ابن طقطقي، ٢٤٦). در
١٤٠ ق/٧٥٧ م خليفه پسر خود مهدي را همراه با ابوعبيدالله براي دفع شورش عبدالجبار
بن عبدالرحمن، حاكم خراسان، به ري فرستاد (طبري، ٨/١٣٧).
به روايت طبري (همانجا)، موالي بر ضد او نزد مهدي سخن مي گفتند و ابوعبيدالله به
شكايت از آنان نامه ها مي فرستاد و خليفه منصور نيز همواره مهدي را به پيروي از
ابوعبيدالله و بي توجهي به سخنان مخالفان وي پند مي داد (قس: ابن طقطقي، ٢٤٧).
ابوعبيدالله از آن پس بر كارها چيرگي يافت و مهدي به وي اقبال تمام داشت. در ١٥٠ ق
چندان در كار خازم بن خزيمه كه مشغول فرو نشاندن شورش استادسيس بود، مداخله كرد كه
خازم از او به مهدي شكايت برد (طبري، ٨/٢٩). همچنين در ١٥٤ ق كه منصور به شام رفته
بود و مهدي در عراق رشتة كارها را در دست داشت، به نظارت بر امور مالي قلمرو خلافت
گمارده شد (سوردل، همانجا). چون مهدي به خلافت نشست، ابوعبيدالله را به وزارت
برگزيد و او بر همة كارها تسلط يافت (يعقوبي، ٢/٤٠٠؛ ابن طقطقي، همانجا) و مقام
وزارت را رونق و عظمت بخشيد، ديوان را تحت قواعد و قوانين منظمي درآورد، جمع آوري
محصول كشور را ترتيب داد، ماليات را كه قبلاً به مقدار ثابت و معين از غلات مي
گرفتند، به مقاسمه مبدل كرد و بر درخت خرما و ساير درختان خراج بست (همو، ٢٤٦ ـ
٢٤٧). اما غرور و سختگيري او سبب شد كه در كارش خلل پديد آيد.
بي اعتنايي و بي احترامي او نسبت به ربيع بن يونس، حاجب دربار منصور و فرزندش فضل،
سبب شد تا كينه اي در دل حاجب ايجاد شود و اين سرانجام به توقيف فرزند ابوعبيدالله
به اتهام كفر و زندقه و داشتن رابطه با زنان حرم و اعدام وي به دستور مهدي در ١٦١ق/
٧٧٨ م منجر شد (طبري، ٨/١٣٧ ـ ١٣٩؛ ابن طقطقي، ٢٤٩).
به رغم اين توطئه، ابو عبيدالله مدتي همچنان در وزارت باقي بود، ولي منزلتش روز به
روز سستي مي گرفت (ابن ابار، ٧٤)، تا اينكه در ١٦٣ ق از وزارت بركنار شد و يعقوب بن
داوود وزارت يافت. با اينهمه رياست ديوان رسايل را همچنان در دست داشت (مسعودي،
٣/٣١٢؛ EI٢؛ ابن خلكان، ٧/٢). در ١٦٧ق/ ٧٨٣ م از ديوان رسايل معزول گشت و ربيع حاجب
بدان شغل گماشته شد، اما ابوعبيدالله به اقتضاي منزلت خويش اجازة ورود به نزد خليفه
مي يافت (طبري، ٨/١٦٥؛ ابن خلكان، همانجا). مهدي كه از او به علت كشتن فرزندش شرم
داشت، از ربيع خواسته بود تا او را از حضور نزد خليفه باز دارد (ابن طقطقي. ٢٥٠).
روزي يكي از افراد قبيلة اشعري را به دستور مهدي تازيانه مي زدند، ابوعبيدالله از
او طرفداري كرد، مهدي به خشم آمد و دستور داد تا او را بيرون كنند. ابوعبيدالله از
آن پس در خانه اقامت گزيد (طبري، ٨/١٣٩ ـ ١٤٠)، تا سرانجام در بغداد درگذشت و در
مقبرة قريش به خاك سپرده شد (خطيب، همانجا).
كتابي دربارة اخراج به ابوعبيدالله نسبت داده اند كه در آن احكام شرعي خراج و نكات
و قواعد آن را توضيح داده است. ظاهراً وي اولين كسي است كه در مورد خراج كتابي
نوشته و ديگران از او پيروي كرده اند. اين كتاب كه تاكنون نسخه اي از آن به دست
نيامده، محتملاً از نظر ترتيب با كتاب ابويوسف و يحيي بن آدم اختلافي ندارد (ابن
طقطقي، ٢٤٧؛ GAS, I/٥١٩; GAL, S, I/٢٤٧).
مآخذ: ابن ابار، محمد بن عبدالله، اعتاب الكتاب، به كوشش صالح اشتر، دمشق، ١٣٨٠ق/
١٩٦١ م؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن طقطقي، محمد بن علي، الفخري، به كوشش درنبورگ،
پاريس، ١٩٨٤ م؛ جهشياري، محمد بن عبدوس، كتاب الوزراء و الكتاب، قاهره، ١٣٥٧ ق؛
خطيب بغدادي، احمد بن علي، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛ طبري، تاريخ؛ مسعودي، علي
بن حسين، مروي الذهب، بيروت، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٥ م؛ يعقوبي، احمد بن اسحاق، تاريخ، بيروت،
دار صادر؛ نيز:
EI٢; GAS; Sourdel, Dominique, Le Viziral abvaside, Damas, ١٩٥٩.
ابوالحسن ديانت