دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٣٧
| ابوعبدالله مغربی جلد: ٥ شماره مقاله:٢٣٣٧ |
اَبو عَبْدُ اللهِ مَغْرِبي، محمد بن اسماعيل (د٢٩٩ق/ ٩١٢ م)، صوفي و شاعر. تاريخ
ولادت وي دانسته نيست، اگرچه اين گفته كه وي قريب ١٢٠ سال زيسته است (سلمي، طبقات،
٢٣٨؛ ابونعيم، ١٠/٢٢٩، ٦٤٧؛ جامي، ٩٠)، اغراق آميز مي نمايد، اما حاكي از زندگي
طولاني اوست. با توجه به اين نكته، تاريخ ولادت او را مي توان در اواخر سدة ٢ ق
دانست. زادگاه و نحوة زندگي و سير و سلوك وي نيز معلوم نيست و تنها مي دانيم كه
مريد ابوالحسن علي بن رزين هروي بوده است (سلمي، ابونعيم، همانجاها؛ قشيري، ٤٣٤؛
انصاري، ١١١، ٢٠٤).
در احوال وي گفته اند كه پيوسته در سفر بوه (قشيري، ٢٩٠؛ عطار، ٥٥٩)، تا آنجا كه ٩٧
بار و به قولي ديگر ٧٧ بار حج گزارده است (ابن كثير، ١١/١١٧؛ ابن تغري بردي، ٣/١٧٨؛
صفدي، ٢/٢١٠) و در اين سفرها ياران و مريدانش نيز همراه او بوده اند (قشيري، عطار،
همانجاها؛ نيز نك : سراج، ١٧٨).
دربارة زهد وي گفته اند كه خوراك او از ريشة گياهان بود (قشيري، ٢٩١، ٤٣٤؛ عطار،
صفدي، همانجاها؛ شعراني، ١/٩٣). كراماتي نيز به وي نسبت داده اند (ابن جوزي، صفـة،
٤/٣٣٦، المنتظم، ٦/١١٣؛ ابن كثير، همانجا؛ مناوي، ١/٢٦٧؛ نبهاني، ١/١٧٠). مولوي نيز
داستاني از كرامتهاي او را به نظم درآورده است (٢/٣١٣ ـ ٣١٤).
ابراهيم بن شيبان، ابراهيم خوّاص و ابوبكر بيكندي را در زمرة مريدان وي دانسته اند
(سلمي، ابونعيم، همانجاها؛ قشيري. ١٥٣، ٤٣٤؛ هجويري، ١٨٥؛ انصاري، ٢٠٤، ٣٩١، ٤٠٣).
ابراهيم بن شيبان از خردسالي در خدمت ابوعبدالله به سر برده (سراج، ٣٢٩) و به گفتة
ابن ملقن، ٣٠ سال مريد وي بوده است (ص ٢١). عطار اين مدت را ٤٠ سال ذكر كرده است (ص
٧١٧). يك بار نيز ابراهيم در شام به جرم داخل شدن به دكان خمرفروشي و رختن خمهاي
شراب در زندان ابن طولون گرفتار آمد، اما به وساطت ابوعبدالله مغربي رهايي يافت
(قشيري، ١٥٣؛ عطار، ٧١٧ ـ ٧١٨).
غالب منابع در گذشت ابوعبدالله را در ٢٩٩ ق ذكر كرده اند (سلمي، ابونعيم، همانجاها؛
قشيري. ٤٣٤؛ انصاري، ٢٠٥؛ ابن جوزي، صفـة، همانجا؛ ابن ملقن، ٤٠٣). با اين حال،
برخي از مؤلفان. ٢٧٩ ق را نيز محتمل دانسته اند (نك : سلمي، ابن جوزي، انصاري،
همانجاها). وي در طور سينا، كنار قبر استادش ابوالحسن علي زرين، به خاك سپردهشد
(نك : سلمي، همانجا؛ ابونعيم، ١٠/٢٩٩؛ عطار، ٥٦١؛ ابن ملقن، همانجا).
از ابوعبدالله علاوه بر سخنان عرفاني (نك : سراج، ١٠٨؛ سلمي، «جوامع»، ٥٧ـ ٥٨،
طبقات، ٢٩٩ـ٢٤١؛ ابونعيم، ١٠/٢٩٩ـ ٣٣٥؛ هجويري، ١٨٦)، ابياتي نيز بر جاي مانده كه
در كتب طبقات و تذكره ها پراكنده است (سلمي، همان، ٢٤٠، ٢٤١؛ ابونعيم، ١٠/٣٣٥؛
انصاري، ٢٠٦؛ صفدي، ٢/٢١١؛ ابن ملقن، همانجا).
مأخذ: ابن تغري بردي، النجوم الزاهرة، قاهره، ١٣٥١ ق/١٩٣٢ م؛ ابن جوزي، عبدالرحمن
بن علي، صفـة الصفوة، به كوشش محمود فاخوري، بيروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛ همو، المنظم،
حيدرآباد دكن، ١٣٥٧ ق؛ ابن كثير، البدايـة؛ ابن مقلن، عمر بن علي، طبقات الاولياء،
به كوشش نورالدين شريبه، بيروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛ ابونعيم اصفهاني، احمد بن عبدالله،
حليـة الاولياء، بيروت، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛ انصاري هروي، خواجه عبدالله، طبقات
الصوفيه، به كوشش محمود حسين آهي، تهران، ١٣٦٢ ش؛ جامي، عبدالرحمن بن احمد، نفحات
الانس، به كوشش محمودي عابدي، تهران، ١٣٧٠ ش؛ سراج، عبدالله بن احمد، اللمع في
التصوف، به كوشش ر. ا. نيكلسون، ليدن، ١٩١٤ م؛ سلمي، «جوامع آداب الصوفيـة»،
مجموعة آثار ابوعبدالرحمن سلمي، به كوشش نصرالله پور جوادي، تهران، ١٣٦٩ ش؛ همو،
طبقات الصوفيه، به كوشش پدر سن، ليدن، ١٩٦٠ م؛ شعراني، عبدالوهاب بن علي، الطبقات
الكبري، قاهره، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٤ م؛ صفدي، خليل بن ايبك، الوافي بالوفيات، به كوشش
هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛ عطار، فريدالدين محمد، تذكرة الاولياء، به كوشش
محمد استعلامي، تهران، ١٣٦٦ ش؛ قشيري، عبدالكريم، الرسالـة القشيريـة، به كوشش
معروف زريق و علي عبدالحميد بلطي جي، بيروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨ م؛ مناوي، عبدالرؤوف،
الكواكب الدريـة، به كوشش محمود حسن ربيع، قاهره، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨ م؛ مولوي، جلال
الدين محمد، مثنوي. به كوشش ر. ا. نيكلسون، تهران، ١٣٦٣ ش؛ نيهاني، يوسف بن
اسماعيل، جامع كرامات الاولياء، به كوشش ابراهيم عطوه عوض، بيروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩ م؛
هجويري، علي بن عثمان، كشف المحجوب، به كوشش و. ژوكوفسكي، تهران، ١٣٥٨ ش.
مينا حفيظي