دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٩٧
| ابو طيب طبری جلد: ٥ شماره مقاله:٢٢٩٧ |
اَبوطيِِّبِ طبَري، طاهر بن عبدالله بن طاهر (٣٤٨ ـ ٤٥٠ق/٩٥٩ ـ ١٠٥٨ م)، فقيه
بنام شافعي. ابوطيب در آمل به دنيا آمد (خطيب، ٩/٣٥٩؛ ابوالسحاق، ١٢٧) و چنانكه
گفته اند، از ١٤ سالگي در همانجا به كسب علم و استماع حديث پرداخت (خطيب، همانجا؛
ابن جوزي، صفـة، ٢/٤٩٤) و در مجلس درس فقه ابوعلي زجاجي حاضر شد (ابوالسحاق، ١١٧،
١٢٧؛ سمعاني، ٩/٤٣؛ قس: ابن ابي الدم، ٤٤٣، كه به اشتباه از ابوعلي ثقفي نام برده
است).
ابوطيب در طلب علم به اكناف سرزمينهاي اسلامي سفر كرد، چنانكه براي استماع از
ابوبكر اسماعيلي رهسپار گرگان شد و به سبب مرگ ابوبكر (پس از ٣٧٠ق) موفق به ديدار
او نگرديد (خطيب، همانجا؛ ابوالسحاق، ١١٦)، اما در مجلس درس فرزند وي ابوسعد
اسماعيلي و ديگر علماي آن ديار چون قاضي ابوالقاسم ابن كَجّ و ابواحمد غِطربفي حضور
يافت. وي همچنين در نيشابور به مدت ٤ سال نزد ابوالحسن ماسرجسي فقه آموخت و در
اسفراين از ابوالسحاق اسفرايني اصول فقه را فراگرفت. آنگاه به بغداد رفت و همانجا
اقامت گزيد و از مجالس علماي بنام آن ديار چون دارقطني، ابوحامد اسفرايني، علي بن
عمر سكري،ابن عرفه و معافي بن زكريا ابن طرارا بهره برد (خطيب، ٩/٣٥٨ ـ ٣٥٩؛
ابوالسحاق، ١٢٦، ١٢٧؛ ابن خلكان، ١/٢٨) و از آن پس در بغداد به درس و بحث پرداخت،
تا آنجا كه گويند علماي عراق علم را از او آموختند (سبكي، ٣/١٧٦).
ابوالسحاق شيرازي كه از خواص اصحاب اوست، بيش از ١٠ سال در محضر وي از معيدان درس
او بود (نك : ه د، ٥/١٦٧). خطيب بغدادي هم از شاگردان بنام وي بوده كه به گفتة
خود سالهاي از محضر وي بهره برده است (٩/٣٥٩). از ديگر شاگردان او در فقه مي توان
از ابوعبدالله قزويني (منتخب الدين، ١٨٦)، يعقوب بن سليمان خارن شافعي (ابن شاكر،
٤/٣٣٥) و ابوالوليد باجي نام برد (مقري، ٢/٢٧٦؛ براي ديگر شاگردان و راويان وي، نك
: ذهبي، ١٧/٦٧١؛ سبكي، همانجا).
ابوطيب در ترويج مذهب شافعي در عراق سهم بسزايي داشت و مناظرات وي با پيروان ديگر
مذاهب از جمله حنفيان، چون ابوالحسن طالقاني قاضي بلخ و ابوالحسن قدوري از تلاش پي
گير وي در اين راه حكايت مي كند (نك : همو، ٣/١٨٢ ـ ١٩٥). از همين روي معمولاً از
او به صورت شيخ عميد (ثعالبي. ٢/٦٦) و يا شيخ عراقي ( عبادي، ١١٤) نام مي بردند و
هر زمان ك ابوسحاق شيرازي و ديگر علماي شافعي عراق، لفظ قاضي را به طور اطلاق در
علم فقه ذكر مي كردند، منظور آنان قاضي ابوطيب طبري بود (سبكي، ٣/١٧٧). مقام وي در
فقه چنان بلند بود كه گاه او را از ابوحامد اسفرايني نيز برتر مي دانستند (نك :
خطيب، همانجا).
ابوطيب پس از وفات قاضي ابوعبدالله صيمري حنفي (د ٤٠٥ ق) درجانب غربي بغداد و ربع
الكرخ متصدي قضا شد (خطيب، سمعاني، همانجاها) و پس از آن قضاي هر دو قسمت شرقي و
غربي بغداد را برعهده گرفت (صريفيني، ٤١٤) و تا آخر عمر طولاني خويش با برخورداري
از سلامت كامل به قضا و افتا پرداخت (خطيب، ٩/٣٦٠؛ سمعاني، همانجا). علاوه بر تصدي
مسند قضا، به گفتة ثعالبي (همانجا)، وي توليت ديوان رسائل را نيز بر عهده داشت.
ابوطيب در ادب نيز دستي داشت و مبادلات شعري وي با ابوالعلاء معري و نيز اشعار
ديگري از او بر جاي مانده است (نك : ثعالبي، ٢/٦٦ ـ ٦٧؛ خطيب، ٩/٣٥٩ ـ ٣٦٠؛ ابن
خلكان؛ ٢/٥١٢ ـ ٥١٤؛ سبكي، ٣/١٧٨ ـ ١٨٢).
ابوطيب بيش از ١٠٠ سال زيست و سرانجام در بغداد درگذشت در مراسم تشييع وي بزرگان
بغداد شركت داشتند و پيكر وي در جانب غربي بغداد نزد مقبرة احمد بن حنبل در باب
الحرب به خاك سپرده شد (خطيب، ٩/٣٦٠؛ بندراي، ٢٥؛ ابن اثير، ٩/٦٥١). ابومحمد دو
غابادي از جمله كساني است كه در سوگ وي اشعاري سرود (ثعالبي، ٢/٨٣ ـ ٨٤).
قاضي را در حسن خلق و نيز دقت تحقيق و كمال اجتهاد ستوده اند (خطيب، ٩/٣٥٩؛ ثعالبي،
٢/٦٦؛ ابواسحاق، ١٢٧؛ سبكي، ٣/١٧٦) و دربارة شدت ورع و شوخ طبعي و ي حكايتها آورده
اند (نك : ابن جوزي، همان، ٢/٤٩٣ ـ ٤٩٤، المنتظم، ٨/١٩٨؛ ذهبي، ١٧/٦٦٩، ٦٧٠). وي
از جمله فقيهانياست كه به جواز استعمال لقي «شاهنشاه» براي جلالا الدوله از اميران
ديلمي فتوا داد (ابن صلاح، ادب المفتي، ١٤٨ ـ ١٥٠). او در بسياري از مسائل فقهي به
عنوان مجتهد در مذهب، اظهار نظر كرده است. نووي در جاي جاي كتاب مجموع شرح المهذب،
آراء و نظريات او را در تمام مباحث فقهي به خصوص مبحث قضا و شهادات آورده است (براي
برخي نظريات خاص وي، نك : نووي، ١(٢)/٣٤٨؛ سبكي، ٣/١٩٥ ـ ١٩٧؛ همچنين در مورد
نظرهاي او در باب اجازة روايت، نك : ابن صلاح، مقدمـة، ٢٦٦، جم ).
آثار: ابواسحاق شيرازي بدون ذكر عناوين، وي را صاحب آثاري در خلافت، مذهب،اصول و
جدل دانسته است ( ص١٢٨)، اما آنچه امروز از او باقي ماندة اينهاست: ١. جواب في
السماع و الغناء، كه نسخه اي از اين اثر در كتابخانة رباط نگهداي مي شود (علوش،
٢(١)/١٢٥). ٢. روضـة المنتهي في مولد الامام الشافعي، كه در پايان كتاب به شرح
زندگاني جمعي از علماي شافعي نيز پرداخته است (سخاوي، ١٨٧) و چنين به نظر مي آيد كه
ابواسحاق هنگام تأليف طبقات الفقهاء خود بدان توجه داشته است (عباس، ٢٣، ٢٤). نسخه
اي خطي از اين اثر در آنكارا موجود است (GAS, I/٥٠٢). ٣. التعليقـة الكبري في
الفروع، در فقه، كه در ١٠ مجلد بوده است (ابن قاضي از آن در كتابخانة توپكاپي
استانبول نگهداري مي شود (TS، شم ، ٤٣٠٤, ٤٣٠٥). ٤. شرح المختصر مزني در فقه. نسخي
از اين كتاب در كتابخانه هاي مصر و تركيه موجود است (GAS, I/٤٩٣; GAL, I/١٩١).
از ديگر آثار او شرحي در الفروع ابوبكر ابن حداد مصري (ابن خلكان، ٢/١٣٥، ٥١٤،
٤/١٩٧) و كتابي با نام المجرد و نيز المنهاج را بر شمرده اند (ابن قاضي شبه،
همانجا؛ سبكي، ٣/١٧٦). گفتني است كه متن مناظرة ابوطيب با ابوالحسن قدوري و مناظرة
او با ابوالحسن طالقاني را، سبكي (٣/١٨٢ ـ ١٩٥) نقل كرده است.
مآخذ: ابن ابي الدم، ابراهيم بن عبدالله، ادب القضاء، به كوشش مصطفي زحيلي، دمشق،
١٤٠٢ق/ ١٩٨٢ م؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن جوزي، عبدالرحمن بن علي، صفـة الصفوة، به
كوشش محمود فاخوري، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦ م؛ همو، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٩ ق؛ ابن
خلكان، وفيات؛ ابن شاكر كتبي، محمد، فوات الوفيات. به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٤
م؛ ابن صلاح، عثمان بن عبدالرحمن، ادب المفتي و المستفتي، به كوشش موفق بن عبدالله،
بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٦ م، همو، مقدمـة، به كوشش عائشه عبدالرحمن بنت شاطي، قاهره،
١٩٧٤ م؛ ابن قاضي شهبه، ابوبكر بن احمد، طبقات الشافعيـة، به كوشش حافظ عبدالعليم
خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨ م؛ ابواسحاق شيرازي، ابراهيم بن علي، طبقات
الفقهاء، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٤٠١ق/ ١٩٨١ م؛ بنداري اصفهاني، فتح بن علي،
مختصر تاريخ دولـة آل سلجوق عمادالدين كاتب، بيروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠ م؛ ثعالبي،
عبدالملك بن محمد، تتمـة اليتيمـة، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٥٣ ق؛ ذهبي،
محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوظ و محمد نعيم عرقسوسي، بيروت،
١٤٠٣ق/ ١٩٨٣ م؛ سبكي، عبدالوهاب بن علي، طبقات الشافعيـة، قاهره، ١٣٤٨ ق؛ سخاوي،
محمد بن عبدالرحمن، الاعلان باتوبيخ، به كوشش صالح احمد علي، بغداد، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٣ م؛
سمعاني، عبدالكريم بن محمد، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨ م؛ صريفيني،
ابراهيم بن محمد، تاريخ نيسابور (منتخب السياق عبدالغافر فارسي)، به كوشش محمد كاظم
محمودي، قم، ١٤٠٣ ق؛ عبادي، محمد بن احمد، طبقات الفقهاء الشافيعـة، به كوشش گوستا
ويتستام، ليدن، ١٩٦٤ م؛ عباس، احسان، مقدمه بر طبقات الفقهاء، (نك : هم ،
ابواسحاق)؛ علوش، ي. س. و عبدالله رجراجي، فهرس المخطوطات العربيـة برباط الفتح،
رباط، ١٩٥٤ م؛ مقري، احمد بن محمد، نفح الطيب، به كوشش يوسف بقاعي، بيروت، ١٤٠٦ق/
١٩٨٦ م؛ منتجب الدين، علي بن عبدالله، الفهرست، به كوشش محدث ارموي، قم، كتابخانة
آيت الله مرعشي، نووي. يحيي بن شرف، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة
الطباعـة المنيريـة؛ نيز: GAL; GAS; TS.
اسعد شيخ الاسلامي