دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٨٩
| ابو طاهر قمی جلد: ٥ شماره مقاله:٢٢٨٩ |
اَبوطاهِرِ قُمي، شرف الدين سعد بن علي بن عيسي قمي، ملقب به وجيه الملك و مشهور
به مميسه يا مهيسه يا ماميسا (د ٥١٦ق/ ١١٢٢ م)، از ديوانيان عصر سلجوقي كه مدتي
كوتاه در پايان زندگي، وزارت سلطان سنجر را بر عهده داشت. وجه تسمية مميسه، به ضبط
منشي كرماني (ص ٥٩) يا ماميسا، به ضبط راوندي (ص ١٦٧) كه به دنبال نام ابوطاهر
آمده، به درستي معلوم نيست و تحقيقاتي كه محدث ارموي در تعليقات كتاب النقض (٢/٧٣٨
ـ ٧٤٠) در اين خصوص انجام داده، راه به جاي نبرده است. هرچند بيشتر منابع كهن،
دوران وزارت او را چيزي در حدود ٣ ماه ضبط كرده اند، عباس اقبال بر آن است كه شرف
الدين از محرم ٥١٥ تا محرم ٥١٦ اين نصب را عهده دار بوده است (ص ٢٤٩، ٢٥١).
ابوطاهر در روستاي ويدهند قم زاده شد. دوران كودكي و نوجواني را در همانجا سپري كرد
و به روزگار سلطان ملكشاه سلجوقي از آنجا به بغداد رفت و در اردوگاه ملكشاه به خدمت
مهذب الدين كميج كه عارض لشكر بود، درآمد (منشي كرماين، همامجا؛ عقيلي، ٢٣٥). از
مشاغل بعدي او تا سال ٤٨١ق/ ١٠٨٨ م اطلاعي در دست نيست. در اين سال چون مردم مرو از
عامل آنجا نزد سلطان سلجوقي شكايت بردند، تاج الملك مأمور رسيدگي به اين امر شد و
چندتن را كه براي پذيرش اين مقام استحقاق داشتند به خواجه نظام الملك پيشنهاد كرد.
جواجه از آن ميان به ابوطاهر رأي داد و ضمن اعطاي القاب عميد و وجيه الملك،«عملِ»
مرو را به دست او سپرد. از آن پس ابوطاهر تا پايان زندگي نزديك به ٤٠ سال علاوه بر
مشاغل ديگر كه بعدها به دست آورد، اين سمت را نيز در اختيار داشت (خواندمير، حبيب
السير، ٢/٣١٥، دستورالوزراء، ١٩٠).
چنانكه از پاره اي قصايد امير معزي برمي آيد، ابوطاهر در دستگاه خواجه صدرالدين
محمد وزير، سمت نيابت داشته است (اقبال، ٢٥٠). اما امري كه موجب پيشرفت تدريجي او
گرديد، راه يافتن وي به دستگاه تركان خاتون (تاج الدين خاتون سَفَريّه، د ٥١٥ ق)
مادر سلطان سنجر و در دست گرفتن وزارت او بود (منشي كرماني، ٦٠؛ عقيلي، همانجا).
امير معزي هم تصريح دارد كه ابوطاهر كدخداي تركان خاتون است (ص ٣٩٧، ٥٩٦، جم ).
هنگامي كه شهاب الاسلام ابوالمحاسن، برادرزاده نظام الملك و وزير سلطان سنجر
درگذشت، سلطان سنجر به جاي او ابوطاهر را به وزارت برداشت، اما او در اين مقام
چندان نپاييد و در ٢٥ محرم ٥١٦ در اثر ابتلا به بيماري سختي درگذشت (عمادالدين
كاتب، ٢٤٥؛ رشيدالدين فضل اببه، ١/٣٤٩؛ عقيلي، همانجا). بيشتر مورخان مدت وزارت او
را ٣ ماه ضبط كرده اند. منشي كرماني (همانجا) گويد كه شرف الدين ابوطاهر از ٤٨١ ق
تا هنگام وفات، مدت ٤٠ سال عمل مرو را در دست داشت. اگر اين قول را بپذيريم تاريخ
درگذشت او را بايستي چند سال بعد بدانيم، اما اين روايت معتبر نمي نمايد. پيكر
ابوطاهر را به سبب اعتقادات وي در مشهد امام رضا (ع) به خاك سپردند و ديهي هم بر آن
وقف گرديد. سلطان سنجر كه از درگذشت او متأثر شده بود، فرزندانش را نواخت. مقام
وزارت پس از ابوطاهر به تغان بك سپرده شد (قمي، ٧٩؛ منشي كرماني، همانجا).
گفته اند كه ابوطاهر مذهب شيعه داشت و به اين مذهب پاي بند بود. شايد به همين سبب،
با فرزندان نظام الملك روابط خوبي نداشت، چه آنان به پيروي از پدر، در مذهب شافعي
تعصب مي ورزيدند، چنانكه ابوطاهر با سلطان سنجر در سعايت از شمس الملك ـ يكي از
پسران نظام الملك ـ نزد سلطان محمود سلجوقي همداستان شد و سبب گشت كه سرانجام كار
شمي الملك به دستگيري و زندان بينجامد (ابن اثير، ١٠/٦١٤). قزويني رازي هم در النقض
نام ابوطاهر را همراه با برادرش اوحدالدين ابوثابت مهيسه وزير فارس در شمار شيعيان
برجسته ياد كرده است (ص ٢٢١ ـ ٢٢٢).
ابوطاهر فردي دين دار، متشرع و مردم دار بود. امير معزي (د ٥١٨ ق) شاعر نامور آن
روزگار قصايد متعددي در ستايش وي دارد، به ويژه پس از دست يافتن او به وزارت چند
قصيده در اين باره سرود (براي نمونه، نك : ص ٣٠٦ ـ ٣١٠، ٣٨٤ ـ ٣٨٧، ٣٩٦ ـ ٣٩٨، جم
). نيز قصيدة معروف اين شاعر به مطلع:
اي ساربان منزل مكن جز در ديار يار من
تا يك زمان زاري كنم بر ربع و اطلال و دمن
در ستايش اين وزير است (ص ٥٩٧ ـ ٥٩٩).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ اقبال آشتياني، عباس، وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقي، به
كوشش محمد تقي دانش پژوه و يحيي ذكاء، تهران، ١٣٣٨ ش؛ امير مغزي، محمد بن عبدالملك،
ديوان اشعار، به كوشش محمد عباس اقبال، تهران، ١٣١٨ ش؛ خواندمير، غياث الدين، حبيب
السير، به كوشش دبير سياقي، تهران، ١٣٣٣ ش؛ همو، دستور الوزراء، به كوشش سعيد
نفيسي، تهران، ١٣٥٥ ش؛ راوندي، محمد بن علي، راحـة الصدور، به كوشش محمد اقبال،
تهران، ١٣٣٣ ش؛ رشيدالدين فضل الله، جامع التواريخ، به كوشش احمد آتش، تهران، ١٣٦٢
ش؛ عقيلي، سيف الدين، آثار الوزراء، به كوشش جلال الدين محدث ارموي، تهران، ١٣٤٧ ش؛
عمادالدين كاتب، محمد بن محمد، تاريخ دولـة آل سلجوق، اختصار بنداري اصفهاني،
بيروت، ١٤٠٠ ق/١٩٨٠ م؛ قزويني رازي، عبدالجليل، النقص. به كوشش جلال الدين محدث
ارموي،تهران، ١٣٥٨ ش؛ قمي، نجم الدين، تاريخ الوزراء، به كوشش محمد تقي دانش پژوه،
تهران، ١٣٦٣ ش؛ محدث ارموي، تعليقات بر النقض (نك : هم، قزويني)؛ منشي كرماني،
ناصرالدين، نسائم الاسحار من لطائم الاخبار، به كوشش جلال الدين محدث ارموي، تهران،
١٣٦٤ ش.
سيد علي آل داود