دانشنامه بزرگ اسلامی
 
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٧٩

ابو طاهر
جلد: ٥
     
شماره مقاله:٢٢٧٩

اَبوطاهِر (خاندان)، مشهورترين خاندان هنرمند سفالگري ايراني، از مردم كاشاني، در سده هاي ٦ ـ ٨ ق/ ١٢ ـ ١٤ م. از زندگي آنان، جز ٢ تن كه پيشة خانوادگي را ترك كردند (نك‌ : دنبالة مقاله، شم‌ ٦ و ٧)، آگاهي چنداني نداريم. هنرمندان ٤ نسل از اين خاندان در دوره اي حدود يك سده و نيم بر آثار هنري خود رقم زده و نام پدر و نياي خود را ثبت كرده اند (پوپ، IV/١٥٦٩).
هرچند در كارگاه سفاگري اين خاندان ساخت و پرداخت انواع ظروف و كاشي به روشهاي مختلف صورت مي گرفته (ابوالقاسم كاشاني،‌چ زيتر، ٢٩-٣٠، چ افشار، ٣٤٤ ـ ٣٤٧) و آثاري به شيوه هاي يكرنگ،‌ مينايي و نقاشي شدة زير لعاب از آنان برجاي مانده، اما شهرت آنان به سبب آفرينش نفيس ترين و زيباترين محرابها و كتيبه هاي كاشي زرين فامي است كه زينت بخش حرمهها و بقاع متبركة شيعيان بوده و هست (واتسن، «سفال زرين فام ايراني از… »، ٦٨).
با مطالعة آثار باقي مانده از اين هنرمندان، اگرچه نمي توان به آغاز پيشرفت سبك هنري آنان پي برد، ولي شكوفايي و افول هنري آن را مي توان دنبال كرد (پوپ، همانجا). آثار متقدم آنان چه از نظر روش ساخت و چه از نظر تزيينات ظريف، در حد اعلاي زيبايي است (لين، «راهنماي… »، ٥). اين آثار كه به سالهاي نخستين سدة ٧ق/١٣ م تعليق دارند، در اوج شكوفايي هنر سفالگري زرين فام ساخته شده اند (بهرامي، «سراميكهاي گرگان »، ٧٥) و موفقيت تكنيك زرين فام را نمايش مي دهند (واتسن، «سفال زرين فام ايراني »، ١٣٠).
در حملات ويرانگر مغول به شهر كاشان، به سبب آشوب و ناامني شهر، ركودي در آفرينشهاي هنري اين خانواده پديد آمد، ولي با بازگشت آرامش، خلق آثار در كارگاه آنان از نو آغاز شد (گدار، ٣١٥) و بي آنكه حملة مغول تأثير نماياني در آنها داشته باشد، تا ٣ دهة نخست سدة ٨ق/ ١٤ م ادامه يافت (گرابار،‌٦٠٦)، اما آثار هنري متأخر آنان نفاست آثار پيشين را ندارد و از ارزش هنري والايي برخوردار نيستند (واتسن، همان، ١٣١). از اين پس از خانوادة ابوطاهر در عرصة هنر سفالگري نشاني نمي يابيم و احتمالاً به سبب اوضاع نابسامان ايران، پس از برافتادن ايلخانان بزرگ به آناتولي مهاجرت كرده اند،‌ چنانكه نسخة خطي عرايس الجواهر و نفايس الاطايب ابوالقاسم كاشاني، نزد يكي از نواده هاي مؤلف آن در آناتولي به دست آمد (دياكنف، ٦١).
تداوم سنت هنري در آثار اين خاندان چشمگير است (لين، سفالهاي اوليه… ، ٣٩)، چنين روش كاري فقط با ابقاي يك سنت بدون وقفه، از پدر به پسر، يا به عبارتي از استاد به شاگر مي تواسنته منتقل و حفظ شود (واتسن، «سفال زرين فام ايراني از…»، ٦٥). محرابهاي كاشي زرين فام آنان غالباً صفحات مسطحي در مركز دارند كه يكي داخل ديگري قرار گرفته و با قوسهاي شكسته كه بر روي ستونهاي مدور قرار دارند، احاطه شده اند، در حالي كه مجموع آنها را حاشيه اي پهن چون قابي مستطيل شكل در برگرفته است (لين، «راهنماي…»، ٤). محرابها عموماً با آيه هاي قرآني بر زمينه اي از پيچكها و شاخ و برگهاي استيليزة نيم برجستة زرين فام تزيين شده است. كتيبه هاي حاشيه به قلم جلي برجستة الاجوري نوشته شده و به آساني از دور خوانده مي شود. سير با وقار اين حروف از ميان زمينة شاخ و برگهايي كه بر محور خود چرخيده اند، نيروي حركت را با غناي حيرت آوري از نظم تركيب مي كند (لين، همان، ٥). فضاهاي خالي زمينه با نقطه پرشده، يه علاوه روي اسليميهايي كه بر زمينه و يا روي كتيبه هاي نقش شده، رديفي از نقطه هاي ريز مركب در مقابل نقطة بزرگ تر نشانده اند (اتينگهاوزن، ٤٥) و با گذشت زمان رنگ آبي فيروزه اي نيز به تزيينات افزوده شده است.
هنرمندان اين خاندان اگرچه خاندان اگرچه در ساخت و تزيين آثار رزين فام بر ديگران برتري داشته و غالباً سرپرستي عمده ترين كارگاهها را بر عهده داشته اند (زاره، ٦٨)، اما اين هنر در انحصار آنان نبود و در اين زمينه بي نياز از همكاري با ديگر هنرمندان ماهر كاشان نبودند (پوپ، IV/١٥٧٠). از جمله ابوزيد هنرمند نامي معاصر محمد بن ابي طاهر در بزرگ ترين كارهاي هنري او يعني تزيين حرمهاي حضرت رضا (ع) و حضرت معصومه (ع) با وي همكاري داشته است. اين دوهنرمند در گسترش سبك زرين فام، نقش عمده اي داشته اند. محمد در ساخت كاشي و نوشتن كتيبه برتري و استادي داشت و ابوزيد از تسلط و توان بيشتري در طراحي نقوش برخوردار بود (بهرامي، همان، ٧٩). يوسف نوة محمد نيز با همكاري علي نب احمد بن علي حسيني كاتبي، پوشش تربت امامزاده يحيي در ورامين را به اتمام رسانيده است (زاره، ٦٧). محمد بر محراب آستانة حضرت معصومه (ع) نام خود، پدر و نيايش را به ثبت رسانده است. پوپ نيز كوشيده است تا ٣ نسل پيش از آنها را معرفي كند (IV/١٦٦٦)، اما در اين كار دچار خطا شده است (بهرامي، همان، ٧٢-٧٥). اعتمادالسلطنه (٢/٥٧) نيز نام نياي اين خاندان را ابوالحسن خوانده و پس از او پوپ (همانجا) و بهرامي («استادي سفالگر… »، ) دچار همين لغزش شده اند، ولي بهرامي بعداً در «سراميكهاي گرگان» (ص ٨١) اين خطا را تصحيح كرده است. بدين سان هنرمندان اين خاندان را به ترتيب زير مي توان معرفي كرد:
از ابوالحسين نياي بزرگ خانواده تاكنون هيچ اثري هنري شناخته نشده است و تنها نام او را در رقمهاي فرزندانش مي يابيم.
١.ابوطاهر. از زندگي او اطلاعي در دست نيست. وي احتمالاً هنرمند سازندة كاسه اي سفالي از نوع مينايي متعلق به پايان سدة ٦ق/١٢ م است. اين كاسه داراي زمينة‌ آبي و نقش دوايري رنگين است كه در ميان هر يك تصوير يك انسان نشسته بر سطح داخلي طرح شده و يك رديف نوشته حاوي دعا زير لبة خارجي به خط نسخ تعليق مانند دارد كه نام هنرمند در پايان آن به صورت«عمل بوطاهر حسين» آمده است. محل نگاهداري: موزة عرب، قاهره، «ويت، ٦، شم‌ ١٠؛ ايرانيكا، I/٣٨٥).
٢. محمد بن ابي طاهر. وي در اواخر سدة ٦ و اوايل سدة ٧ق مي زيسته و نخستين فرد از اين خانواده است كه نام خود را بر آثارش به طور كامل ثبت كرده است. محمد هنرمندي با استعداد و كاشي سازي ماهر بوده (بهرامي، همان، ٧٦,٧٩) و سرپرستي مشهورترين كارگاههاي سفالگري كاشان را برعهده داشته است. فعاليتهاي هنري او در اوج شكوفايي،‌بيشتر وقف تزيين آستان قدس رضوي و آستانه حضرت معصومه شده و در اجراي اين دو كار بزرگ هنري از همكاري ابوزيد كه نقاشي ماهر و سفالگري بنام بوده، بهره گرفته است (همان، ٧٩-٨٠).
آثار شناخته شدة وي اينهاست:
الف. پوشش كاشي زرين فام تربت حضرت معصومه (ع) كه به سبب داشتن ويژگيهاي ساخت، نقيس ترين شاهكار هنر كاشي گري زرين فام است و بر تمام آثار بزرگ هنري در اين زمينه برتري دارد. طرح كلي اين پوشش محرابي شكل، تركيبي از ١٥ خشت كاشي زرين فام تقريباً به يك اندازه با ٥ كتيبه است (همانجا؛‌ برقعي، ٥١):
١. كتيبة حاشية بيروني، به قلم ثلث برجستة لاجوردي رنگ با آيه هاي ٢٥٥ ـ ٢٥٧ سورة يقره، بر زمينه نقاشي شدة زرين فام ؛ ٢. نواري باريك حاوي آيه هاي ١٧ ـ ٤١ سورة آل عمران (نيز نك‌ : مدرسي، ١/٤٧)، به قلم نسخ زرين فام بر زمينة سفيد كه بخش مياني را احاطه كرده است؛ ٣. كتيبه اي بر جسته به كوفي تزييني حاوي آيه هاي ٥٥ ـ ٥٩ سورة مائده، به رنگ لاجوردي بر زمينة نقاشي شدة زرين فام كه به صورت قابي بخش مياني و پيشاني طاق نما مانند پوشش مرقد را در برمي گيرد؛ ٤. كتيبه اي شامل آيه هاي ١ ـ ٦ سورة الملك، به قلم ثلث سفيد رنگ بر زمينة نقاشي شدة زرين فام با طرح اسليمي، در حاشية ٣ سوي دو خشت مياني پوشش؛ ٥. نواري باريك با آيه هاي ٩ ـ ١٢ سورة يونس، به قلم نسخ خفي زرين فام، در ٣ سوي خشت مقعر ميانة پوشش. رقم هنرمند به صورت: «كتبه و عمله محمدبن ابي طاهر بن ابي الحسين»،‌ بر بهش فوقاني آخرين خشت مشاهده مي شود (ستوده، ٣٣ ـ ٣٧؛ مدرسي، ١/٤٧، ٤٨، نيز تصوير ٢). اسليميهاي درهم پيچيدة نيم برجسته و گل و برگهاي پيچان بر پيشاني و خشتهاي مياني و نيز زنجيره هاي تزييني و تنوع كتيبه ها، هماهنگي تحسين آميزي در اين اثر هنري پديده آورده است. هرچند بر روي اين اثر تاريخ ساخت ديده نمي شود، ولي ابوزيد تاريخ ٢ رجب ٦٠٢ را بر كتيبة كاشي ازارة تربت مقدس ثبت كرده است (بهرامي، همان، ٧٩-٨١، نيز لوحه هاي ٧؛ مدرسي، ج ١، تصويرهاي ٢ و ٩).
ب. كيبه كاشي زرين فام دورِ درِ پيش روي مبارك تربت حضرت امام رضا (ع)، به قلم ثلث برجستة لاجوردي رنگ به مضمون: «بسم الله الرحمن الرحيم هذه الروض‌ـة المقدس‌ـة المعظم‌ـة المكرم‌ـة المطهرة لمولانا الامام المعصوم الشهيد المظلوم الرضا علي بن الكاظم موسي…» و نسب آن حضرت تا علي بن ابي طالب (ع) با عناوين و القاب (نك‌ : اعتمادالسلطنه، ٢/٥٦، ٥٧)، بر زمينة نقاشي شده با نقش اسليميهاي نيم برجسته با گلها و غنچه هاي زرين فام. در ميان حروف برجستة كتيبه، نام باني بنا و با فاصله اي از آن، نام هنرمند كاشي گر و تاريخ صاخت غرة جمادي الاول ٦١٢ به قلم نسخ نيم برجسته ثبت شده است. رقم محمد در اين اثر به صورت: «اضعف عبادالله محمد بن ابي طاهر بن ابي الحسين بخطه بعد ما عمله و صنعه في تاريخ غرة جمادي الاولي سن‌ـة اثني عشرة و ستمائ‌ـة…» ديده مي شود. اعتماد السلطنه به هنگام ثبت كتيبه نام نياي محمد را ابي الحسن خوانده و كلمة «بخطه» را نيز نخوانده است (٢/٥٧).
ج. محراب معروف به «محراب پيش روي حضرت رضا (ع)»، يكي از ٣ محراب كاشي زرين فام حرم حضرت رضا (ع) است كه در طرح و تركيب كلي عالي ترين آنهاست. اوزيد در ساخت و تزيين بخش مياني آن محمد همكاري داشته است. در بخش زيرين محراب نقش قنديلي آويخته در ميان شاخ و برگهاي مو ترسيم شده (بهرامي، «استادي سفالگر…»، ٣٧) و بر حاشية آن سورة توحيد به قلم نسخ خفي نوشته شده است. اين بخش را يك طاق نماي جناقي در برگرفته و بر حاشية آن به قلم ثلث حفي متن حديث «عن اميرالمؤمنين سيقتل رجل من ولدي بارض خراسان…» نوشته شده (مؤتمنؤ ٧٧) و در بالاي آن طاق نمايي مقرنس زرين فام قرار دارد كه بر روي نوار افقي زير آن بر زمينة سفيد عبارت «اللهم اغفر لمن استغفر لا بي زيدبن محمدبن ابي زير النقّاش» ثبت شده و در پايين آن عبارت «كن في صلواتك خاشعاً» به كوفي تزييني آمده است (اعتماد السلطنه، ٢/٦١). حاشيه اي شالم آية ١٧ سورة آل عمران، به خط ثلث برجستة سفيد رنگ بر زمينة زرين فام، از ٣ طرف مجموع آنجه را ياد شد، احاطه كرده و بر دور آن حاشيه اي پهن تر به خط كوفي برجستة لاجوردي رنگ با آية ٥٦ سورة احزاب، بر زمينة نقاشي شدة زرين فام نيم برجسته قرار دارد (مؤتمن،‌ ٧٦ ـ ٧٧). در پايين آن، تاريخ ساخت محراب ربيع الآخر ٦١٢ به قلم ثلث برجستة لاجوردي ثبت شده است. طاقنمايي بزرگ بر روي دو ستون مرمر بخش مياني را در برگرفته كه با اسليميهاي برجستة درهم گره خوردة مشابه هم تزيين شده و حاشية قوس شكستة آن آراسته به آية ٢٨٥ سورة بقره به خط كوفي برجستة لاجوردي برزمينة نقاشي شدة زرين فام است. كتيبه اي حاوي حديثي از حضرت امام رضا (ع)، دور اين قوس بوده كه بخشي از آن از ميان رفته است و در پيشاني محراب نيز حديثي ديگر در ثواب زيارت حضرت امام رضا (ع) نوشته شده بوده كه بخشي از آن باقي است (اعتماد السلطنه، ٢/٦٠).
محراب دو حاشية پهن دارد. حاشية خارجي شامل كتيبه اي با آيه هاي ١٣ ـ ١٦ سورة هود، به كوفي تزييني برجستة لاجوردي رنگ بر زمينة نقاشي شدة زرين فام با اسليميهاي نيم برجستة و گل و برگهاي مسطح كه نام باني آن، عبدالعزيزبن آدم، در ميان حروف كوفي به قلم نسخ تعليق مانند، به رنگ سفيدِ لعابِ اصلي زمينه آمده است. حاشية دوم كتيبه اي شامل آيه هاي ١٤٤ و ١٤٥ سورة بقره، به قلم ثلث برجسته به رنگ لاجوردي بر زمينة اسليميهاي نيم برجسته و نقاشيهاي زرين فام مسطح است. در ميان حروف ابن كتيبه در پايين سمت چپ، رقم محمد به قلم نسخ تعليق مانند به صورت: «اضعف عبادالله محمدبن ابي طاهر بن ابي الحسين زيد بخطه بعد ما عمله و صنعه…» باقي است. اين عبارت احاطة كامل سازنده را به فنون مختلف گواهي مي دهد. اعتماد السلطنه كه نخستين بار اين محراب را مطالعه كرده (نك‌ : همانجا)، رقم سازندة محراب را نديده و بهرامي نيز در مطالعات خود («سراميكهاي گرگان»، ٧٩)، محل قرار گرفتن «رقم» را اشتباهاُ بر روي كتيبة كوفي ذكر كرده، جايي كه نام باني نوشته شده است. خطاي اعتماد السلطنه و بهرامي سبب شده كه برخي از محققان، اين محراب را فقط در زمرة آثار ابوزيد بدانند (واتسن، «سفال زرين فام ايراني»، ١٢٦-١٨٠)
د. قسمتي از يك محراب كاشي زرين فام، با نقش اسليميهاي درهم گره خوردة نيم برجسته و كتيبه اي شامل آية ١٨ سورة آل عمران، به قلم ثلث برجسته با رقم ناقص «محمد» در پايان: » كتبه محمدبن…»، بدون تاريخ ساخت (اتينگهاوزن، تصوير ٢٥؛ واتسن، همانجا، ١٧٩). نقش اسليميهاي نيم برجسته و نقاشيهاي زرين فام زمينة اين اثر. قابل مقايسه با آثار ياد شدة اين هنرمند است. محل نگاهداري: مجموعة كلكيان ، نيويورك.
٣. علي بن محمد، سفالگر نامدار خانوادة ابوطاهر در اواسط سدة ٧ق/١٣ م. آثار شناختة شدة وي متعلق به پس از حملة مغول است. آنچه مسلم است، علي فن كاشي گري را از پدر نياموخته و از آنجا كه رابطة هنري نزديكي بين آثار او وحسن بن عربشاه، هنرمند سازندة محراب مسجد ميدان كاشان با تاريخ ٦٢٣ق، وجود دارد (كونل، ٢٣٥؛ زاره، ٦٨)، بايستي رموز كار را از اين هنرمند فرا گرفته باشد. او در آثار نخستين خود سعي كرده مهارتهاي هنري پدر را به كار برد، چنانكه نشانه هايي از كارهاي قديم خانواده در محراب حرم حضرت رضا (ع) و قطعات محراب گرگان، آشكار است (بهرامي، همان، ٧٦؛ واتسن، همانجا، ١٣١). از دهة ششم سدة ٧ ق استعدادهاي ذاتي او آشكار شده (همانجا) و عمده ترين كارگاههاي كاشان را سرپرستي كرده است (زاره، همانجا). وي اولين فرد از خانوادة ابوطاهر است كه نام خود را در آثار خوش با نسبت كاشاني آورده است (واتسن، همان، ١٣٤). آثار او اينهاست:
الف. محراب كاشي زرين فام، معروف به «محراب بالا سر مبارك»، يكي از ٣ محراب حرم حضرت امام رضا (ع). در بخش زرين محراب طاق نمايي بر روي دو ستون قرار دارد كه با حاشيه اي از آيه هاي ١٩٠ و ١٩١ سورة آل عمران، به قلم ثلث برجستة لاجوردي احاطه شده و آيه ها در داخل طاق نما ادامه يافته است. در پايين نقش قنديلي برجسته كه از ٣ زنجير آويخته شده، بر زمينه اي از اسليميهاي نيم برجستة فيروزه اي قرار دارد. طاق نمايي بزرگ تر بخش مركزي را در ميان گرفته است. اين طاق نما بر روي ٢ ستون نقاشي شدة زرين فام با نقش رديف گلهايي به شكل قلب قرار دارد. كتيبة حاشية آن شامل آية ١٨سورة آل عمران، به قلم ثلث برجستة لاجوردي رنگ است.
كتيبة حاشيه پهن دور محراب نيز با آيه هاي ٧٨ و ٧٩ سورة بني اسرائيل، به خط ثلث برجسته بر زمينة نقاشي شدة زرين فام آراسته است ]قطعات كتيبه به هنگام مرّمت جابه جا نصب شده است[. رقم هنرمند سازنده در پايين بين ٢ ستون چنين است: «عمل علي بن محمدبن ابي طاهر القاشاني غفرالله ذنوبه». تاريخ اين محراب را بهرامي (همانجا، صنايع ايران، ٨٧)، ٦٤٠ ق تعيين كرده است، اما اكنون بر روي محراب، تاريخ ساخت ديده نمي شود. اين محراب از محرابهاي پيشين كوچك تر و داراي طرحهاي تزييني ساده تر است. علي در اين اثر سعي كرده است اثري همتاي آثار پدرش محمد خلق كند، اما در اين مرحله هنوز به تواناييهاي هنري خود دست نيافته بوده است. محل نگهداري: موزة آستان قدس رضوي (واتسن، همان، ١٣١).
ب. قطعات محراب كاشي زرين فام، معروف به محراب گرگان، متعلق به اما زاده محمدبن جعفر الصادق (قرنگي امام، امام زاده يحيي بن زيد) گرگان. از بخشهاي باقي ماندة دو هلال مياني محراب، مي توان اندازة بزرگ و نيز تركيب آن را دريافت كه يادآور محراب مسجد ميدان كاشان است. حروف كتيبه ها، گلهاي زمينه و نيز رديف گلهاي بزرگ روي ستونها، با محراب ياد شده، كاملاً مشابه است، متأسفانه قطعات موجود تاريخ ساخت ندارد و فقط رقم ناقص هنرمند: «…بن ابي طاهر القاشاني غفرالله ذنوبه» مشخص است. بهرامي به دليل ويراني جرجان در ٦١٧ ق به رغم آنكه خود شباهتهاي ياد شده را توضيح مي دهد، بر آن است كه پيوند نزديكي با پوشش تربت حضرت معصومه (ع) دارد. بدين جهت اين اثر را منسوب به پدر علي و تاريخ ساخت آن را آغاز سدة ٧ ق مي داند («سراميكهاي گرگان»، ٧٥-٧٦,٨١)، ولي از آنجا كه اين بقعه در سدة ٨ ق داير بوده (حمدالله مستوفي، ١٥٩) و باقي ماندة رقم هنرمند بر روي محراب (بهرامي، همان،‌ لوحة ٦) كاملاً شبيه به رقم علي بن محمد، بر روي محراب اثر او تعلق به حرم حضرت رضا (ع) است و همچنين شباهتهايي كه بين اين قطعات و محراب مسجد ميدان كاشان وجود دارد (همانجا؛ مصطفوي، تصوير ص ٣٠)، اين اثر از جمله آثار «علي بن محمد» به شمار مي آيد. محل نگاهداري: موزة ملي ايران (واتسن، همانجا).
ج. بخش مركزي محراب كاشي زرين فام، معروف به محراب قم شامل ٢ خشت كاشي كه بر سطح آن با امتداد يافتن و گره خوردن كلمة «بسم» به كوفي برجستة، طاق نمايي شكل گرفته و متن و حاشيه را از هم جدا ساخته است. كتيبه اي لاجوردي رنگ به كوفي تزييني شامل «لااله الا الله محمد رسول الله علي ولي الله اميرالمؤمنين و وصي رسول رب العالمين»، بالا و درون طاق نما نوشته شده و حاشية دو طرف به قلم ثلث با آية ٢٨٥ سورة بقره، آراسته شده و بر روي متن تا آية ٢٨٦ ادامه يافته است. نوشته ها بر روي متن لوح، قنديلي را كه با ٣ زنجير با زمينه اي از برگهاي فيروزه اي نيم برجسته آويخته شدده، در ميان گرفته و با رقم و تاريخ ساخت ١٠ صفر ٦٦٣ پايان يافته است: «كتب ذلك في عاشر من صفر سن‌ـة ثلاث وستين و ستمائ‌ـة كاتبه علي بن محمد بن ابي طاهر بعد ما عمله وصنعه» (زراه، ٦٤؛ نيز نك‌ : مدرسي، ٢/٦٨ ـ ٧٠).
زراه عقيده دارد كه اين اثر متعلق به يكي از مقابر برخي شكل دروازة كاشان قم است (همانجا) و مدرسي طباطبايي (همانجا) آن را لوح مرقد بقعة شاه احمدبن قاسم در قم مي داند. با توجه به متن تبصرة المسافرين (طباطباي تبريزي، ١١)، آنجا كه مي نويسد: «قبر شريف شاهزاده احمد بن موسي كاظم (ع) كه بقعة آن بزرگوار با كاشي خيلي ممتاز زينت ظاهري يافته، آيات كريمه و احاديث شريفه به خط علي بن محمد (علي؟) در سنة ٦٦٣…»، مي توان نتيجه گرفت كه اين لوح بخش مياني محراب بقعة شاهزاده احمد بوده كه يكي از ٣ بناي برجي شكل واقه در دروازة كاشان قم است. محل نگاهداري: موزة برلين.
د. محراب امام زاده يحيي در ورامين. بخش مركزي اين محراب مشابه محراب قم است، با اين تفاوت كه متن فقط با اسليميهاي نيم برجسته و قنديل و حاشية آن با آيه هاي ١٨ و ١٩ سورة آل عمران، به قلم ثلث برجستة لاجوردي رنگ مزين است. دو طاق نما يكي پس از ديگري بخش مركزي را در ميان گرفته است كه هر يك بر روي ستونها و سرستونهايي با نقش رديف گلهاي قلبي شكل نقاشي شدة زرين فام قرار دارند. حاشية طاق نماي كوچك تر، آراسته به كتيبة ثلث برجسته با آيه هاي سورة قدر و طاق نماي بزرگ تر، با آيه هاي ٧٨ و ٧٩ سورة بني اسرائيل، به كوفي تزييني مزين است. بر حاشيه اي باريك بين ستونها نيمة آية ٢٥٥ و ابتداي آية ٢٥٦ سورة بقره، به قلم ثلث برجسته نوشته شده كه بخشي از آن از ميان رفته است.
كتيبة بيروني محراب، شامل حاشيه اي پهن به قلم ثلث برجستة لاجوردي رنگ با آيه هاي ١ ـ ٥ سورة جمعه، بر زمينة گل و برگهاي نقاشي شدة زرين فام است. در پايين بخش مركزي بين دو ستون، بر خشتي مستطيل شكل نام هنرمند و تاريخ ساخت (شعبان ٦٦٣) به قلم ثلث برجستة لاجوردي رنگ بر زمينة نقاشي شدة زرين فام چنين آمده است: «العمل هذا المحراب و كتبه علي بن ابي طاهر تحريراً في شعبان المعظم سن‌ـة ٦٦٣» (كونل، همانجا؛ پوپ،‌ IV/١٥٧٢, ١٦٧٩). محل نگاهداري: موزة دانشگاه فيلادلفيا. دو خشت كاشي از كاشيهاي قاب دور محراب ناقص است كه يكي در مورزة ارميتاژ و ديگري در مجموعه اي در هامبورگ نگاهداري مي شود (كراچكوفسكايا، ١٣٠, ١٣٣, ١٣٤، تصوير I).
ه‌ . قطعات محراب شالم بخش مركزي و پيشاني محراب كاشي زرين فام، در مسجد جامع سر يا جامع زير دالان، متصل به حرم حضرت علي (ع)، معروف به محراب نجف:١. بخش مركزي محراب از ٢ خشت كاشي زرين فام تشكيل شده و طرح اصلي آن با تفاوتهاي جزئي مشابه محراب شاهزاده احمد است. دايرة بالا كه از گره خوردن كلمة «بسم» به خط كوفي، تشكيل شده، با عبارت «و هو السميع العليم» به خط كوفي تزيني برجسته آراسته شده و آيه هاي ٢٨٥ و ٢٨٦ سورة بقره به قلم ثلث، حاشيه نيمي از سطح متن را پركرده و قنديلي برجسته در ميان اسليميهاي نيم برجسته در پايين قرار گرفته است. حاشية باريكي در دور، شامل كتيبه اي با آيه هاي ١٩٠ ـ ١٩٢ سورة آل عمران به قلم ثلث است كه به طور نامنظم در كنار هم و گاه درجهت عكس قرار دارند (نك‌ : آقااوغلو، ١٢٨، كه آيه هاي اين حاشيه را ١٨٨ و ١٩١ ذكر كرده است)؛ ٢. پيشاني محراب زرين فام با نقش برجستة اسليمي درهم گره خورده. اين قطعات اگرچه تاريخ ساخت و رقم ندارند، ولي با محرابهاي شاهزاده احمد و امام زاده يحيي قابل مقايسه اند و با مشابهتهاي آشكاري كه با آثار ياد شده دارند، مي بايد در همان كارگاه و به دست همان هنرمند يعني علي بن محمد ساخته شده باشند (همو، ١٢٨-١٣١، تصاوير ١, ٢)؛ ٣. لوحهاي كاشي زرين فام، در دو سوي ٤ زاوية ازارة تربت حضرت معصومه (ع)،‌ با طرحهاي محرابي متنوع مزين به گلهاي استيليزة توريقي با نقش زنجيره اي در حواشي و يك رديف نوشته به قلم نسخ شامل حديثي نبوي در اطراف. رقم هنرمند در پايان يكي از لوحهاي چنين آمده است: «كتبه علي بن محمد بن ابي طاهر»، بدون تاريخ ساخت (ستوده ٣٨؛ مدرسي، ١/٥٠،‌ نيز تصاوير ١١ و ١٢).
٤. يوسف بن علي. وي آخرين فرد مشهور خانوادة ابوطاهر در سفالگري است. يوسف در نيمة اول سدة ٨ ق مي زيسته و آثاري از او به دو شيوة زرين فام و نقاشي شدة زير لعاب شفاف به يادگار مانده است. آثار اولية او كه به دهة نخست سدة ٨ ق تعلق دارد، از كيفيت هنري والايي برخوردار است و تغيير قابل ملاحظه اي نسبت به آثار سدة پيش نشان نمي دهد (كونل، همانجا)، ولي با گذشت زمان آثار او دقت و ظرافت اوليه را از دست داده است (واتسن، همان، ١٤٢). يوسف نيز مانند محمد نياي خود از كار هنرمندان همزمانش بهره گرفته و تنها عضو خانواده است كه خود را علاوه بر «كاشاني» با نسبت «غضايري» نيز خوانده است (همو، «مسجد… »، ٦٣). آثار شناختة شدة او به ترتيب زماني اينهاست:
الف. لوح كاشي زرين فام، پوشش تربت امام زاده يحيي در ورامين كه از ٤ خشت كاشي تشكيل شده است و طرحي محرابي شكل دارد، با دو طاق نما كه يكي ديگري را احاطه و آذين كرده و حاشيه اي پهن آنها را در برگرفته است. اين حاشيه يا كتيبه اي شامل آية ٢٥٥ سورة‌ بقره، به قلم ثلث برجسته آراسته شده كه با رقم و تاريخ ساخت ١٠ صفر ٧٠٥ بر روي خست آخر پايان يافته است: «كتب في عاشر صفر لسن‌ـة ٧٠٥ عمل يوسف بن علي ]بن[ محمد». پيشاني محراب را اسليميهاي درهم پيچيدة مشابه هم فرا گرفته و در پايين بر روي نوار افقي عبارت «هذا القبر امام العالم يحيي صل الله عليه» جاي دادر. سطح طاق نماي كوچك تر را آيه هاي ٣٠ ـ ٣٢ سورة فصلت آراسته و با رقم همكار هنرمند يوسف پايان يافته است: «صنعت علي بن احمد بن علي الحسيني الكاتبي» (احتمالاً الكاشي، نك‌ :اقبال، ٣٥٨ ـ ٣٥٩). اين لوح هرچند كه شبيه به آثار هنري قديم تر كارگاه خانوادة ابوطاهر است، اما تزيين كار در مقابل خوشنويسي آن نقش كمتري دارد، به علاوه نقوش لطافت خود را از دست داده و قوس طاق نماي داخلي از نظر هنري با قوي محرابهاي قم و ورامين، اثر پدر يوسف نمي تواند برابري كند. محل نگاهداري: موزة ارميتاژ (زاره، ، ٦٧، لوحة IV)
ب. دو خشت كاشي زرين فام، با نوشته اي به قلم برجستة لاجوردي رنگ بر زمينة اسليميهاي ظريف، بر يك خشت رقم «كتيبه يوسف بن علي بن محمد بن ابي ]...[ طاهر» و بر خشت دوم تاريخ ساخت شعبان ٧٠٩ نوشته شده است: «و كتب في غرة شعبان سن‌ـة تسمع و سبعمائ‌ـة». به نظر بهرامي با آنكه كلمه «كتب» تكرار شده، ولي اين دو متعلق به يك كتيبه است. محل نگاهداري: موزة بريتانيا، لندن (بهرامي، «مسائل … »، ١٩١، لوحة LXIV؛ هابسون، تصوير ١١٤).
ج. دو خشت كاشي زرين فام، با نوشته اي به قلم ثلث برجستة، با مشخصات مشابه اثر پيشين. بر روي خشت اول رقم «عل يوسف بن علي بن محمد بن ابي طاهر». محل نگاهداري: مجموعة كِوِكيان، نيويورك. خشت ديگر شامل تاريخ ساخت رمضان ٧١٠ «]رمضان المبا[رك سن‌ـة عشر و سبعمائ‌ـة». محل نگاهداري: موزة عرب، قاهره (اتينگهاوزن، تصويرهاي ١٢,١٣؛ نيز نك‌ : «هنر ايران »، ٦٣، گالري IV).
د. لوح ياد بود بنا از كاشي قالب زده و نقاشي شدة زير لعاب شفاف، در مسجد كلة قهرود، آراسته به نوشته و نقوش برجستة گياهي به رنگ سفيد در زمينة آبي تيره و قلم گيري شده با رنگ سياه كه داراي طرح معمول محرابها و پوششهاي مقابر كاشي در سده هاي ٧ و ٨ ق است. بر حاشية دور، عباراتِ «…، هذا المسجد المبارك في سن‌ـة ثلاث و ثمانين عند عبد (كذا) النبي صلي الله عليه و سلم امر يتجديد عمارة هذا المسجد المبارك العبد الضعيف محمد بن فضل الله بن علي قهرودي في جماد ]ي الا[ول سن‌ـة س‌ … ع‌ …و س‌ …»، و در پايين طاق نما، در حد فاصل ٢ سرستون كلمات شهادت نوشته شده است و سطح پايين را با سورة اخلاص آراسته اند و رقم هنرمند بر روي دو سرستون داخلي دين مضمون ديده مي شود: «عمل يوسف ]بن[ علي بن محمد ]بن[ ابي ]طا[هر الغضايري القاشاني». حروف باقي مانده از تاريخ ساخت مي تواند به صورت يكي از سالهاي ٧١٦، ٧١٧، ٧٢٦ يا ٧٢٧ ق خوانده شود و تاريخ «٨٣» كه در نوشته ذكر شده، احتمالاً سنت محلي بنيان مسجد است. لوح از كيفيت هنري و فني خوبي برخوردار نيست و اهميت آن به دليل اين است كه تنها اثر نقاشي شدة زير لعاب شفاف است كه رقم «يوسف بن علي» از خانوادة ابوطاهر بر آن ثبت شده است (واتسن، «مسجد….»، ٦٢,٦٣، نيز لوحة VIIIb). در كتيبة حاشية لوح «عبدالنبي» خطاي كتابت كاتب و در اصل «عهدالنبي» بوده است. بدين سان تاريخ ٨٣ نيز تاريخ هجري قمري و سال بنيان گذاري مسجد اوليه است، نه چنانكه واتسن نوشته سنت محلي در شيوة كتابت.
ه‌ . محراب كاشي زرين فام، متعلق به امام زاده علي بن جعفر قم. محراب شامل ٣ طاق نماست كه يكي ديگري را احاطه كرده، حاشية پهن دور با كتيبه اي برجسته با آيه هاي ٥٤ ـ ٥٥ سورة اعراف، به قلم ثلث لاجوردي رنگ، بخش مياني را در برگرفته، در حالي كه رقم و تاريخ ساخت رمضان ٧٣٤ بر روي خشت پاياني به صورت «كتبه في غرة رمضان سن‌ـة اربع و ثلثين و سبعمائ‌ـة» و بر حاشية همين خشت «عمل العبد الضعيف يوسف بن علي بن محمد بن ابي طاهر كاشي» ديده مي شود. حاشية باريك داخلي بين ستوتها در دو طرف با سورة فاتحه آراسته شده و با تاريخ «٧١٣» كه به ارقام نوشته شده، پايان يافته است. حاشية طاق نماي دوم با صوات بر ١٤ معصوم و حاشية بخش مركزي محراب با سورة نصر آراسته است. چنانكه ياد شد، محراب داراي دو تاريخ ٧١٣ و ٧٣٤ ق است، ولي حاشية باريك كه حاوي تاريخ متقدم تر است،آشكار است با بقية قسمتها تفاوت داشته و داراي كيفيت ساخت برتري است. مي توان چنين پنداشت كه اين حاشيه در كارگاه يوسف از گذشته موجود بوده و او آن را در اين محراب جاي داده است (گدار، همان، ٣١٦-٣١٧). محراب عي بن جعفر در تركيب و تزيين، مشابه محراب مسجد ميدان كاشان و از محرابهاي ديگر بزرگ تر است، اما تزيين قالب گرفتة آن تا حدي زمخت، نقاشي آن ساده و شتاب آميز است و كيفيت ساخت زرين فام نيز عالي نيست (واتسن، «سفال زرين فام ايراني»، ١٤٢). گروبه (ص ١٧٤) از اين محراب به عنوان آخرين كار ثبت شدة خانوادة ابوطاهر ياد مي كند و به چند خشت كاشي در موزة متروپوليتن اشاره مي كند كه مي تواند كاشيهاي افتادة حاشية پهن محراب باشد. محل نگاهداري: موزة ملي ايران.
٥.عزالدين بن علي. تنها اثر شناخته شدة يحيي، منبري با رقم و و تاريخ ساخت ٧٠٣ ق است. محل نگاهداري: موزة ارميتاژ (دياكنف، همانجا).
٦. عزالدين محمود بن علي بن ابي طاهر كاشي صوفي نطنزي (د ٧٣٥ق/ ١٣٣٥ م). عزالدين هر چند كه پيشة پدري را ترك كرد وبه صوفيان پيوست (نك‌ : ه‌ د، عزالدين كاشاني)، اما با فن سفالگري آشنا بود و چنين پيداست كه به آن نيزي مي پرداخته است. احتمالاً لوح كاشي پوشش قبر «المرتضي القداح» به رنگ فيروزه اي با نقش برجسته، به شكل محراب بايد از آثار او باشد. در حاشية محراب، صلوات به قلم نسخ: «صلي علي المصطفي محمد و علي المرحوم‌ـة فاطم‌ـة و حسن حسين بن علي الصادق محمد و جعفر كاظم» نوشته شده است و بر متن نام صاحب قبر و رقم سازنده، به صورت: «هذا قبر المرتضي القداح… عمل محمود بن علي…». تاريخ ساخت ٧١١ ق در بالاي هلال محراب ثبت شده است. محل نگاهداري: موزة عرب، قاهره (ويت، ٩).
٧. جمال ابدين ابوالقاسم عبدالله بن علي (د ح ٧٣٦ ق/١٣٣٦م)، مورخ دربار ايلخانان مغول (نك‌ : ه‌ د، ابوالقاسم كاشاني). اهميت او با توجه به پيشة خانوادگي به سبب تأليف كتاب عرايس الجواهر و نفايس الاطايب به زبان فارسي است كه در ٧٠٠ ق در تبريز نوشته است (ابوالقاسم كاشاني، ٣٤٨). مطالب كتاب در دو قسمت و يك خاتمه تنظيم شده است: قسمت اول شامل يك مقدمه و ٣ مقاله دربارة گوهرها، خواص و قيمت آنها و نيز سنگهاي معدني و خواص آنهاست. قسمت دوم راجع به شناختن انواع عطرهاست كه در دو مقاله ترتيب يافته و خاتمه شامل مقاله اي راجع به فن سفالگري است. در اين مقالة نخست به موادي كه در سفالگري مورد استفاده است، پرداخته، سپس آماده كردن آنها و در پايان مراحل ساخت و پرداخت انواع ظروف و كاشي به شيوه هاي يكرنگ، نقاشي شدة زير لعاب، زرين فام و لاجوردي را توضيح داده است. مؤلف در شناخت جواهر و سنگهاي معدني، مهارت داشته و از قيمت انواع گوهرها آگاه بوده و نيز به سبب پيشة خانوادگي به صنعت سفالگري احاطه داشته است.
قسمت نخست عرايس الجواهر آشكارا برگرفته از تنسوخ نامة خواجه نصيرالدين طوسي است (نك‌ : افشار، ٣٦٢ ـ ٣٦٨)، اما اهميت كتاب در «خاتمة» آن است. مؤلف به عنوان عضوي از خانوادة ابوطاهر از رموز سفالگري و كاشي سازي آگاه بوده و اطلاعاتي كه در اين به دست داده، مي تواند بسيار دقيق و قابل اعتماد باشد. وي از اين را كمك بسزايي به تاريخ سفالگري ايران در اوج شكوفايي آن كرده است (زراه، ٦٨). اين كتاب حاوي اطلاعات فني فراوان و از لحاظ اصطلاحات فني و صنعتي بسيار سودمند است (افشار، هفت). ٣ نسخة از اين كتاب تا كنون شناخته شده: ٢ نسخه در كتابخانة اباصوفياي استانبول نگاهداري مي شود كه يكي احتمالاً دستخط مؤلف است كه به تاج الدين عليشاه جيلاني تقديم شده است. نسخة ديگر با تاريخ كتابت ٩٩١ ق از لحاظ شيوة تحرير، پس و پيشي عبارات و استفادة كلمات با نسخة نخست، تفاوتهاي بارزي دارد؛ سومين نسخه با تاريخ رجب ٩١٣، در موزة بريتانيا نگاهداري مي شود (افشار، هجده ـ نوزده؛ اقبال، ٣٥٤ ـ ٣٥٥). اين كتاب در ١٣٤٥ ش در تهران به كوشش ايرج افشار به چاپ رسيده است. قبل از آن، بخش استانبول انجمن باستان شناسي آلمان با ترجمه و چاپ بخشهايي از آن به معرفي كتاب پرداخته (ريتر، ١-٣٠) و ترجمة انگليسي همين بخش را آلن با عنوان «رسالة ابوالقاسم دربارة سراميكها »، در مجلة ايران در لندن به چاپ رسانده است.
مآخذ: ابوالقاسم كاشاني، عبدالله بن علي، عرايس الجواهر و نفايس الاطايب، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٤٥ ش؛ همو، (نك‌ : مل‌ ، ريتر)؛ اعتمادالسلطنه ، محمد حسن خان، مطلع الشمس، تهران، ١٣٠١ ق؛ افشار،‌ ايرج، ديباچه و مقدمه و تعلقات بر عرايس الجواهر (نك‌ : هم‌ ، ابوالقاسم كاشاني)؛ اقبال آشتياني، عباس، ضمائم عرايس الجواهر (نك‌ : هم‌ ، ابوالقاسم كاشاني)؛ برقعي، علي اكبر، راهنماي قم، قم، ١٣١٧ ش؛ بهرامي، مهدي، صنايع ايران، تهران، ١٣٢٧ ش؛ حمدالله مستوفي، نزه‌ـة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، ليدن، ١٣٣١ق/ ١٩١٣ م؛ دياكنف، ميخائيل، «آثار فرهنگ ايران در موزة ارميتاژ در لنينگراد»، پيام نو، ١٣٢٤ ش، س ١، شم‌ ٩؛ ستوده، منوچهر، «كتيبه هاي آستانة مقدسة قم»، معارف اسلامي، ١٣٥٣ ش، شم‌ ٢ (مسلسل ١٦)؛ طباطبايي تبريزي، محمد حسن، تبصرة المسافرين، نسخة عكسي موجود در كتابخانة مركز؛ گرابار، «هنرهاي تجسمي ٤٤٢ ـ ٧٥١ق/١٠٥٠ ـ ١٣٥٠ م»، تاريخ ايران كميريج، ج ٥، به كوشش جي. آ. بويل، ترجمة حسن انوشه، تهران، ١٣٦٦ ش؛ مدرسي طباطبايي، حسين، تربت پاكان، قم، ١٣٥٥ ش؛ مصطفوي، محمد تقي، «خانوادة هنرمند»، اطلاعات ماهانه، ١٣٣٤ ش، شم‌ ٩٠؛ مؤتمن، علي، راهنما يا تاريخ و توصيف دربار ولايتمدار رضوي (ع)، مشهد، ١٣٤٧ ش؛ نيز:
Aga-Oglu,M., ”Framents of a Thirteenth Century Mihrab at Nedjef“, Ars Islamic, Michigan, ١٩٣٥, vol. II; Bahrami, M., ”A Master-Potter of Kashan“, Transactions of the Oriental Ceramic Society, London, ١٩٤٤-١٩٤٥; id, Gurgan Faiences?, Cairo, ١٩٤٩; id, ”Le Probleme des ateliers d‘etoiles de faience? Lustree“, Reuue des arts asiatiques, Paris, ١٩٣٧, vol.X; Ettinghausen, R., ”Evidence for Identigication of Kashan Pottery“, Ars Islamica, Michigan, ١٩٣٦, vol. III; Godard, Y., ”Piecces datees de ceramique de kashan a décor lustre“, Athar-e Iran, Paris, ١٩٣٧, vol. II; Grube, E., ”Some Lustre Painted Tiles from Kashan“, Oriental Art, London, ١٩٦٢, vol. VII, no. ١; Hobson, C. B., A Guide to the Islamic Pottery of the Near East, London, ١٩٣٢; Iranica; Kratchkowskaya, V. A., ”Fragments du mihrab de Varamin“, Ars Islamica, ١٩٣٥, vol. II; Kuhnel, E., ”Datad Persian Lustred Pottery“, Eastern Art, Philadelphia, ١٩٣١, vol. III; Lane, A., A Guide to the Collection of Tiles, London, ١٩٦٠; id, Early Islamic Pottery, London, ١٩٥٧; Persian Art, An Illustrated Souuenir of the Exhibition…, London, ١٩٣١; Pope, A., A Suruey of Persian Art, Tehran, ets., ١٩٥٧; Ritter, H., ”Orientalische Steinbucher“, Istanbuler Mitteilungen, Istanbul, ١٩٣٥, vol. III; Sarre, F., ”Eine Keramische Werkstatt, von Kaschan im ١٣. - ١٤., Jahrhundert“, Orientalische Steinbucher und persische Fayencetechnik, Iatanbul, ١٩٣٥; Watson, O., ”The Masjid-I’Ali, Quhrud“, Iran, London, ١٩٧٥; vol. XIII; id, Persian Lustre Ware, London, ١٩٨٥; id, ”Persian Lustre Ware form the ١٤th to ١٩th Centuries“, Le Mond iranien etl‘Islam, Paris, ١٩٧٥, vol. III; Wiet, G., L‘Epigraphie arabe de l‘exposition d‘art persan du Caire, Cairo, ١٩٣٥
فاطمه كريمي